 نماز جمع شوند. زير دو درخت، بخاطر رسول الله r پاك و تميز كرده شد. پس از اقامه نماز ظهر،  رسول الله در حالي كه دست حضرت علي رض  را گرفته بودند فرمودند:
«الستم تعلمون اني اولي بالمؤمنين من انفسهم قالوا بلي، قال الستم تعلمون اني اولي بكل مومن من نفسه قالوا بلي، قال فاخذ بيد علي فقال من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، قال فلقيه عمر بعد ذلك فقال له هنيئا يا ابن ابي طالب اصبحت و امسيت مولي كل مؤمن و مؤمنه»
ترجمه: آيا شما نمي دانيد كه من براي مومنين، عزيزتر از جانشان هستم؟ صحابه عرض كردند: بله يا رسول الله؟ فرمودند: آيا نمي دانيد كه من براي هر مؤمن، محبوب تر از جان او هستم؟ صحابه عرض كردند: بله؟ سپس دست علي را گرفته فرمودند: هر كه مرا دوست مي دارد علي را دوست مي دارد. خدايا هر كه با علي محبت ورزد تو با او محبت فرما و دشمن كسي باش كه با علي عداوت داشته باشد. حضرت براء بن عازب رض مي فرمايد: پس از آن، حضرت عمر رض با حضرت علي رض ملاقات كرد و فرمود: اي علي! مباركت باشد. اينك شما صبح و شام، محبوب هر مرد و زن مؤمن هستي.(1) 
2- روايت دوم از حضرت ابوالطفيل رض است كه حضرت علي رض، مردم را در مسجد جامع كوفه جمع كرده فرمود: هر كس كه در غدير خم سخني را كه رسول الله ص در مورد من شنيده باشد از جاي خود برخيزد. سي نفر (صحابه) از ميان جمعيت برخاست. راوي ابو نعيم مي گويد: تمام ايشان به اين امر گواهي دادند كه رسول الله ص دست حضرت علي رض را گرفته فرمودند:
«اتعلمون اني اولي بالمؤمنين من انفسهم قالوا نعم يا رسول الله قال من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.»
يعني: آيا مي دانيد كه من براي مؤمنين، محبوب تر از جانشان هستم؟ مردم گفتند: بلي يا رسول الله ص ‍ فرمودند: هر كه مرا دوست بدارد علي را دوست مي دارد. خدايا با كسي كه با علي محبت داشته باشد محبت فرما و دشمن كسي باش كه با علي دشمني كند.(2) 
علاوه بر اين دو روايت، مفاهيم تمام رواياتي كه در جلدهاي مختلف مسند احمد آمده عيناً همان است كه در روايات صحاح سته وجود دارد و مطلبي تازه  غير از مطالب روايات صحاح سته در آنها به چشم نمي خورد.
روايات ديگر غير از اين دو روايت، در اين صفحات از مسند احمد قرار دارند:
(1)	4/367 – (2) 4/368 - (3) 4/372 – (4) 4/437 – (5) 5/347 – (6) 5/350 – (7) 5/351 – (8) 5/356 – (9) 5/358
با حديث غدير و تفصيلات خطبه اش كه با اسانيد صحيح در كتب مشهور حديث نقل شده آشنا شديد.
.............................
(1) مسند احمد 4/281 المكتب الاسلامي بيروت
(2) مسند احمد 4/370 المكتب الاسلامي بيروت
با در نظر گرفتن تمام اين روايات، هر شخص به راحتي مي تواند نتيجه بگيرد كه در اين خطبه، اساساً اهميت دو چيز بيان شده است. يكي: فضيلت و عزت اهل بيت، ديگري: محبت با علي رض. ابتداي خطبه به بيان فضيلت اهل بيت اختصاص دارد و در بخش دوم آن، به محبت ورزي با علي رض حكم شده است. قسمت دوم خطبه، مربوط به حديث موالات است كه شيعه با استدلال از همين حديث، «عقيده امامت» و «خلافت بلافصل» علي رض را به اثبات مي رساند. مناسب مي دانيم كه پيش از گفتگو درباره حديث موالات كه در واقع هدف اصلي ماست بحثي درباره قسمت اول خطبه – حديث ثقلين – داشته باشيم. چرا كه اين قسمت از خطبه نيز در جاي خود از اهميت بسزايي برخوردار است و اگر با دقت تمام مطالعه شود گمراهي خوارج و شيعه به خوبي واضح خواهد شد. به همين جهت، نخست به تشريح قسمت اول خطبه تحت عنوان «حديث ثقلين» مي پردازيم؛ آنگاه به توضيح و تبيين قسمت دوم خطبه «حديث موالات» ان شاء الله خواهيم پرداخت.حضرت رسول اكرم ص در ابتداي اين خطبه چنين فرمودند:
اما بعد ألا ايها الناس فانما انا بشر يوشك ان ياتي رسول ربي فاجيب و انا تارك فيكم ثقلين – او لهما كتاب الله فيه الهدي و النور، فخذوا كتاب الله و استمسكوا به فحث على كتاب الله و رغب فيه ثم قال و اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي.
