نْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ؛ و لوط را فرستاديم   آنگاه  به  قوم  خود گفت  : چرا کاري  زشت  مي  کنيد ،  که  هيچ  کس  از مردم  جهان  پيش  از شما نکرده  است  ?
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ؛ شما به  جاي  زنان  با مردان  شهوت  مي  رانيد شما مردمي  تجاوزکار هستيد.
وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ؛ جواب  قوم  او جز اين  نبود که  گفتند : آنها را از قريه  خود برانيد که ، آنان  مردمي  هستند که  از کار ما بيزاري  مي  جويند.
فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ؛ لوط و خاندانش  را نجات  داديم   جز زنش  که  با ديگران  در شهر ماند.
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ؛ بر آنها باراني  باريديم  ، بنگر که  عاقبت  مجرمان  چگونه  بود.
« وَلُوطاً» و بنده ما لوط عليه السلام را به ياد بياور، وقتي که او را به سوي قومش فرستاديم تا آنان را به پرستش خداوند يگانه دستور دهد، و از کار زشتي که پيش از آنان هيچ کس آن را انجام نداد، نهي کند. « إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ» آنگاه که به قومش گفت: آيا کار زشتي را انجام مي دهيد که هيچ زشتي بالاتر از آن وجود ندارد؟ « مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ» اين عمل، کار بسيار زشتي بود که قوم لوط ابداع کردند، و اين راه منحرف را براي پسينيان خود به يادگار گذاشتند. سپس آن را بيان نمود و فرمود:« إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء» چگونه زنان را که خدا برايتان آفريده است رها مي کنيد که در زنان محل بهره برداري و شهوت راني و ارضاي غريزه جنسي وجود دارد و با فطرت موافق است، و به مردان روي مي آوريد و با آنان آميزش مي کنيد که اين کار، بي نهايت زشت و پليد است؟! و اين محلي است که آلودگي و کثافت از آن بيرون مي آيد و انسان از نام بردن آن شرم مي کند تا چه رسد به اينکه در اين محل با کسي آميزش نمايد. « بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ» بلکه شما قومي هستيد که از مرز خدا تجاوز نموده و بر ارتکاب حرام جرات کرده ايد. « وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ» و پاسخ قوم لوط جز اين نبود که گفتند:آنها را از شهر و ديارتان بيرون کنيد، آنان قومي هستند که از انجام دادن زشتي دوري مي جويند.« وَمَا نَقَمُوا مِنهُم إِلَّا أَن يومِنُوا بِاللَّهِ العَزيزِ الحَميدِ» و از آنان انتقام نگرفتند جز به خاطر اينکه به خداي توانا و ستوده ايمان آوردند.
« فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ» پس او و خانواده اش را نجات داديم جز همسرش که از باقي ماندگانِ هلاک شده معذّب بود. خداوند به لوط دستور داد تا شب هنگام خانواده اش را بيرون ببرد، زيرا عذاب به هنگام صبح بر قومش فرود مي آمد، پس لوط به هنگام شب خانواده اش را بيرون برد جز همسرش که باقي ماند، و عذابي که به قومش رسيد به او هم رسيد. « وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا» و آنان را با سنگ هاي گرم و سخت که از سنگ و گل تشکيل يافته بود سنگباران کرديم، و خداوند آن دهکده ومردمانش را زير و رو کرد. « فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ» پس بنگر که سرانجام گناهکاران چگونه بوده است؟ سر انجامشان هلاکت و رسوايي هميشگي بوده است.وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ؛ و بر مردم  مدين  برادرشان  شعيب  را فرستاديم   گفت  : اي  قوم  من  ، الله   را، بپرستيد ، شما را خدايي  جز او نيست  ، از جانب  پروردگارتان  نشانه  اي   روشن  آمده  است   در پيمانه  و ترازو خيانت  مکنيد و به  مردم  کم  مفروشيد  واز آن  پس  که  زمين  به  صلاح  آمده  است  در آن  فساد مکنيد ، که  اگر ايمان   آورده  ايد ، اين  برايتان  بهتر است.
وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا وَاذْكُرُواْ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُمْ وَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ؛ و بر سر راهها منشينيد تا مؤمنان  به  خدا را بترسانيد و از راه  خدا، رويگردان  سازيد و به  کجروي  واداريد  و به  ياد آريد آنگاه  که  اندک   بوديد ، خدا بر شمار شما افزود  و بنگريد که  عاقبت  مفسدان  چگونه  بوده   است.
وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ يْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى يَحْكُمَ اللّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ؛ اگر گروهي  از شما به  آنچه  من  از جانب  خدا بدان  مبعوث  شده  ام  ، ايمان   آورده  اند و گروهي  هنوز ايمان  نياورده  اند ، صبر کنيد تا خدا ميان  ما  حکم کند که  او بهترين  داوران  است.
« وَإِلَى مَدْيَنَ» و به سوي قبيله معروف مدين، « أَخَاهُمْ شُعَيْبًا» برادرشان شعيب را فرستاديم تا آنان را به عبادت خداوند يگانه و بي شريک فرا بخواند، و به آنها دستور دهد که پيمانه و ترازو را به صورت کامل بپردازند، و حقوق مردم را کم نکنند و با انجام دادن گناه در زمين فساد و تباهي ننمايند. بنابراين فرمود:« وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ» و در زمين بعد از اصلاح آن فساد مکنيد اين برايتان بهتر است اگر شما مومن هستيد. زيرا ترک گناهان به خاطر فرمان بردن از دستور خدا و نزديکي جستن به او براي بنده بهتر و سودمندتر از آن است که مرتکب گناهان شود، و موجب ناخشنودي خداوند جبار و عذاب جهنم گردد.
« وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ» و بر سر هر راهي به  کمين مردم ننشيند. يعني راهي که رفت و آمد در آن زياد است، و مردم را از آن بر حذر نداريد، « تُوعِدُونَ» و مردم را از در پيش گرفتن آن مترسانيد، « وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ» و کساني را که به خدا ايمان آورده اند از راه او باز نداريد. يعني کساني را که مي خواهند به وسيله اين راه هدايت شوند، بازنداريد، « وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا» و راه خدا را کج مي خواهيد، به گونه اي که آن را با هواهاي نفساني خود همسو سايد. حال آنکه بر شما وديگران واجب بود راهي را که خداوند براي بندگانش قرار داده است و آدمي را به خشنودي او و سراي کرامت راهنمايي مي کند در پيش بگيريد. راهي که بزرگ