ست که از حوادث که قبلاً اتفاق افتاده یا اتفاق خواهد افتاد خبر می‌دهد. در روشنائی حکم شما بر مقدمات، تعبیر صورت می‌گیرد و سرانجام نتیجه أخذ می‌گردد.
نمونه: 
نمونه‌ی آن، داستان حضرت یوسف (ع) است. هنگامیکه یکی از دو زندانی که با او بود پیش حضرت یوسف آمد و عرض کرد: من در خواب دیدم که سبدی از نان بر سر دارم و پرندگان از آن می‌خوردند بدون اینکه بتوانم آنها را از خود دور کنم. حضرت یوسف دانست که او از دنیا می‌رود پس آن رؤیا را به مرگ تعبیر کرد و این، همان نتیجه است.
بر این قاعده قیاس کن؛ زندان غم و ذلّت است. آهن: قدرت و نیرو است و خرما: راحتی و رفاه زندگی.
و ابوبکر صدیق( رض) رؤیای مردی را تعبیر کرد که در خواب دیده بود که ادرارش به خون تبدیل شده است. به او گفت: «تو با همسرت که در حالت قاعدگی است همبستر می‌شوی. از خدا آمرزش بخواه و بار دیگر این کار را تکرار مکن». [المصنف: عبدالرزاق،(1/230) با سند صحيح].
قاعدة دوّم:
آنچه در مورد دارالحق می‌آید غالباً با وجود قرائن حق است:
مقصود به دارالحق، آخرت است آنچه در مورد آن می‌آید از قبیل: دیدن مردگان، دیدن بهشت و جهنم، زنده شدن، پل صراط و مانند آن، حق است. نمونة آن قصّه ثابت بن قیس است (رض) که هنگامیکه در جنگ یمامه به شهادت رسید، زرهی گرانقیمتی بر تن داشت. در خوابی یکی از مسلمانها آمد و به او گفت: تو را به وصیّتی سفارش می‌کنم مبادا! بگویی این خواب است و آن را ضایع کنی: وقتی شهید شدم یکی از مسلمانها بر من گذشت و زرهم را برداشت، منزلش از منزل بقیه دورتر است و در کنار چادرش اسبی است که با افسارش بسته شده است. دیک را بر زره سرازیر کرده و بر دیک جهاز شتری را گذاشته است. پیش خالد برو و بگو کسی را بفرستد و زرهم را پس بگیرد. اگر پیش خلیفه‌ی رسول خدا ابوبکر (رض)  رفتی بگو بر من دَینی است چنین و چنان. و فلان بنده‌ام آزاد باشد. صاحب خواب پیش خالد بن ولید آمد و خوابش را باز گفت. خالد کسی را فرستاد و زره را باز پس گرفت. و بعداً پیش ابوبکر (رض)  رفت و قصّه را برای او نیز تعریف کرد و وصیتش را بعد از مرگش تنفیذ کرد. گفته شده شنیده نشده است، کسی بعد از مرگ وصیت کرده و وصیتش اجرا شده باشد جز ثابت بن قیس (رض). [المستدرک: الحاكم – مع التخلیص): 3/235، و ذهبی آن را تصحیح نموده است] 
شیخ محمد بن عثیمین (رح) گفته است: هر خوابی که قرائن بر صدق آن، دلالت کند هیچ مانعی نیست که به مفاد آن عمل شود .
قاعده سوم: 
هر رؤیای مرموزی بوسيله ضدش تعبیر می‌شود جز رؤیاهایی که به دلالت قرآن و سنت تعبیر می‌شوند یا رؤیایهای که به قیامت مرتبط هستند و یا رؤیاهای که عمومی می‌باشند.
تمام رؤیاها برعکس هستند. بخشنده گیرنده است و گیرنده بخشنده، ضارب مضروب است، و مضروب ضارب. اگر زن حامله در خواب ببیند که دختر به دنیا آورده، پسر به دنیا می‌آورد، و اگر برعکس باشد نتیجه نیز معکوس خواهد شد.
أمثله:
«الضحک» که به معنای خنده است و یک دلالت قرآنی است بر بشارت دلالت دارد. خداوند می‌فرماید: (فضحکت فبشرنها)[هود:71].
«خندید و ما به او بشارت دادیم».
«الخلّ» که به معنای سرکه است و دلالت سنت است بر خیر و برکت دلالت دارد. پیامبر می‌فرماید: «نعم الأدم الخلّ». [مسلم: 164].
