را بس.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا ؛ آنان  را که  به  آيات  ما کافر شدند به  آتش  خواهيم  افکند  هر گاه   پوست تنشان  بپزد پوستي  ديگرشان  دهيم  ، تا عذاب  خدا را بچشند خدا  پيروزمند وحکيم  است.
وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِـلاًّ ظَلِيلاً ؛ آنان  را که  ايمان  آورده  و کارهاي  نيکو کرده  اند به  بهشتهايي  که  در  آن نهرها جاري  است  در آوريم  ، تا ابد در آنجا خواهند بود  و در آنجا  صاحب  زنان  پاک  و بي  عيب  شوند و در سايه  هاي  پيوسته  و خنک  جايشان  مي دهيم.
اين است واقعيت حال آنها، بنابراين خداوند متعال در موردشان فرمود: « أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ» ايشان کساني هستند که خداوند آنها را از رحمت خويش دور نموده و سزاوار خشم و عذاب خويش گردانيده است . « يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرً» و هرکس که خدا او را نفرين کند براي وي ياوري نخواهي يافت که او را سرپرستي کند و منافعش را تامين نمايد و او را از ناگواري ها محافظت کند ،و اين نهايت خواري و رسوايي است.
« أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ» آيا بهره اي از ملک دارند تا هرکس را که بخواهند بنا به خواست و آرزوي خويش برکسي ديگر ترجيح دهند، ودر تدبير جهان شريک خدا باشند؟! اگر چنين قدرتي داشتند به شدت بخل مي ورزيدند، بنابراين فرمود: « فَإِذَّا» اگر بهره اي از ملک داشتند، « لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرً» به  مردم چيز کمي هم نمي دادند، و اگر بالفرض قدرتي داشتند به شدت بخل مي ورزيدند. و اين را به صورت استفهام انکاري بيان کرد چرا که هيچ احدي آن را قبول نمي کند.
« أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ » آيا انگيزه سخنشان اين است که آنها شريک خدا هستند و هرکس را که بخواهند ترجيح مي دهند و فضل و عطايا را به او مي بخشند؟ يا حسادت ورزيدن به پيامبر و مومنان بر آنچه که خداوند از فضل خويش به آنان داده است آنان را وادار به اين کار مي نمايد؟ و حسادت ورزيدن به فضل  الهي چيز تازه و نوظهوري نيست. « فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا» و آن نعمت هايي از قبيل پيامبري و کتاب است که خداوند بر ابراهيم و فرزندانش ارزاني داشت، و ملک و سلطنتي است که به برخي زا پيامبراشن مانند داود و سليمان بخشيد. 
و خداوند همواره انعام خود را بر بندگان مومنش ارزانش مي دارد. پس آنها چگونه نعمتي را که خداوند در قالب نبوت و پيروزي و  فرمانروايي به محمد داده است؛ محمدي که برترين و بزرگوارتين انسان ها است و بيش از همه خدا را مي شناسد و از خدا مي ترسد، انکار مي کنند؟!
« فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ» گروهي از آنان به محمد (ص) ايمان آورده و خوشبختي دنيا و رستگاري آخرت را بدست آوردند، « وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ» و دسته اي از آنها از روي کينه و حسد، مرد را از او باز داشتند، در نتيجه به بدبختي دنيا و مصيبت هاي فراوان دچار شدند، که غرق شدن در درياي مشکلات دنيا بخشي از آثار گناهانشان است.
« وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرً» و جهنم سوزان براي يهوديان و نصارا و ديگر کافراني که به خدا کفر ورزيده و پيامبري پيامبران را انکار کرده اند، کافي است، بنابراين فرمود: « ِإنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا» آناني که به آيات ما کفر ورزيدند، آنها را با آتشي که هيزمش بسيار عظيم و بزرگ است و حرارتش بسيار شديد مي باشد مي سوزانيم.
« كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ» هرگاه که پوست هايشان بسوزد، « بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ» به جاي آن، پوست هايي ديگر قرار مي دهيم تا شديدترين عذاب را بچشند. و چون کفر و عناد را به صورت هميشگي تکرار کرده و تبديل به صفت و عادت آنها گرديده است، عذاب هم بر آنها تکرار مي شود تا سزاي برابر با اعمال خود را ببينند. بنابراين فرمود: « إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا » همانا خداوند عزيز است و در آفرينش و فرمانروايي و پاداش و سزايي که مي دهد داراي قدرت بزرگ و حکمت فراوان است. « وَالَّذِينَ آمَنُواْ» و کساني که به خدا و آنچه که ايمان آوردن به آن واجب است ايمان آوردند، « وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» و کارهاي شايسته اعم از واجبات و مستحبات را انجام دادند، « سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ» آنان را وارد باغ هايي مي کنيم که رودها از زيردرختانش روان هستند و جاودانه در آن مي مانند، و براي آنان در آنجا زن هايي پاکيزه هست که از اخلاق زشت و ناپسند و از هر عيب و آلودگي که زنان دنيا دارند پاک هستند. « وَنُدْخِلُهُمْ ظِـلاًّ ظَلِيلاً» و آنها را به سايه اي گسترده وارد مي کنيم که هيچگاه زوال پذير نيست.إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ؛ خدا به  شما فرمان  مي  دهد که  امانتها را به  صاحبانشان  باز گردانيد  و، چون  در ميان  مردم  به  داوري  نشينيد به  عدل  داوري  کنيد  خدا شما را چه   نيکوپند مي  دهد  هر آينه  او شنوا و بيناست.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، از خدا اطاعت  کنيد و از رسول  و  الوالامرخويش  فرمان  بريد  و چون  در امري  اختلاف  کرديد اگر به  خدا و روز  قيامت ايمان  داريد به  خدا و پيامبر رجوع  کنيد  در اين  خير شماست  و  سرانجامي  بهتر دارد.
امانت عبارت از هر چيزي است که انسان بر آن امين قرار داده شده و به امانت داري آن دستور داده شده باشد. پس خداوند بندگانش را فرمان داده تا امت ها را طور کامل و بدون کم و کاست و بدون درنگ و تاخير به صاحبانشان برسانند. و اين شامل امانت پست و مقام، اموال و اسرار و فرمان هايي مي باشد که جز خدا کسي به آن آگاه نيست.
و فقها گفته اند: هرکس امانتي را تحويل گرفت بر او لازم است آن را حفظ نمايد زيرا رساند امانت به صاحبش جز با حفظ  کردن آن امکان پذير نيست، پس حفظ امانت واجب است. و « إِلَى أَهْلِهَا» بيانگر آن 