فتم!! (این اشخاص حتی آیاتی دروغین می گفتند). 
3) در سال نهم هجری مسليمه نامی با گروهی از یمامه خدمت رسول خدا رسید (بعضی گفته‌اند: مسیلمه شخصا نیامد بلکه در حومه شهر باقی ماند) ولی وقتی برگشت راه ارتداد پیش گرفت، و در نامه‌ای ادعای شرکت در پیامبری داشت که رسول خدا او را مسیلمه کذاب خواند/ تاریخ قرآن - دکتر محمود رامیار ص299ز
4) واقعه رده شش مرکز عمده داشته که در چهار مرکز آنها سران گردنکشی بوده اند: 1- اسود عنسی: رئیس قبیله بنی مدلج 2- مسیلمه کذاب در میان قبیله بنی حنیفه در یمامه که سرانجام توسط وحشی قاتل سیدالشهدا حمزه(رض) کشته شد 3- طلیحه بن خویلد در میان بنی اسد که در مقابل خالد بن ولید تاب مقاومت نیاورد و به شام گریخت و اسلام آورد 4- سجاح دختر منذر از قبیله تمیم. برای بررسی یک موضوع تاریخی باید خود را در شرایط همان زمان قرار داد، شما تصور کنید وقتی پیامبر(ص) رحلت کرده و اهل رده و پیامبران دروغین و پیروانشان نیز در شبه جزیره می‌باشند و هر روز نیز مشغول تبلیغات دروغین خود و افزایش جمعیت خود هستند و کسانی که از اسلام ضربه خورده بودند بدانها می‌پیوندند و ممکن است بقیه مردم شبه جزیره را نیز به سمت خود جذب کنند، و همینطور امپراطوریهای بیرون از مرزها نیز خطری علیه مسلمین بوده اند و حضور منافقین نیز در میان خود مسلمین و عوامل دیگر، پس در چنان شرایط سخت و دشواری که واقعا برای اسلام خطری بسیار جدی بوده است، صحابه گرانقدر که وجود این خطر را در آن زمان به خوبی احساس کرده بودند سریعا جمع می‌شوند و تشکیل شوری می‌دهند تا پس از رحلت پیامبر(ص) برای مسلمین خلیفه‌ای انتخاب کنند(1)  که بالاخره حضرت ابوبکر(رض) را برای خلافت انتخاب می‌کنند و اما وقتی حضرت ابوبکر (رض) به خلافت می رسد ناگهان اوضاع شبه جزیره به طور وحشتناکی درهم ریخته بود(2) . در اینجا لازم است بدین نکته مهم اشاره کنم که انسان در اینجا به ایمان واقعی ابوبکر و عمر و صحابه(رض) پی می برد(3) ، چون ایشان دوباره برای اسلام می‌ایستند و به هیچ عنوان میدان را خالی نمی‌کنند و ابوبکر برای بار دوم به نوعی اسلام را نجات می‌دهد، بار اول با مسلمان شدن خود در مکه و اینبار نیز با سرکوب شورش اهل رده، اگر شیعیان بگویند: خداوند خود حافظ اسلام است، و ابوبکر دخالتی نداشته، در جواب می گوئیم:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) آن وقت خنده دار است که شیعه می گوید: مگر انتخاب خلیفه چقدر مهم و ضروری بوده که صحابه فوری و با عجله در سقیفه جمع شدند، باید ایشان را به همان زمان ببریم تا بفهمند که چقدر ضروری بوده است (مخصوصا که پیامبرص نیز در مورد وجود رهبر و اولی الامر برای صحابه و مسلمین تاکید فراوان داشته است، و احادیث زیادی پیرامون ضرورت وجود حاکم وجود دارد). 
2) اگر بخواهیم در یک جمله به طور خلاصه و عامیانه اوضاع آشفته آن زمان را بیان کنیم باید بگوئیم: کار و اوضاع پکیده بود.  
