 اثبات عقايد خويش در مسائلي از قبيل توحيد، تجسيم، جبر و اختيار، ايمان و كفر از دلايل و براهين عقلي استفاده مي‌كردند كه معمولاً با بحثها و مناقشات فروان بي پايان و منحرفي همراه بود. «مترجم» 
2) ذم الكلام هروي/28-31 اين كه امام ابوحنيفه رحمه‌الله عمربن عبيد را لعنت مي‌كند بر خطرناك بودن بدعتي دلالت دارد كه دروازه‌ي آن را باز كرده است، چون در غير اين صورت لعنت كردن مسلماني معين جايز نيست. 
3) ذم الكلام هروي/194-ب. 
4) مناقب ابوحنيفه نوشته مكي /184-183
5) مناقب ابوحنيفه، مكي -3731- امام ابوحنيفه از فراگيري علم كلام و جدل و جر و بحثها در اصول دين ممانعت مي‌كرد.
2- از آنجاييكه طرفداران علم كلام دروازه‌هاي شرارت را باز كرده و منحرف شدند، امام با آنها به شدت مقابله مي‌كرد و به همين سبب عمرو بن عبيد را لعنت كرد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه مؤلف</a><a class="folder" href="w:html:5.xml">مبحث اول: عقيده امام ابوحنيفه درباره‌ي توحيد</a><a class="text" href="w:text:12.txt">مبحث دوم: عقيده‌ي امام ابوحنيفه در اثبات تقدير الهي و درجات آن</a><a class="text" href="w:text:13.txt">مبحث سوم: عقيده‌ي امام ابوحنيفه درباره‌ي ايمان</a><a class="folder" href="w:html:14.xml">مبحث چهارم: عقيده‌ي امام ابوحنيفه درباره‌ي صحابه</a><a class="folder" href="w:html:17.xml">مبحث پنجم: نهي امام از هواپرستي جدال و بدعتگذاري در دين</a><a class="folder" href="w:html:20.xml">مبحث ششم: ممانعت امام ابوحنيفه از شرك و اسبابي كه منجر به شرك مي‌شود</a><a class="text" href="w:text:24.txt">مظاهر شرك و صورتهاي گوناگون آن</a><a class="text" href="w:text:25.txt">حقيقت شرك و گمراهي عصر جاهليت</a><a class="text" href="w:text:26.txt">صورتها و اشكال مختلف شرك و اعمال شركي</a><a class="text" href="w:text:27.txt">علم احاطه كننده و فراگير از ويژگيهاي خداوند متعال است</a><a class="text" href="w:text:28.txt">تمام اعمال و شعائر عبادي مخصوص خداوند است</a><a class="text" href="w:text:29.txt">تمام نشانه‌هايي كه بر عبوديت و فروتني دلالت دارد، مختص خداوند متعال است</a><a class="text" href="w:text:30.txt">خلاصه</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:21.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:22.txt">اسباب و وسائلي كه منجر به شرك مي‌شود</a><a class="text" href="w:text:23.txt">چكيده‌ي بحث</a></body></html>اسلام بر حمايت از توحيد خالص براي خداوند و بستن روزنه‌‌هاي شرك به او تعالي  و نابودي آن بسيار تاكيد كرده است.
بدون شك غلو و زياد روي در حق صالحان و نيكو كاران، اولين و قديميترين سبب و علت شرك بوده است و شرك در ميان قوم نوح از راه غلو و زياده روي در حق نيكان و صالحان آغاز شد؛ اين حقيقت از ابن عباس و كسان ديگر با روايات صحيح ثابت است. لذا در اسلام بر بستن اين دروازه‌ها تاكيد فروان شده است و علماي اهل‌سنت در انكار غلو و زياده روي در حق مردگان و حمايت از توحيد بشدت سخت‌گير و حساس بوده‌اند. و امام ابوحنيفه از علمايي است كه در اين خصوص سختگير بوده‌اند، در اين بحث با مطالعه‌ي سخنان او و پيروانش به واقعيت بيشتر پي خواهيم برد. «انشاء الله»امام ابوحنيفه و پيروانش از اسبابي كه منجر به شرك مي‌شود نهي كرده‌اند و برخي از اسبابي كه منجر به شرك مي‌شود عبارتند از:
گچ كاري(1) و ساختن بنا (گنبد، ضريح و ساختمانهايي كه روي قبرها مي‌سازند) و بلند كردن قبر از زمين(2) و نوشتن بر آن(3) و مسجد نمودن قبور،(4) و چراغ و... بر قبرها روشن نمودن(5) و آن را محل اجتماع قرار دادن(6) و بقصد زيارت آن اسباب سفر بستن(7) و بصورت خاص و به نيت كسب ثواب به زيارت قبور رفتن و... نهي كرده است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1)‌ مسلم و ديگر محدثين از جابر روايت كرده‌اند كه: «پيامبر از گچ كاري(به كار بردن گچ)قبور و نشتن وساختن بنا و ساختمان بر آنها نهي كرده است». براي آشنايي با مواضع امام ابوحنيفه و بسياري از پيروان ايشان در اين باره به كتابهاي زير مراجعه شود:1-البدائع الصنائع1/320، تحفة الفقهاء2/256، المتانه/201، فتح الملهم2/121-122، معارف السنن3/305-307، حاشية الطحطاويه بر مراقي الفلاح/335، حاشيه رد المحتار ابن عابدين2/237، الفتاوي الهنديه1/194، البحرائق2/194، المبسوط2/62، حاشيه المراقي الفلاح/405، والابداع/197 و زيارة القبور/29.
