ده است تا با استفاده از خورشيد و ماه وقت و زمان شناخته شود، و اوقات عبادات و مدت هاي معاملات و اوقات سپري شده دانسته شود، به گونه اي که اگر خورشيد و ماه نبود و يکي پس از ديگري نمي آمدند و طلوع و غروبشان نبود، عموم مردم اين اوقات را نمي دانستند، و در دانستن آن مشترک نمي بودند.  مگر افراد اندکي از مردم، آن هم پس از کوشش و تلاش فراوان، و در اين رهگذر منافع ومصالح ضروري زيادي از دست مي رفت.
« ذَلِکَ» اين سنجش، « تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» اندازه گيري و سنجش خداوند چيره و دانا است، که همه مخلوقات تسليم او هستند و فروتن و رام شده به فرمان او حرکت مي کنند، طوري که از محور و مداري که خدا براي هريک مشخص نموده است فراتر نمي روند و از آن پس و پيش نمي شوند، « اَلعَلِيمِ» خدايي که علم و آگاهي او ظاهر و باطن و اول و آخر را احاطه نموده است از جمله دلايل عقلي مبني بر احاطه و فراگيري علم  خدا، مسخّر کردن اين مخلوقات و قرار دادن آن بر مقدار و نظامي بي نظير و شگفت انگيز است، که همه عقلها در زيبايي و سازگار بودن آن با حکمت و منافع آدمي درمانده اند. « وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ» و او خدايي است که ستارگان را براي شما آفريده است تا به وسيله آن در تاريکي هاي خشکي و دريا راه بياييد. وقتي که راهها بر آدمي مشتبه شود، و راهرو حيران گردد که کدام راه را در پيش بگيرد، آنگاه به وسيله ستارگان جهت و راه خود را مشخص مي نمايد.
پس خداوند ستارگان را وسيله اي جهت رهنمود شدن مردم به راهي قرار داده است که به خاطر منافع و تجارت و سفرشان به پيمودن آن نياز دارند. برخي از ستارگان همواره ديده مي شوند و از جاي خود حرکت نمي کنند، و برخي هميشه در حرکت اند و  اهل فن حرکت آن را مي شناسند و به وسيله آن جهت ها و اوقات را تشخيص مي دهند.
اين آيه و  امثال آن بر مشروعيت آموختن دانش«ستاره شناسي» دلالت مي نمايد، زيرا راهيابي و يافتن مسيرها به صورت کامل جز از طريق آشنايي با چگونگي حرکت ستارگان امکان پذير نيست.
« قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ» همانا ما دلايل را بيان نموده و  توضيح داده ايم و هر جنس و نوعي را از ديگري جدا ساخته ايم، به گونه اي که دلايل و نشانه هاي خدا آشکار و هويدا گشته اند. « لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» براي اهل علم و شناخت ، زيرا آنها هستند که مورد خطاب قرار مي گيرند و از آنها پاسخ خواسته مي شود. به خلاف جاهلان و نادانان که از آيات خدا و علمي که پيامبران آورده اند روي گرداني مي کنند، زيرا که تبيين و توضيح فايده اي به آنها نمي رساند، و تفصيل و تشريح، شبهه اي را از آنان دورنکرده و مشکلي را از آنان برطرف نمي سازد.
« وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ» و او خدايي است که شما را از يک شخص که آدم عليه السلام است آفريد، و  نژاد انسان را که دنيا را پرکرده است از وي پديد آورد، انساني که همواره رشد مي کند و از اخلاق و آفرينش و ويژگيهاي آن چنان متفاوتي برخوردار است که قابل توصيف و ضبط و ثبت نيست. و خداوند براي آنها قرارگاهي قرار داده است که بايد به سوي آن حرکت کنند، و آن سراي آخرت است که سرايي غير از آن وجود ندارد. پس سراي آخرت سرايي است که مردم براي سکونت گزيدن در آن آفريده شده اند و در دنيا پديد آورده شده اند ، تا براي تحصيل اسباب زندگي اخروي  تلاش نمايند، زيرا زندگي قيامت براساس زندگي دنيا پديد مي آيد و به وسيله آن آباد يا ويران مي گردد.
خداوند آنها را در پشت پدران و شکم مادرانشان به وديعت نهاد، سپس آنان را به سراي دنيا آورد، سپس به جهان برزخ مي برد، و در همه اين مراحل انسان همچون مهمان و مسافري است که ثبات و استقراري را براي خويش نمي بيند، و همواره از مرحله اي به مرحله اي ديگر منتقل مي شود، تا اينکه به سرايي مي رسد که محل استقرار وي است. اين دنيا گذرگاه و محلي است که انسان بطور موقت، مدتي در آن زندگي مي کند.« قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» ما آيات را براي قومي که آيات خدا را مي فهمند و دلايل و نشانه هايش را درک مي کنند، بيان کرده ايم.وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ؛ اوست  خدايي  که  از آسمان  باران  فرستاد و بدان  باران  هر گونه  نباتي  را، رويانيديم  ، و از آن  نبات  ساقه  اي  سبز و از آن  دانه  هايي  بر يکديگر  چيده  ونيز از جوانه  هاي  نخل  خوشه  هايي  سر فرو هشته  پديد آورديم  ، و نيز  بستانهايي  از تاکها و زيتون  و انار ، همانند و ناهمانند  به  ميوه  هايش   آنگاه که  پديد مي  آيند و آنگاه  که  مي  رسند بنگريد که  در آنها عبرتهاست   براي  آنان  که  ايمان  مي  آورند.
اين بزرگترين نعمت خدا است که انسانها و ديگر مخلوقات به شدت به آن نيازمندند. خداوند به هنگام نيازِ مردم از آسمانها آبي پي در پي فرو مي فرستد، و به وسيله آن هر چيزي را که انسانها و چهارپايان مي خورند، مي روياند. پس آفريدگان و مخلوقات از فضل خدا برخوردار شده و از روزي و احسان او فراخي و راحتي مي يابند. و قحطي و خشکسالي از آنان دور مي شود. پس دلها شاد مي گردد ، و چهره ها روشن و تازه مي شوند، و رحمت خداي بخشنده و مهربان براي بندگان حاصل مي شود و از آن استفاده مي کنند، و اين ايجاب مي نمايد تا بندگان تلاش خود را در به جاي آوردن شکر و پرستش و رجوع به سوي  کسي که نعمت ها را به سوي آنان سرازير نموده است مبذول دارند.
وقتي که به طور عام آنچه را با آب رويد از قبيل درختان و گياهان بيان کرد، به طور خاص نيز به ذکر کشتزار و نخل پرداخت، زيرا فايده آنها بسيار زياد است، و خوراک بيشتر مردم از اين طريق تامين مي شود،پس فرمود:« فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا» و به وسيله آب، گياهان سبز را رويانديم، « نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا» و از آن گياه سبز دانه هايي که روي هم انباشته اند از قبيل گندم و جو و ذرّت و برنج و غيره را بر مي آوريم. توصيف انباشته بودن براي دانه بيانگر آن است که دانه هاي آن زياد است، و همه از يک دانه سرچشمه مي گيرند و با يکديگر مخلوط نمي شوند و جدا جدا هستند. و نيز اشاره به فراواني محصول و فرآورده هاي آن است، و اينکه بذر باقي مي ماند و مقدار زيادي براي خوردن وذخيره کردن نيز در  دسترس مي باشد. « وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا» و خداوند از شکوفه درخت خرما خوشه هايي را بيرون مي آورد. « طلع» به معني شکوفه خرما است که هنوز خوشه از آن بيرون نيامده است.
« قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ» خوشه هاي نزديک به هم