3) چقدر می بایست عده ای نادان باشند که بگویند: ابوبکر یا عمر دارای ایمان صحیح نبوده اند یا نعوذبالله دارای نفاق و دورویی بوده اند یا صحابه پس از رحلت پیامبرص مرتد شده اند، ما می گوئیم: از مرتد شدن چه انگیزه ای داشته‌اند آنها که سالها همراه پیامبرص مجاهدتهای سخت می‌کنند بعد هم در مقابل اهل رده به مجاهدت می‌پردازند که بسیاری نیز شهید می‌شوند، اگر صحابه مرتد بوده‌اند چرا پس از رحلت پیامبرص به جنگ علیه اهل رده می‌روند؟ چون اعتقاد به این امر یعنی اینکه عده‌ای مرتد به جنگ عده‌ای مرتد دیگر رفته اند!!1-	خداوند محافظ قرآن نیز هست، و نگهداری آنرا وعده داده، ولی اینکار را توسط صحابه با ایمان انجام داده که ابتدا قرآن را در سینه‌های خود حفظ کردند و سپس به جمع آوری آن پرداختند تا در زمان حضرت عثمان(رض) آنرا به صورت مصحفی در آوردند(1) ، پس نمی‌توان کار بزرگ آنها را نادیده گرفت. در زمان رحلت پیامبر(ص) نیز اسلام در خطر نابودی بوده و به جرات می‌توان گفت که اسلام فقط در مدینه مستقر و محکم بوده و اگر  دشمنان به آنجا نیز حمله می‌کردند تصور کنید چه می‌شد.
2-	 و اما در مورد اسلام، اگر خود مومنین مجاهدت نکنند مطمئن باشید دشمنان بر آنها غلبه خواهند کرد، و اینطور نیست که شما در گوشه‌ای راحت بنشینید و خداوند هم خطر دشمنان را از شما دفع کند بلکه خود مسلمین هم باید به پا خیزند، جنگ احد نمونة بارزی از این امر است که تنها به خاطر یک اشتباه، مسلمین در جنگ شکست خوردند و عده زیادی نیز شهید شدند.
3-	اگر این عقیده را بپذیریم پس اینکه شیعه دائم می گوید: اگر حسین و کربلا نبود، اسلام نیز نبود، امری باطل خواهد بود، چونکه خداوند خود حافظ اسلام است، و قیام امام حسین هم بی‌اعتبار و کم‌رنگ خواهد بود. 
4-	در مورد اسلام آوردن حضرت ابوبکر در مکه باید متوجه این امر باشید که وقتی شخصی که دارای سن و سالی است و خارج از خانه محمد (ص) نیز بوده است و در معاملات و کارهای دیگر با اهل مکه رابطه داشته، پس مسلمان شدن این شخص آن هم فوری و بدون درنگ بسیار حائز اهمیت است، و بیشتر در نظر دیگران قابل توجه بوده است(2) ، حضرت ابوبکر علاوه بر اینکه خودش مسلمان می‌شود چندین تن دیگر را نیز که آنها هم از رجال مکه بوده اند همراه خود مسلمان می‌کند و همچنین با ثروت خود خدمات شایانی به اسلام می‌کند (مثل آزاد کردن برده‌های مسلمان مانند بلال(رض) از چنگال مشرکین مکه یا کمکهای فراوان دیگرش). 
5-	اگر این عقیده شیعه صحیح باشد پس دیگر برای هیچ کار مفیدی در اسلام ثوابی نیست، چون به هر حال بسیاری از خدمات مسلمین به خاطر حفظ اسلام است، و البته ملاحظه می‌کنید خود کسانی که این عقیده را دارند دارای اسلامی صحیح نیستند به خاطر اینکه راهی دیگر را در نظر گرفته اند و چنانچه امتی نیز بر گمراهی خود پافشاری داشته باشد مطمئن باشید اسلام خود به خود نخواهد ماند و اگر هم بماند پوسته و ظاهر اسلام است(3) .
6-	علت وجود چنین افکاری میان شیعیان به خاطر این است که ایشان واقع‌گرا نیستند، و در تمامی عقاید خود پیرو اوهام و خیالات و باورهای خوشمزه و رمانتیک هستند مثلا عقیده دارند که همیشه حجتی هست و برای مردم همچون شبانی است که نگهدار گوسفندان(4)  است، و آنها را از خطر نابودی حفظ می‌کند و نمی‌دانند که اسلام دینی واقع گراست، و چنانچه ذره‌ای مسلمین در مجاهدت و حفظ اسلام غفلت ورزند به طور حتم عواقب شوم آنرا نیز خواهند دید و خوشبختانه مسلمین صدر اسلام پس از رحلت نبی اکرم(ص) خطر دشمنان را به خوبی حس کرده(5)  و با آنها به مقابله پرداختند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البته قرآن قبل از زمان خلافت حضرت عثمان(رض) نیز در زمان ابوبكر صديق(رض) جمع آوری شده بود ولی در زمان خلافت حضرت عثمان زیر نظر هیاتی از صحابه تبدیل به یک مصحف شد.
2) شیعه دائم بر اسلام آوردن حضرت علی اشاره می کند، شما خودتان را در آن زمان به جای اه