2) ساختن بناء روي قبرها بدليل حديثي كه مسلم و ديگر محدثين از علي روايت است كه پيامبر او را فرستاد كه هيچ قبر ساخته شده‌اي را نگذارد مگر اين كه با زمين يكسان كند. براي آگاهي بيشتراز موضع گيري پيشوايان حنفي در اين باره به كتابهاي زير رجوع شود: تبيين الحقائق زيلعي 1/264، فتح الملهم2/506، روح المعاني15/237 و فتح القدير 2/141. 
3) ابوداود، ترمذي و... از جابر روايت كرده‌اند كه پيامبر‌ از بكار بردن گچ در قبرها و نوشتن بر آن نهي كرده است. براي آگاهي بيشتر از عقيده‌ي امام و پيروانش در اين باره به البدئع الصنائع1/320، تحفة الفقهاء2/256، تبين الحقائق1/264، حاشية مراقي الفلاح و مراقي الفلاح/405 و الابداع/167 رجوع شود.  
4) دليل عدم جواز اين مسئله اين است كه پيامبر مي‌فرمايد: «خداوند يهود و نصارا را لعنت كند كه قبور پيامبرانشان را مسجد(سجدگاه و محل نماز خواندن) قرار دادند» (متفق عليه)  و مي‌فرمايد: «آگاه باشيد، آناني كه پيش از شما بودند، قبرهاي پيامبرانشان را مسجد قرار مي‌دادند، لذا شما را از اين كار نهي مي‌كنم». اين حديث را مسلم و ديگر محدثين روايت كرده‌اند. براي آگاهي از موضع‌گيري احناف مي‌توان به تبيين الحقائق1/264، روح المعاني15/237، المرقاة شرح المشكاة 2/22، الكواكب الدراري1/316-317، زيارة القبور تاليف برعوي/29 و المجالس الاربعه/13.  
5) رسول الله(ص) مي‌فرمايد:لعن الله زوارات القبور و المتخذين عليها المساجد و السرج»: (خداوند زناني را كه به زيارت قبرها مي‌روند و كساني را كه قبرها را مسجد قرار مي‌دهند و بر آنها چراغ روشن مي‌كنند؛ لعنت كند). اين حديث را احمد، ترمذي و ديگر محدثين روايت كرده‌اند. براي آشنايي بيشتر از موضع‌گيري احناف به كتابهاي زير رجوع كنيد: الكوكب الدراري1/317، والإبداع/189، زيارة القبور/29 و المجالس الاربعة/13.
6) ابوداود بصورت مرفوع از پيامبر روايت مي‌كند كه فرمود: «خانه‌هايتان را با نخواندن نماز و قرآن به قبرستان تبديل نكنيد و قبر مرا محل اجتماع و عبادت قرار ندهيد و به من درود بفرستيد كه هر جا باشيد درود شما به من مي‌رسد». براي آگاهي از موضع احناف به الإبداع/185 رجوع شود.
7) امام احمد از ابوسعيد روايت مي‌كند كه پيامر فرمود:«براي كسي شايسته نيست كه به قصد رفتن به مسجدي و خواندن نماز در آن، بار سفر ببندد، به استثناي مسجد الحرام، مسجد من(مسجد النبي در مدينه) و مسجد الاقصي». براي آگاهي از موضع احناف در مورد نهي از سفر كردن بقصد ثواب بجز از سه مورد مذكور به حجة الله البالغه1/192-193.سخنان زيادي از امام ابوحنيفه و پيروانش در خصوص ممانعت از تمام آنچه منجر به شرك و بزرگداشت قبرها و اموات غلو و زياده روي در آنها مي‌شود نقل شده است كه مي‌توان در كتابه