ْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ ؛ بگو : آيا شما را از کساني  که  در نزد خدا کيفري  بدتر از اين  دارند خبر، بدهم  : کساني  که  خدايشان  لعنت  کرده  و بر آنها خشم  گرفته  و بعضي  را  بوزينه و خوک  گردانيده  است  و خود بت  پرستيده  اند ? اينان  را بدترين   جايگاه  است  و از راه  راست  گمگشته  ترند.
وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ؛ و چون  نزد شما آمدند ، گفتند که  ايمان  آورديم  ، و حال  آنکه  با کفر  داخل شدند و با کفر خارج  گشتند ، و خدا به  آنچه  پنهان  مي  دارند آگاه  تر  است.
وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ مي  بيني  بسياري  از ايشان  را که  به  گناه  و تجاوز و حرامخوارگي  مي  شتابند  چه  بد کارهايي  مي  کردند.
لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ؛ از چه  روي  خدا پرستان  و دانشمندان  ، آنان  را از گفتار بد و حرامخوارگي ، باز نمي  دارند  چه  بد کارهايي  مرتکب  مي  شدند.
«قُل» اي پيامبر! بگو « يَا أَهْلَ الْكِتَابِ» به طريق الزام آور به آنان بگو: اي اهل کتاب! دين اسلام دين حق است و عيب جويي شما در آن عيب گرفتن از چيزي است که شايسته ستايش و تمجيد مي باشد. « هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ» آيا به نظر شما ما جز اين عيبي داريم که به خدا و به کتابهاي پيشين و پسينِ او، به پيامبران گذشته و متاخرين ايمان آورده ايم؟ و آيا جز اين عيبي داريم که معتقديم هرکس چنين ايماني نداشته باشد کافر و فاسق است؟!
و آيا خرده گيري شما جز اين چيز ديگري است که ما به مسايلي که بر همه مکلفين واجب است ايمان آورده ايم؟! و بدانيد که بيشتر شما فاسق هستيد. يعني از اطاعت الهي بيرون رفته و بر ارتکاب گناه جرات کرده ايد. پس اي فاسقان! براي شما بهتر است که سکوت کنيد. اگر شما  فاسق نبوديد و عيب مي گرفتيد، زشتي کارتان کمتر از آن بود که فاسق باشيد و از ما عيب بگيريد.
و از آنجا که آنها از مسلمين عيب جويي مي کردند، اين امر مقتضي آن بود که آنان بر اين باور باشند که مسلمين بر شر و بدي قرار دارند، پس خداوند متعال فرمود:« قُل» آنان را از زشتي آنچه بر آن قرار دارند خبر بده، و بگو:« هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ» آيا شما را خبر دهم که چه صفاتي از نظر سزاي خداوند بدتر از آن چيزي است که ما را بدان متهم نموده ايد. حال آنکه از صفات در شما موجود مي باشد؟ آن صفات، « مَن لَّعَنَهُ اللّهُ» صفات کسي است که خدا نفرينش نموده و او را از رحمت خويش دور کرده است، « وَغَضِبَ عَلَيْهِ» و بر او خشم گرفته و در دنيا و آخرت او را سزا داده است، « وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ» و از آنان ميمونها و خوک و طاغوت پرستاني ساخته شده است. شيطان و هر آنچه به جاي خدا پرستش شود طاغوت است.
« أُوْلَـئِكَ» افراد مذکوري که اين صفات زشت را  دارند، « شَرٌّ مَّكَاناً» نسبت به کساني که رحمت خدا به آنان نزديک است، و خداوند از آنان خشنود و راضي مي باشد، و در دنيا و آخرت به آنان پاداش مي دهد جايگاه بدتري دارند؛ چون آنها دين را براي خدا خالص گردانيده اند. و اين « شَرٌّ مَّكَاناً» از باب «استعمال افعل التفضيل» در غير جايگاه آن است، « وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ» و از راستاي راه دورترند. « وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا» و هرگاه پيش شما بيايند و از روي نفاق و مکر مي گويند: ايمان آورده ايم. « َقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ» حال آنکه آنان با کفر وارد شده و با آن بيرون مي روند. پس ورود و خروج آنها با کفر است ، و آنها ادعا مي کنند که مومن هستند. آيا حالت کسي بدتر و زشت تر از حالت اينهاست؟!
« وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ» و خداوند به آنچه پنهان مي کنند آگاه تر است، و آنان را طبق اعمال و کارهاي خوب و بدشان مجازات مي نمايد. سپس خداوند به برشمردن عيب هاي آنان ادامه داد تا از عيب جويي آنها از بندگان مومنش انتقام بگيرد، پس فرمود:« وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ» و بسياري از يهوديان را مي بيني که « يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» در انجام گناه و تجاوز از يکديگر سبقت مي گيرند و براي آن تلاش مي کنند، « حق خدا» و « حق مردم» را زيرپا مي گذارند، « وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ» و در خوردم مال حرام از يکديگر سبقت مي گيرند . سپس خداوند  فقط به اين اکتفا نکرد که خبر دهد آنان اين کارها را  انجام مي دهند، بلکه خبر داد که آنها در انجام اين کارها از يکديگر پيشي مي گيرند. و اين پليدي و زشتي آنها دلالت مي نمايد، و اينکه آنان به گناه و ستمگري خوي گرفته اند. اين در حالي است که آنها براي خود جايگاههاي بلندي را ادعا مي کنند.« لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» و چه زشت است آنچه انجام مي دهند! و  اين نهايت مذمّت و نکوهش و عيب جويي از آنهاست.
« لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ» چرا علمايي که براي فايده رساندن به مردم گماشته شده اند، و خداوند با ارزاني داشتن دانش و فرزانگي به آنان بر آنها منت نهاده است، ايشان را از گناهانشان باز نمي دارند تا جهالتشان دور گردد و حجت خدا بر آنان اقامه شود؟ زيرا بر علما لازم است که مردم را امر و نهي  کنند، و اموراتِ شرعي را بيان دارند، و آنان را بر انجام کارهاي خوب تشويق نمايند، و از کارهاي بد برحذر دارند. « لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ» چه کار زشتي مي کنند!وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ؛ يهود گفتند که  دست  خدا بسته  است   دستهاي  خودشان  بسته  باد  و بدين   سخن  که  گفتند ملعون  گشتند  دستهاي  خدا گشاده  است   به  هر سان  که   بخواهد روزي  مي  دهد  و آنچه  بر تو از جانب  پروردگارت  نازل  شده  است  ،  به  طغيان و کفر بيشترشان  خواهد افزود  ما