 199</a><a class="text" href="w:text:536.txt">آيه 202-200</a><a class="text" href="w:text:537.txt">آيه 203</a><a class="text" href="w:text:538.txt">آيه 204</a><a class="text" href="w:text:539.txt">آيه 206-205</a></body></html>وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ؛ و ما هيچ  پيامبري  را به  هيچ  قريه  اي  نفرستاديم  مگر آنکه  ساکنانش  را  به سختي  و بيماري  گرفتار کرديم  ، باشد که  تضرع  کنند.
ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ؛ آنگاه  جاي  بلا و محنت  را به  خوشي  و خوبي  سپرديم  ، تا شمارشان  افزون  شد  وگفتند : آن  پدران  ما بودند که  دچار سختي  و بيماري  شدند  ناگهان  آنان   را بي  خبر فرو گرفتيم.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ» و در هيچ شهر و آبادي پيامبري را نفرستاده ايم که آنان را به عبادت خدا فرا خواند و از شر و بدي باز دارد، و آنان از دين وي پيروي نکنند، « إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا» مگر اينکه اهل آن جارا، « بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء» با فقر و بيماري و انواع مصيبت ها مورد آزمايش قرار داده ايم. « لَعَلَّهُمْ» تا شايد وقتي که به اين مصيبت ها دچار گردند فروتن شوند. و « يَضَّرَّعُونَ» به درگاه خدا زاري و تضرع نمايند و تسليم حق شوند.
« ثُمَّ» سپس وقتي که دچار شدن به مصايب در آنان کارساز نشد و استکبار آنها ادامه يافت و طغيان و سرکشي شان بيشتر شد، « بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ» به جاي سختي و بدي، نيکي را قرار داديم. پس خداوند روزي ها را به سوي آنها سرازير نمود و جسمهايشان را تندرست و سلامت کرد، و بلا و مصيبت ها را از آنان دور ساخت، « حَتَّى عَفَواْ» تا اينکه زياد شدند و روزي هايشان فراوان شد، و در نعمت و فضل خدا فرو رفتند، و مصيبتهايي که بر آنان آمده بود فراموش نمودند، «  وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء» و گفتند: پدرانمان را ناخوشي و خوشي رسيده است. يعني اين عادت و شيوه همواره در ميان گذشتگان و آيندگان موجود بوده است؛ و برحسب دگرگونيهاي زمان و چرخش روزگار گاهي درخوشي و ثروتمندي به سر برده و گاهي در ناراحتي و تنگدستي قرار داشتند. و پنداشتند که اين مصيبت ها به خاطر پند گرفتن و موعطه و  استدراج و باز آمدن نيست. تا اينکه شاد شدند و به آنچه داده شده بودند خوشحال گرديدند و دنيا آنها را شيفته و مجذوب خود کرد. « َفأَخَذْنَاهُم» پس بناگاه گريبان آنها را گرفتيم.« بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ» ناگهان آنان را گرفتيم در حالي که آنان نمي فهميدند. يعني هلاک شدن و نابود گشتن به ذهن آنان خطور نمي کرد و گمان مي بردند که آنها شايستگي برخورداري از اين نعمات را دارند و مي توانند آنها را در قبضه خود نگاه دارند. و در اين پندار بودند که اين نعمت ها هميشه در دسترس آنان بوده و به جايي ديگر منتقل نخواهند شد.وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ؛ اگر مردم  قريه  ها ايمان  آورده  و پرهيزگاري  پيشه  کرده  بودند برکات ، آسمان و زمين  را به  رويشان  مي  گشوديم  ، ولي  پيامبران  را به  دروغگويي   نسبت  دادند  ما نيز به  کيفر کردارشان  مؤاخذه  شان  کرديم.
أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَآئِمُونَ؛ آيا مردم  قريه  ها پنداشتند از اينکه  عذاب  ما شب  هنگام  که  به  خواب   رفته  اند بر سر آنها بيايد ، در امانند ?
أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ؛ و آيا مردم  قريه  ها پنداشتند از اينکه  عذاب  ما به  هنگام  چاشت  که  به   بازيچه  مشغولند بر سر آنها بيايد ، در امانند ?
أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ؛ آيا پنداشتند که  از مکر خدا در امانند ? از مکر خدا جز زيانکاران  ايمن ، ننشينند.
خداوند متعال ذکر نمود کساني که پيامبران را تکذيب مي کنند به منظور پندپذيري و برحذر داشته شدن به ناخوشي و ناگواريها گرفتار مي شوند، و از باب استدراج و مکر به خوشي ها دست مي يازند. سپس بيان نمود که اگر اهالي آبادي ها قلبا ايمان بياورند؛ ايماني صادق و راست که اعمال آن را تصديق نمايند، و در ظاهر و باطن با ترک  کردن همه آنچه از خدا حرام نموده است تقواي الهي را رعايت کنند، برکت هاي آسمان و زمين بر روي آنان گشوده مي شود، و خداوند پي درپي از آسمان براي آنان باران مي فرستد و از زمين چيزهايي براي آنان مي روياند که خود و چهارپايانشان به وسيله آن زندگي شاد و خرم و روزي فراوان خواهند داشت، و بدون اينکه براي به دست آوردن آن دچار رنج و خستگي و زحمت شوند.  اما آنها ايمان نياوردند و پرهيزگاري نکردند، « فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ »  پس ناگهان آنان را به سبب آنچه که مي کردند به عقوبت ها و بلاها و قطع برکات، و نزول آفت هاي زياد گرفتار کرديم، و اين سزاي پاره اي از اعمالشان است، و اگر خداوند آنها را به سبب همه آنچه که کرده اند مجازات نمايد، هيچ جنبده اي را بر روي زمين باقي نخواهد گذاشت.« ظَهَرَ الفَسَادُ فِِي البَرِ والبَحرِ بِمَا کَسَبَت أَيدِي النَّاسِ لِيذِيقَهُم بَعضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُم يرجِعُونَ» فساد و تباهي در خشکي و دريا به سبب آنچه مردمان کردند آشکار گرديد، تا سزاي پاره اي از آنچه که کرده اند را به آنان بچشاند، شايد باز آيند.
« أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى» آيا مردمان و اهالي آبادي هايي که پيامبران را تکذيب کردند ايمن شدند، « أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا» از اينکه عذاب  سخت ما به سراغ آنها بيايد؟ « بَيَاتاً وَهُمْ نَآئِمُونَ» شبانگاهان در حالي که خوابيده اند؟ يعني در حالت غفلت و بي خبري و در حالي که در استراحت هستند آنها را فرا گيرد؟ « أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ» و آيا مردمان شهرها ايمن شدند از اينکه عذاب ما چاشتگاه به سراغ آنها بيايد، در حالي که مشغول بازي هستند؟! پس چه چيزي آنها را ايمن داشته است، در حالي که آنها اسبابش را فراهم کرده و انجام داده و جنايت هاي بزرگي را مرتکب شده اند که براي هلاکت و نابوديشان فقط پاره اي از آن جنايت ها کافي است؟!
« أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ» آيا از مکر خدا ايمن شدند، و مطمئن هستند که آنان را مهلت داده و ناگهان آنان را نابود نمي نمايد؟ همانا مکر خدا بسيار محکم است. « فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ» و از مکر خدا ايمن نمي شود مگر قومي که زيان کارند، زيرا هرکس که از عذاب خد