که پرندگان و  حيوانات شکارگر صيد مي کنند برايتان حلال است. اين آيه بر چند چيز دلالت مي نمايد: اول: لطف و مهرباني خدا نسبت به بندگانش که راههاي حلال را براي آنان گسترده است و حيواناتي را که سر نبريده اند بلکه پرندگان و حيوانات شکاري آن را شکار کرده اند براي آنان حلال نموده است. منظور از « جوارح» سگ هاي شکاري و يوزپلنگ و شاهين و ديگر  حيواناتي است که با چنگال و دندان شکار مي کنند.
دوم: شرط است که حيوان شکاري تعليم يافته باشد، به طوري که در عرف تعليم شمرده شود، به اين صورت که هرگاه بخواهد حيوان را به حرکت درآورد و رها کند، حرکت نمايد، و هرگاه بخواهد آن را از شکار باز دارد با صداي او باز گردد. و هرگاه حيواني را گرفت آن را نخورد. بنابراين فرمود:« تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ» از صيدي که به خاطر شما گرفته و نگاه داشته اند، بخوريد. و چنانچه حيوان شکاري بخشي از آن صيد را بخورد، معلوم نيست که بقيه آخر را براي صاحبش نگاه بدارد، زيرا احتمال دارد که درصدد خوردن نصف باقيمانده هم باشد.
سوم: شرط است که سگ يا پرنده شکاري و امثال آن، شکار را زخمي کرده باشد. به دليل اينکه فرموده است:« مِّنَ الْجَوَارِحِ» و قبلا گفتيم که حيوان خفه شده حرام است. پس اگر سگ يا ديگر حيوان شکاري، صيد را خفه کرد يا بر اثر سنگيني وزنش آن را کشت، حيوان شکار شده حلال نيست. اين نظر مبني بر آن است که پرندگان و حيوانات شکاري ، شکار را با چنگال با دندان خود زخمي کنند. و بنا به قول مشهور که مي گويد: جوارح به معني «کواسب» مي باشد، منظور حيونات شکارگري است که خود شکار را به دست مي آورند و آن را در مي يابند. پس اگر به اين معني باشد، در آن دلالتي بر مطلب گذشته نيست. و الله اعلم.
چهارم: جايز بودن پرورش و نگهداري سگ شکاري است، همان طور که در حديث صحيح آمده که نگهداري و پرورش سگ شکاري جايز است. با  اينکه در اصل، نگهداري سگ و پرورش آن حرام است، اما نگهداري سگ شکاري جايز است، زيرا اگر شکار و تعليم دادن سگ جايز باشد به طور قطع نگهداري آن نيز جايز است.
پنجم: پاک بودن قسمتي از شکار که سگ با دهان گرفته  است، چون خداوند آن را جايز قرار داده و نگفته است آن را بشوئيد. پس اين برپاکي محلي که دهان سگ شکاري به آن خورده است دلالت مي نمايد. 
ششم: در اين آيه به فضيلت علم اشاره شده است، و اينکه سگ و حيوان تعليم يافته به خاطر تعليمي که ديده است شکارش حلال است، و حيوان شکارگري که تعليم نيافته شکارش حلال نيست.
هفتم: مشغول شدن به تعليم دادن سگ يا پرنده يا امثال آن مذموم و ناپسند نبوده و کار بيهوده و باطلي نيست، بلکه امري است مطلوب، چون تعليم، وسيله اي براي حلال شدن شکارِ حيوان شکارگر و استفاده از آن است.
هشتم: اين آيه دليلي است براي کسي که  فروختن سگ شکارگر را جايز مي داند، زيرا جز از طريق خريد و فروش نمي توان به سگ شکاري دست يافت.
نهم: در اين آيه «بسم الله» گفتن به هنگام رها کردن حيوان شکاري شرط قرار داده شده است، و اگر به طور  عمد و قصد «بسم الله» نگويد شکاري را که حيوان شکاري کشته است حلال نمي با شد.
دهم: خوردن آنچه حيوان شکارگر صيد کرده حلال است، خواه حيوان شکارگر صيد را کشته باشد يا نه. و اگر صاحبش آن را دريافت و شکار به طور حتم و مسلّم زنده بود حلال نيست مگر اينکه آن را ذبح کند.
سپس خداوند متعال مردم را به تقوا و پرهيزگاري تشويق نمود و آنان را از آمدن روز قيامت و محاسبه آن روز، برحذر داشت و به آنان گوشزد کرد که حسابرسي روز قيامت نزديک است:« وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ» .وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ، و به یاد آورید هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم و  کوه طور را بر فرازتان برافراشتیم، آنچه را که به شما داده ایم یا جهد و جدیت بگیرید و به یاد آورید آنچه را که در آن است تا پرهیزگار شوید.
 ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ ، سپس از آن روی گرداندید، و اگر فضل و رحمت خدا نبود از زیانکاران بودید.
سپس خداوند بنی اسرائیل را به سبب کار گذشتگانشان سرزنش نمود و می فرماید: « وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ» و به یاد آورید هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم. و میثاقی که خداوند از آنها گرفت با برافراشتن کوه طور بر بالای سر آنها و ایجاد رعب و وحشت در دلشان موکد گردید.
و به آنها گفته شد: « خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ» و آنچه از تورات که به شما داده ایم با جهد و تلاش، و صبر و شکیبایی بر انجام دستورات خداوند، بگیرید. « وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ» و آنچه را که در کتابتان هست یاد کنید؛ آن را تلاوت نموده و مطالبش را درک کنید. « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» شاید از عذاب خدا و ناخشنودی او رهایی یابید و یا پرهیزگار شوید. 
« ثُمَّ» و پس از این تاکید بلیغ و رسا، « تَوَلَّیتُم» شما روی گرداندید، و همین امر کافی بود که بزرگترین عذاب بر شما فرود آید، « فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ» و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود از زیان کاران می شدید.الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ  ؛ امروز چيزهاي  پاکيزه  بر شما حلال  شده  است   طعام  اهل  کتاب  بر شما حلال   است  و طعام  شما نيز بر آنها حلال  است   و نيز زنان  پارساي  مؤمنه  و زنان   پارساي  اهل  کتاب  ، هر گاه  مهرشان  را بپردازيد ، به  طور زناشويي  نه   زناکاري  و دوست  گيري  ، بر شما حلالند  و هر کس  که  به  اسلام  کافر شود  عملش  ناچيز شود و در آخرت  از زيانکاران  خواهد بود.
 خداوند حلال کردن چيزهاي پاکيزه را تکرار نمود تا منّت و لطف خويش را بيان دارد و بندگانش را به سپاسگزاري فراوان و ذکر پروردگار فرا بخواند، و چيزهايي را که بدان نياز دارند برايشان حلال نمود، به گونه اي که مي توانند از چيزهاي پاکيزه استفاده کنند. 
« وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ» اي مسلمين! حيواناتي که يهوديان نصارا را سر مي برند براي شما حلال است، نه حيواناتي که ديگر کافران سر مي برند، زيرا ذبيحه آنها براي مسلمين حلال نيست. چون اهل کتاب به پيامبران و کتابهاي آسماني منتسب هستند، و همه پيامبران بر حرام بودن حيوان