«بهترین خورش سرکه است». اگر دلالت، قرآن و سنّت باشد، معنی معکوس نمی‌شود. سبب معکوس شدن معنای رؤیا ـ خدا عالم است ـ اینست که فرشتة خواب مثلها را بر عکس می‌زند تا بین خواب و بیداری فرق و جدایی حاصل شود. مخصوصاً مردم بسیاری که خوابشان از واقع زندگیشان سرچشمه می‌گیرد خواب و بیداری آنها چندان فرقی ندارد، مثلاً از خوابی که در آن عصبانی شده بیدار شده و در حالت بیداری نیز بر عصبانیت خود باقی می‌ماند، پس فرشته‌ی رؤیا ضد آن را آوَرد تا بین حقیقت و خیال، فرق و جدایی حاصل شود.
سه نوع رؤیا از این قاعده مستثنی می‌شوند. 1- رؤیایی که تعبیر آن در قرآن و سنّت یافت شود، چون تعبیر آنها واقعی است. 2- رؤیایی که در مورد «دارالحق» قیامت باشد. 3- رؤیای عامّه. نمونه آنها بیشتر از حدّ شمارش است.
قاعدة چهارم:
اصول رؤیای رمزی حول سه چیز دور می‌زند: «جنس، صنف و طبع»:
جنس: مانند؛ درخت، پرنده و حیوان.
صنف: آنست که صنف‌ این درخت را از دیگر درختان، و صنف این پرنده را از دیگر پرندگان، و صنف این حیوان را مثلاً از دیگر حیوانات باز شناسی.
طبع: اندیشه می‌کنی که طبیعت مثلاً این درخت چیست، و آن را به صاحب خواب نسبت می‌دهی. اگر آنچه در خواب دیده شد پرنده باشد، پس معلوم می‌شود که صاحب خواب شخصی است که بسیار سفر می‌کند، و این از حالت پرنده که عدم استقرار است، استفاده می‌شود، و اگر مورد خواب حیوان باشد، پس به طبع و خوی حیوان نظر می‌شود، و طبیعت او به صاحب خواب نسبت داده می‌شود.
جدولی از اصول رؤیای رمزی
جنس	صنف	طبع
درخت	خرما	رفاه زندگی و روزی
پرنده	کلاغ	فسق و خرابی
حیوان	گرگ	تکبر و تجاوز
نمونه: 
لیث بن سعد نقل می‌کند: مردی پیش سعید بن المسیب آمد و گفت: در خواب بر بالکن مسجد کبوتر سفیدی دیدم که بسیار قشنگ و زیبا بود. کرکسی آمد و آن را شکار کرد. ابن المسیب گفت: اگر رؤیا صادق باشد، حجاج بن یوسف با دختر عبدالله بن جعفر ازدواج می‌کند. زیاد طول نکشید که این وصلت صورت گرفت. به او گفته شد: یا أبا محمد این خواب را چگونه تعبیر کردی؟ گفت: کبوتر زن است و سفیدی آن بر پاکی حسب و نسبش دلالت دارد. هیچ زنی را از نظر حسب و نسب پاکتر از دختر عبدالله بن جعفر طیّار ندیده‌ام و به کرکس نظر کردم، دیدم که پرنده‌ای است عربی و کسی را کرکس‌تر از حجاج نیافتم. [سیر اعلام النبلاء: الذهبی، 4/124].
بالکن مسجد را با وجود اینکه اهمیت داشت، ذکر نکرد، چون واضح بود که بر زن صاحب شرف و دین که شایسته دختر عبدالله بن جعفر (رض) بود، دلالت دارد.
قاعدة پنجم:
نکته اساسی و قابل توجه در تأویل کلمه، معنای متحرک آن است نه نص ثابت:
کلمه در رؤیا، معنای متحرک و متغیّر دارد، و این به معبّر امکان می‌دهد که طبق حقایق زمان خود فکر کند، در حالیکه نص ثابت به او کمک می‌کند تا در بررسی کردن فکر بیشتر تعمّق نماید.
از کتب تعبیر خواب گذشتگان غفلت نکن، چون روش آنها حقایق عصری را منعکس می‌کند که در آن زندگی کرده‌اند، و معنای رؤیا با تغییر اوضاع و احوال تغییر می‌کند.
نمونه: 
از پرواز در خواب به نقل و انتقال تعبیر شده است. پیشینیان گفته‌اند: اگر کسی در خواب از جای که می‌شناسد پرواز کند به جای که نمی‌شناسد، دلیل بر این است که اجلش نزدیک شده است. این معنی نسبت به عصر و زمان آنها صحیح است، اما نسبت به زمان ما به خاطر اختراع هواپیما، به معنی کثرت سفر است. کلمة پرواز که به معنی نقل و انتقال است ثابت است، اما معنی متحرک آن، در دنیای واقعی انسانها تا قیام قیامت در حال تغییر است.
نمونه دیگر: 
از دست دادن ریش در خواب، نزد پیشینیان به معنی از دست دادن دین است. اما نزد ما به معنی انتقال امام مسجد، یا درس عالمی، یا کلاس دینی از جای به جای دیگر است. دیدن خانه‌های گِل