<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">احادیث شیعه پسند در کتب اهل سنت</a></body></html>اشخاص بی‌طرف:
شما این دلیل خود را مبنی بر وجود احادیث در کتب اهل سنت فقط و تنها می‌توانید در مقابل خود اهل سنت بیان کنید (تازه آن هم طبق مطالبی که بیان شد اشتباه است) و چنانچه شخصی مسیحی یا بی‌طرف در مقابل شما باشد نمی‌توانید چنین دلایلی را بیان کنید، چون آن مسیحی خواهد گفت که من نه کتب شیعه را قبول دارم و نه کتب اهل سنت را، در ضمن ممکن است فرقه‌ای دیگر چون بهائیت بیایند و از کتب شیعه مطالبی را برای صحت عقاید خود بیرون بکشند (مثل ظهور منجی)، پس آیا شما بهائیت یا فرقه‌های دیگر را قبول می‌کنید؟مسئله آخرت و پیشگاه عدل الهی:
مسئله بسیار مهم دیگر این است که در جهان آخرت از شما نمی‌پرسند که در کتب اهل سنت چه چیزی نوشته شده بود؟!! یا حتی در کتب خود شیعه، بلکه در آن جهان اول از همه در مورد قرآن و عمل نمودن به آن از شما سوال می‌شود، و احادیث نیز چنانچه با قرآن، سنت متواتر و عقل صریح (و دیگر موارد صحیح بودن حدیث) مخالفت نداشته باشند مورد پرسش یا قبول قرار می‌گیرند و صرف اینکه حدیثی در فلان کتاب از فلان عالم ثبت شده دلیل بر درست بودنش نیست، چونکه به طور حتم آن علما معصوم و مجهز به وحی الهی نبوده اند و حتماً دارای خطاهایی بوده اند و نمی‌توان تمامی احادیث ثبت شده توسط ایشان را قبول کرد و می‌بایست آن احادیث را بررسی نمود و مهمترین راه بررسی، تطبیق دادن متن احادیث با قرآن است، و سپس سنت متواتر پیامبرص و همچنین عقل و مراحل دیگری چون بررسی سند حدیث و قرینه‌های ثبت شده آن و تاریخ.
 در ضمن لازم به تذکر است که علمایی بدون داشتن تعصب، احادیث گوناگون را بررسی کرده اند، مثل علامه برقعی و علامه آلبانی، امیدواریم بقیه علما نیز همین روش را انتخاب کنند، ان شاءالله.  
پایان
پاییز 1386 هجری شمسی<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:5.txt">اجتهاد</a><a class="text" href="w:text:6.txt">محققین ضد اسلامی در غرب</a><a class="text" href="w:text:7.txt">احادیث کتب شیعه</a><a class="text" href="w:text:8.txt">بی‌طرفی اهل سنت</a><a class="text" href="w:text:9.txt">حقه‌بازی در تشیع</a><a class="text" href="w:text:10.txt">اشخاص بی‌طرف</a><a class="text" href="w:text:11.txt">مسئله آخرت و پیشگاه عدل الهی</a></body></html>احادیث شیعه پسند در کتب اهل سنت

نویسنده : علی حسین امیریبه نام خدا
 سلام و درود بر پیامبر اسلام و خاندان پاکش و اصحاب وفادارش.
در این مقاله مختصر به بررسی یکی از دلایل شیعیان در مقابل اهل سنت می‌پردازیم، و ثابت می‌کنیم که دلیلی پوچ و بی‌معناست.
شاید شما خواننده گرامی نیز دائم دیده باشید که در هنگام مناظره بین یک روحانی شیعه با یک نفر از اهل سنت، روحانی شیعی مرتب می گوید: فلان حدیث (که به نفع شیعه است) در فلان کتب از اهل سنت، از فلان عالم ثبت شده، و برای مقابله با اهل سنت دائماً به احادیث موجود در کتب آنها اشاره می‌کنند و می‌خواهند بدینوسیله حقانیت خود را ثابت کنند، حال ما در اینجا دلایل متعددی را ذکر می کنیم که وجود این احادیث دلیل بر حقانیت شیعه نیست، و این دلیل شیعیان به هیچ عنوان صحیح نمی‌باشد.اجتهاد:
اولین دلیل ما مسئله اجتهاد علما می باشد که با این استدلال شیعیان کاملاً در تضاد است.
