ی را که گفتیم: « وارد این شهر شوید و از هرکجای آن خواستید به خوشی و فراوانی بخورید و از دروازه آن با فروتنی وارد شوید و بگویید: خدایا گناهان ما را بیامرز»، تا گناهان شما را بیامرزم و پاداش نیکوکاران را خواهیم افزود.
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُون ، پس ستمگران آن سخن را به سخن دیگری غیر از آنچه به آنان گفته شده بود تبدیل کردند. پس بر کسانی که ستم نمودند به سبب سرپیچی شان عذابی از آسمان فرو فرستادیم.
این نیز بیان نعمت هایی است که خداوند بعد از اینکه بنی اسرائیل از فرمان او سرپیچی کردند بر آنها ارزانی داشت، پس آنها را فرمان داد وارد شهری شوند و در آن موطن و مسکن گزینند و دعوت و افتخار و روزی فراوان بدست آورند. و دستور داد که « سُجَّدَاَ» فروتنانه از دروازه ی شهر داخل شوند، و بگویند: « حِطَّةُ» پروردگارا! از شما می طلبیم که گناهانمان را عفو نمایی و از اشتباهاتمان چشم پوشی کنی. « نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ» و چنانچه طلب مغفرت کنید ما گناهانتان را می بخشیم. « وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ » و پاداش نیکوکاران را اکنون و در آینده خواهیم افزود. « فَبَذَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا» پس ستمگرانشان آن سخن را به سخن دیگری غیر از آنچه به آنها گفته شده بود تبدیل کردند. نگفت: « فَبَذَّلوا» چون همه آنان سخن را تغییر ندادند. « قَولاً غَیرَ الَّذِی قِیلَ لَهُم» یعنی سخن خدا را به سخنی غیر از آنچه که به آنها گفته شده بود، عوض کردند. پس به منظور اهانت به دستور خدا و به تمسخر گرفتن آن، به جای «حطّه» یعنی گناهان ما را بیامرز، گفتند: « حّبة فی حنطة» دانه گندم، پس وقتی که آنها سخن را تغییر بدهند عمل را به طریق اولی تغییر خواهند داد. بنابراین در حالی که به پشت می خزیدند، داخل شدند. و از آن جا که این سرکشی بزرگترین سبب گرفتار شدن آنها به عذاب خداوند بود، فرمود: « فَأَنزَلنا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا» پس فرو فرستادیم بر کسانی که ستم کردند، «  رِجْزاً مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ» عذابی از آسمان به سبب تعدی و تباهی و فسادی که می کردند.لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا  ؛ در بسياري  از نجواهايشان  فايده  اي  نيست  ، مگر در سخن  آنان  که  به  صدقه ، دادن  يا نيکي  کردن  و يا آشتي  جويي  فرمان  مي  دهند  و آن  کس  را که  براي   خشنودي  خداي  چنين  کند مزد بزرگي  خواهيم  داد.
در بسياري از راز گويي هاي مردم خبر و برکت نيست، و چون در آن خير و برکت نيست، يا فايده اي ندارد مانند سخن هاي بيهوده که مباح هستند، و يا با سخن باطل محض است، مانند انواع سخن حرام. 
سپس خداوند مواردي را از آن مستثني نمود و  فرمود: « إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ» مگر کسي که به صدقه دادن مال يا دانش يا فايده اي ديگر دستور دهد. عبارت هاي کوتاه مانند گفتن « سبحان الله» و « الحمدلله» در آن داخل است. همانطور که پيامبر (ص) فرمود: « إنَّ بِکُلَّ تَسبيحَةٍ صَدَقَةُ وَکُلَّ تَکبِيرَةِ صَدَقَهُ وَکُلَّ تَهليلَةٍ صَدَقَةُ وَأمر بَالمَعرُوفِ صَدَقَةُ » همانا سبحان الله گفتن صدقه است و الله اکبر و لا اله الا الله گفتن و امر به معروف و نهي از منکر صدقه است ، و جماع هر يک از شما با زنش صدقه است.