«هان اي مردم! همانا من فردي از بشر هستم. نزديك است كه پيك پروردگارم (مرگ) به سراغم بيايد و من اجابتش كنم. در ميان شما دو چيز گرانبها مي گذارم. يكي كتاب الله است كه در آن هدايت و نور مي باشد. پس از آن، رسول اكرم ص، مردم را تشويق به چنگ زدن به كتاب الله كردند. سپس فرمودند: ديگري اهل بيت من است. درباره اهل بيتم، خدا را ياد آور شما مي شوم،  درباره اهل بيتم، خدا را ياد آور شما مي شوم، درباره اهل بيتم، خدا را ياد آور شما مي شوم.»(1) 
اني قد تركت فيكم الثقلين، احدهما اكبر من الآخر، كتاب الله (حبل ممدود من السما الي الارض) و عترتي اهل بيتي، فانذروا كيف تخلفوني فيهما، فانهما لن يتفرقا حتي يردا على الحوض.
من در ميان شما دو چيز گرانقدر كه يكي از ديگري بزرگتر است گذاشتم. كتاب الله و خاندانم( اهل بيتم)  اكنون ببينيد پس از مرگ، شما با آنان چگونه رفتار مي كنيد؟ چرا كه اين دو از هم جدا نمي شوند تا اينكه در حوض كوثر نزد من بيايند.(2) 
حديث ثقلين و ترجمه آن، پيش روي شماست. چنانكه شما هم مي بينيد رسول الله ص در اين خطبه اش، ثقلين يعني دو چيز گرانبها را ذكر فرمودند و خاطر نشان ساختند كه من دو چيز، گذاشته و مي روم، اولي كتاب الله است. آنگاه توجه مردم را به چنگ زدن به كتاب الله و عمل بر آن مبذول داشتند و فرمودند: مقام كتاب الله، والاتر از هر چيز ديگر است، پس از بيان فضائل كتاب الله، از اهل بيت ذكر به ميان آورده فرمودند: درباره اهل بيتم خدا را يادآور شما مي شوم.
تنها چيزي كه از روايت مسلم معلوم مي شود اين است كه مقصود از ذكر اهل بيت، شناساندن حقوق اهل بيت و خوش رفتاري مردم با آنهاست. به همين خاطر، ايشان (طبق روايت مسلم) درباره آنها فرمودند: درباره اهل بيتم خدا را يادآوري تان مي كنم، اما روايت نسائي و مسند احمد، آشكارا نشان مي دهد كه ذكر اهل بيت به عنوان دومين چيز گرانبها از ثقلين مي باشد. بنابراين اولي كتاب الله و دومي اهل بيت شد.
در اينجا ممكن است در ذهن خواننده گرامي، اين اشكال پيدا شود كه از آيات بي شمار كتاب الله و از احاديث طيبه، چنين معلوم مي شود كه بعد از كتاب الله، مقام دوم از آن سنت رسول الله ص است. براي همين است كه در جاهاي متعدد با تعبيرات مختلف اين مطلب عنوان شده است: ) أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ  آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ، وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ ....…( و در اينجا پس از كتاب الله، اهل بيت مطرح شده است. پاسخ چيست؟
پاسخ آن كاملاً واضح است. بدون ترديد، گرانبهاترين چيز بعد از كتاب الله، سنت رسول الله ص مي باشد. در اين، جاي هيچگونه شكي وجود ندارد. اهل اسلام نيز در اين باره اختلاف نظر ندارند كه مقام دوم پس از كتاب الله به چه چيزي اختصاص دارد. منظور از ذكر اهل بيت در حديث ثقلين، سنت رسول الله ص مي باشد. سخن همين است و بس. براي اينكه اهل بيت، عاشقان راستين سنت نبوي بودند. همين ها بودند كه با صدق دل بر آن عمل مي كردند. بنابراين، ذكر اهل 