همه می دانند که به جز مسلک اخباری که تمام احادیث و اخبار را بدون اجتهاد قبول می‌کنند و معتقد به صحیح بودن همه آنها هستند (که البته در اشتباهند(1) ) در مقابل مکتب اصولی قرار دارد که به اجتهاد و بررسی احادیث مختلف می‌پردازند، و حتی شیعیان نیز دارای مکتبی اصولی هستند و در حوزه‌ها مشغول تدریس و بررسی اخبار هستند و به عالمان خود درجه اجتهاد می‌دهند (توسط مجتهدی دیگر) و تمامی اخبار کتب خود را نیز قبول ندارند، از آن طرف، اهل سنت نیز دارای اجتهاد هستند و در فروع دین نیز دارای چهار امام هستند (مالک، ابوحنیفه، شافعی و احمد بن حنبل) پس موضوع اجتهاد منحصر به هر دو طرف ماجراست. و اصلاً معنای اجتهاد یعنی اینکه از میان احادیث صحیح و ضعیف، احادیث صحیح را بیرون بکشید، که اینکار را با بررسی سند حدیث (علم الرجال) و متن حدیث و موارد دیگر تشخیص احادیث انجام می دهند(2) ، چونکه شما هر حدیثی که بخوانید مطمئن باشید که به احتمال قوی حدیث ضد آن نیز موجود است، همینطور احادیث جعلی فراوانی که توسط یهودیان یا مسیحیان یا افراد غالی و دشمنان اسلام وارد کتب شیعه یا سنی شده اند(3) ، پس می‌بایست احادیث مختلف را بررسی نمود.
حال ما از شیعیان می پرسیم اینکه دائم می‌گوئید در کتابهای اهل سنت فلان مطلب و فلان حدیث وجود دارد، پس می‌شود بفرمائید اجتهاد چه معنی دارد؟! اگر قرار باشد هر حدیثی را پذیرفت، پس اجتهاد را باید کنار گذاشت، و آیا شیعه هر حدیثی که در کتب خویش دارد (حتی در کتب اربعه شیعه (4)) قبول می‌کند؟ یا اینکه توسط مجتهدین خود احادیث مورد نظر را بررسی می‌کند؟، پس اجتهاد یعنی همین که ما هر حدیثی را قبول نمی کنیم و این منحصر به خود شیعه نیز هست(5) .
...............................
(1) احادیث فراوانی از پیامبر ص و امامان می‌باشند که در آنها آمده: هر حدیثی که از ما به شما رسید و با قرآن مخالف بود آن حدیث را به دیوار بزنید و قبول نکنید، پس طبق این احادیث ما حدیث جعلی نیز داریم و چنانچه این احادیث را نپذیریم و همچون اخباریون قبول نکنیم پس خود این احادیث اشتباه هستند و در هر دو صورت ادعای اخباریون رد می‌شود. 
(2) و می‌بینید که احادیث را نیز طبق میزان سنجش خود طبقه بندی می‌کنند ، مثل احادیث صحیح یا ضعیف یا مرسل و... 
(3) همانطور که از جانب یهودیان و مسیحیان داستانهایی وارد کتب شیعه و سنی شده، همانطور نیز از کتب شیعه ممکن است احادیثی وارد کتب اهل سنت شده باشد یا برعکس.
(4) کتب اربعه شیعه: کافی، من لایحضره الفقیه، استبصار و تهذیب که مثلاً در الأصول من الکافی ج1 ص237 حدیثی می باشد مبنی بر اینکه الاغی بنام عفیر که از نسل الاغ کشتی حضرت نوح بوده با پیامبرص به گفتگو پرداخته و گفته: پدر و مادرم فدایت شود و ...، پس آیا این حدیث کلینی قابل قبول است؟!!
(5) اگر اینطور باشد شما علم الرجال، علم درایه، تاریخ و عقل را کنار بگذارید و تنها هر حدیثی که در کتب اهل سنت به نفع شماست قبول کنید و هر حدیثی به ضرر شماست قبول نکنید!!محققین ضد اسلامی در غرب:
محققین غربی مخالف با اسلام، برای توجیه عقاید خود مطالب و احادیثی را از کتب مسلمین بیرون می‌کشند، که حتی ممکن است از آن مطالب بر ضد شخصیت پیامبرص استفاده کنند، آنوقت می‌بینی که فوری روحانیون شیعی می گویند: ای آقا، مگر هر چه در کتب ما ثبت شده صحیح است؟!! 
پس ما نمی دانیم چرا وقتی نوبت به مجادله خود ایشان با اهل سنت می‌رسد دائماً از کتب ایشان مطالب می آورند؟!!، جوابی که شیعیان به غربیان می دهند اهل سنت نیز می‌توانند به خود شیعیان بدهند.
 تازه شیعیان فقط احادیثی را که