« أَوْ مَعْرُوفٍ» و آن احسان و طاعت و هر آن چيزي است که برحسب شريعت و عقل، نيک تشخيص داده شده باشد و چون امر به معروف را به طور مطلق بيان کرد شامل نهي از منکر نيز مي شود زيرا ترک کردن چيزهايي که از آن نهي شده است، معروف و نيکي است، و نيز کار خوب به طور کامل انجام نمي شود مگر با ترک کردن کار بد. و اما در صورتي که امر به معروف و نهي از منکر همراه با يکديگر بيان شوند، در اين صورت معروف به معني انجام دادن کاري است که بدان دستور داده شده، و منکر به معني ترک کردن آنچه از آن نهي شده است مي باشد.
« أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ» و اصلاح صورت نمي پذيرد مگر ميان دو نفري که با يکديگر کشمکش و اختلاف دارند. و کشمکش و درگيري ،جدال و  دشمني ورزيدن با يکديگر ، فتنه و تفرقه بي شماري را در پي دارد. پس در اينجا شارع، مسلمانان را براي اصلاح در مساله ي خون و اموال و آبروي مردم و  اصلاح و همبستگي ديني تشويق نموده است. همانطور که فرموده است:« وَاعتَصِمُوا بِجَبلِ اللَّهِ جَميعَاَ وَلَا تَفَرَّقُوا» همه به ريسمان الهي چنگ بزنيد، و متفرق نشويد. و فرموده است:« وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ المُومِنينَ اقتَتلُوا فَأصلِحُوا بَينَهُما فَإِن بَغَت إِحدَئُهمَها عَلَي الأُخرَي فقَتِلُوا الَّتِي تَبغِي حَتَّي تَفِي ءَإِلَي أَمرِ اللَّهِ» و اگر دو گروه از مومنان با يکديگر جنگيدند در ميانشان اصلاح و آشتي برقرار کنيد. پس اگر يکي بر ديگري تجاوز کرد با گروهي که تجاوز مي کند بجنگيد تا به دستور و فرمان خدا باز گردد. و خداوند متعال فرموده است: « وَالصُّلحُ خَيرُ» وصلح بهتر است، و کسي که براي اصلاح و آشتي دادن مردم تلاش مي نمايد از کسي که همواره به نماز و روزه و صدقه مشغول است، بهتر است. و کسي که به دنبال اصلاح و آشتي دادن مردم است خداوند حتما تلاش و کار او را به نتيجه مي رساند.
همانطور کسي که براي فساد انگيزي تلاش مي کند، خداوند کارش را بي نتيجه نمي گرداند و او را به هدفش نمي رساند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:« إِنَّ اللَّهَ لَا يصلِحُ عَمَلَ المُفسِدينَ» خداوند کار فسادانگيزان و تباهي کنندگان را درست نمي نمايد. پس اين کارها در هر کجا که  انجام شوند ، خير و خوبي هستند، همانطور که اين استثنا بر آن دلالت مي نمايد. 
اما پاداش کامل بر حسب نيت، و اخلاص در اين کارها مي باشد. بنابراين خداوند متعال فرمود:« وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا» و هرکس اين کارها را براي خشنودي خدا انجام دهد به او پاداش بزرگ خواهيم داد. 
پس شايسته است که بنده هدفش رضاي خدا باشد، و کار را در هر وقت و مکاني خالصانه براي خدا  انجام دهد، تا به سبب آن پاداش بزرگ به دست بياورد و به اخلاص عادت کند و از مخلصان باشد، و پاداش کامل به  او برسد، خواه هدفش حاصل شده، و خواه حاصل نشده باشد، زيرا نيت درست وجود داشته و به اندازه توانش کار کرده است.وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا ؛ هر که  پس  از آشکار شدن  راه  هدايت  با پيامبر مخالفت  ورزد و از شيوه ، اين شيوه  مؤمنان  پيروي  کند ، بدان  سوي  که  پسند اوست  بگرد