در قالب خبر آمده باشد.
و گفته مي شود آمد جمله به صورت خبر نکته زيبايي را در بردارد که اگر با صيغه امر بيان مي شد اين نکته در آن يافت نمي گرديد، و آن تقويت قلوب مومنان و مژده پيروزي بر کافران مي باشد. پاسخ اشکال دوم نيز اين است که منظور از مقيد کردن به «شکيبايي» عبارت است از اينکه خداوند مومنان را بر شکيبايي و صبر تحريک و تشويق نموده، و اينکه آنان بايد اسباب و عوامل شکيبايي را فراهم کنند. پس هرگاه اسباب صبر را فراهم نمودند اسباب ايماني و مادّي بشارتگر آن خواهند بود آنچه خداوند متعال مبني بر پيروزي اين تعداد اندک از آن خبر داده است، محقق خواهد شد.مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ براي  هيچ  پيامبري  نسزد که  اسيران  داشته  باشد تا که  در روي  زمين  کشتار  بسيار کند  شما متاع  اينجهاني  را مي  خواهيد و خدا آخرت  را مي  خواهد  و او پيروزمند و حکيم  
است.
لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ؛ اگر پيش  از اين  از جانب  خدا حکمي  نشده  بود ، به  سبب  آنچه  گرفته   بوديدعذابي  بزرگ  به  شما مي  رسيد.
فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ از آنچه  به  غنيمت  گرفته  ايد که  حلال  است  و پاکيزه  ، بخوريد  و از  خدابترسيد  هر آينه  خدا آمرزنده  و مهربان  است.
در اينجا خداوند پيامبر و مومنان را سرزنش مي نمايد، که چرا در جنگ بدر وقتي که  مشرکان را اسير کردند، آنها را به خاطر فديه گرفتن زنده نگاه داشتند؟ اين در حالي است که راي امير المومنين عمر بن خطاب اين بود که بايد کشته شوند و ريشه کن گردند.
پس خداوند متعال فرمود:« مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ» پيامبري که با کفار مي جنگد؛ کفاري که مي خواهند نور خدا را خاموش نمايند، و براي از بين بردن دين او و تمامي کساني که خدا را مي پرستند تلاش مي نمايند، براي چنين پيامبري شايسته نيست که به هنگام اسير نمودن آنان، آنها را به خاطر فديه گرفتن آزاد کند. نبايد از چنين کفاري که به اسارت در آمده اند، فديه قبول کرد، و بايد از بين برده شوند، و شر آنها کم گردد، پس تا وقتي که کافران داراي شر و قدرت باشند بهتر است که آنها را به اسارت در نياورد، بلکه در همان ميدان جنگ به قتل رساند.
پس وقتي که پيامبر آنها را در هم کوبيد و آنها را کشت و مسلمين پيروز شدند، و شر مشرکين از بين رفت، و نابود شدند، در اين هنگام اشکالي ندارد که به اسارت گرفته شده و نگاه داشته شوند. خداوند متعال مي  فرمايد:« تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا» شما با گرفتن فديه و زنده نگاه داشتن آنها کالا و متاع دنيا را مي خواهيد. يعني اين کار مصلحتي براي دينتان ندارد. « وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ» و خداوند با قدرت و بخشيدن به دينش و ياري کردن دوستانش، و بالاتر قرار دادن سخن آنها بر ديگران، آخرت را مي خواهد، پس به چيزي دستور مي دهد که شما را به مقامات رفيع آن مي رساند.
« وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» و خداوند داراي قدرت و توانايي کامل است، و اگر مي خواست بدون جنگ کافران را شکست دهد چنين مي کرد، اما او حکيم است و برخي از شما را به وسيله برخي ديگر مي آزمايد. « لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ» اگر از جانب خدا حکمي که قضا و قدر او بر آن رفته است مبني بر حلال بودن غنيمت ها نبود، و عذاب را از شما دور نمي کرد، « لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» قطعا در آنچه گرفتيد عذابي بزرگ به شما مي رسد. و در حديث آمده است: « لَو نَزَلَ عَذَابُ يوم بَدرٍ مَا نَجَا مِنهُ إلَّا عُمرَ» اگر عذابِ روز بدر فرو فرستاده مي شد ، جز عمر هيچ کس نجات نمي يافت.
« فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّبًا»  پس، از آنچه به غنيمت گرفته ايد حلال و پاکيزه بخوريد. و اين از لطف خدا نسبت به اين امت است که غنايم را براي آن حلال کرده است، در حالي که براي هيچ امتي پيش از آنان حلال نبوده است .« وَاتَّقُواْ اللّهَ» و درهمه کارهايتان به منظور اداي سپاسِ نعمت هاي خدا، از خدا بترسيد و پرهيزگاري را پيشه خود سازيد.
« إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ » بي گمان خداوند آمرزنده است و گناهان هرکس را که به سوي او باز گردد، مي آمرزد. نيز گناهان هرکس که چيزي را شريک وي نسازد، مي آمرزد. « رَّحيمُ» و نسبت به شما مهربان است، زيرا غنايم را برايتان حلال و پاکيز قرار داد.وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِين ، و گفتند: « هرگز وارد بهشت نمی شود مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد.» این آرزوی آنهاست. بگو: « اگر راست می گویید دلیل تان را بیاورید.»
بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون ، آری! هرکس که مخلصانه روی به خدا کند و نیکوکار باشد پاداش او نزد پروردگارش است، و نه ترسی بر آنها است و نه اندوهگین می گردند.
یهودیان گفتند: هرگز وارد بهشت نخواهد شد مگر کسی که یهودی باشد. و نصارا گفتند: به بهشت وارد می شود مگر کسی که نصرانی باشد. بنابراین برای خود حکم صادر کردند که تنها آنها بهشتی هستند، و این آرزوی باطلی است که جز با دلیل و برهان پذیرفته نمی شود پس اگر راستگو هستید دلیل تان را بیاورید. و هرکس ادعایی بکند باید برای صحت آن دلیل بیاورد، وگرنه ادعایش مورد پذیرش قرار نگیرد، و کسی بدون دلیل عکس ادعای او را مطرح کند، هیچ تفاوتی میان آن دو وجود نخواهد داشت. پس این برهان و دلیل است که این ادعا را تصدیق یا آن را تکذیب می نماید و از آن جا که انان برای اثبات ادعای خود دلیلی نداشتند معلوم شد که دروغگو هستند.
سپس خداوند دلیل روشن و کلی را بیان داشته و می فرماید: « بَلَی» یعنی طبق آرزو و ادعاهایتان نیست، بلکه « َمنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ» هرکس اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، « وَهُوَ» و او در ضن مخلص بودنش « مُحسِنُّ» در عبادت پروردگارش نیکوکار باشد، به گونه ای که خدا را طبق شریعت او عبادت نماید، پس اینها اهل بهشت هستند. « فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ» و پاداش او نزد پروردگارش است، و پاداش آنها بهشت و نعمت های آن می باشد، «  وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» و نه ترسی بر آنها است و نه اندوهگین می گردند. پس به هر خیر و نیکی دست یافته و از هر امر ناگواری نجات می یابند. و از این آیه فهمیده می شود که هرکس چنین نباشد اهل جهنم و از هلاک کنندگان است. پس جز کسانی که مخلص بوده و از پیامبر (ص) پیروی کرده اند هیچ احدی نجات نمی یابد.يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّمَن فِي أَيْدِيكُم 