هد.
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ؛ در آن  بهشت  جاويدان  بمانند ، زيرا اجر و مزد بزرگ  در نزد خداوند است.
هنگامي که برخي از مسلمانان در رابطه با آباد کردن مسجدالحرام از طريق ساختن آن، و اقامه نماز و ساير عبادت در آن، و آب دادن به حاجيان، و در رابطه با فضيلت و برتري به حاجيان، و در رابطه با فضيلت و برتري اين اعمال بر ايمان آوردن به خدا و جهاد در راه او با يکديگر، و يا با مشرکان اختلاف کردند، خداوند خبر داد که اين دو کار با هم تفاوت دارد. پس فرمود:« أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ» آيا آب دادن حاجيان را از آب زمزم(1) ، « وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ» و آباد کردن مسجدالحرام را همسان کار کسي قرار داده ايد که به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟! اين دو کار در نزد خداوند برابر نيستند. پس جهاد، و ايمان آوردن، از آب دادن به حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام به مراتب برتر و بهتر است، چون ايمان اصل و اساس دين است و به وسيله ايمان اعمال پذيرفته شده و کارها پاکيزه مي شود. 
و اما جهاد در راه خدا قله بلند دين است و با جهاد است که دين اسلام حفظ مي شود و قلمرو آن گسترش مي يابد، و حق پيروز شده و باطل خوار مي گردد. اما آباد کردن مسجدالحرام و آب دادن به حاجيان گرچه کارهاي شايسته اي هستند اما پذيرفته شدن آنها مشروط به داشتنِ ايمان است. و منافعي که ايمان و جهاد دارند اين اعمال ندارند. بنابراين فرمود:« لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» نزد خداوند برابر نيستند، و خداوند گروه ستمکاران را هدايت نمي کند. يعني کساني که ستمگري تبديل به صفت آنان گشته و صلاحيت پذيرفتن چيزي از خير و خوبي را ندارند بلکه جز شر و بدي سزاوار آنان نيست.
سپس برتري اين دسته را به صراحت بيان کرد و فرمود:« الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ» کساني که ايمان آوردند و هجرت کردند و با خرج کردن مالهايشان براي جهاد و آماده کردن جنگجويان، جهاد نمودند، « وَأنفُسِهِم» و با جان هايشان جهاد کردند و براي جهاد بيرون رفتند،« أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ» اينان داراي منزلت والاتر و بزرگتري در پيشگاه خداوند و همچنان رستگارانند. يعني جز کسي که به صفات آنان متصف و به اخلاق آنان آراسته باشد، به مقصود نمي رسد و از ترس و هراس رهايي نمي يابد.
« يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم» پروردگارشان به خاطر مهرباني و عطوفت و توجه و محبتي که نسبت بدانان دارد، آنها را « بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ» به رحمتي از سوي خود مژده مي دهد، به وسيله ي آن هر شرّي را از آنان دور ساخت و هر خيري را به آنان رساند، « وَرِضوَنِ» و آنان را به خشنودي از جانب خود که بزرگترين نعمت موجود در بهشت است مژده مي دهد، پس خداوند از آنان خشنود است و هرگز از آنان خشمگين نخواهد شد.
« وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ» و آنان را به باغهايي که در آن نعمت هايي پايدار دارند مژده ميدهد، نعمت هايي که دلها در آرزوي آنند و چشم ها از ديدن آن لذت مي برند. نعمت هايي که کيفيت و اندازه آن را جز خداوند کسي نمي داند. از جمله اين نعمت ها يکي اين است که خداوند براي مجاهدان صد درجه آماده کرده است که ميان هر دو درجه به اندازه زمين و آسمان فاصله وجود دارد، و اگر تمام آفريدگان در يک مقام و درجه جمع شوند همه در آن جاي مي گيرند.
« خَالًِدِينَ فِيهَا أَبَدا» براي هميشه در آن جاودانند، و به جاي ديگري برده نمي شوند، و نمي  خواهند که به جاي آن چيز ديگري به آنها داده شود« إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ» بي گمان در پيشگاه خداوند پاداش بسيار بزرگي موجود است، کثرت و فراواني اين پاداش نسبت به فضل و بزرگواري خدا امري غريب نمي باشد، و چنين  عظمت و حسني از کسي که به هر چيزي بگويد:« بشو»، « مي شود» عجيب نمي باشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) معروف است که وقتي به طور مطلق از آب دادن حاجيان نام برده شود منظور آب زمزم است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، اگر پدر يا برادرتان  دوست  دارند که   کفررا به  جاي  ايمان  برگزينند ، آنها را به  دوستي  مگيريد و هر کس  از شما  دوستشان  بدارد از ستمکاران  خواهد بود.
قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ؛ بگو : اگر پدرانتان  و فرزندانتان  و برادرانتان  و زنانتان  و، خويشاوندانتان  و اموالي  که  اندوخته  ايد و تجارتي  که  از کساد آن  بيم   داريد ، و خانه  هايي  که  بدان  دلخوش  هستيد براي  شما از خدا و پيامبرش  و  جهاد کردن  در راه او دوست  داشتني  تر است  ، منتظر باشيد تا خدا فرمان   خويش  بياورد  و خدا نافرمانان  را دوست  ندارد.
خداوند متعال مي فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» اي کساني که ايمان آورده ايد! به مقتضاي ايمان عمل کنيد، به گونه اي که هر کس ايمان آورد او را به دوستي بگيريد، و هرکس ايمان نياورد با او دشمني کنيد. « لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ» و پدران و برادرانتان را که نزديکترين مردم به شما هستند اگر از روي خشنودي و محبت ، کفر را بر ايمان برگزيدند به دوستي نگيريد. و ديگران را به طريق اولي اگر کفر را بر ايمان برگزيدند به دوستي نگيريد. 
« وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » و هرکس از مشا که آنان را به دوستي بگيرد پس ايشان ستمگرانند، چون آنها بر نافرماني خدا جرات کرده، و دشمنان خدا را دوستان خود قرار داده اند. و اصل و اساس ولايت، محبت و ياري کردن است. و اين بدان خاطر است که دوست  قرار دادن آنان باعث مي شود تا اطاعت از آنها بر اطاعت خدا ،  و محبت آنها بر محبت خدا و پيامبرش مقدم شود. به همين جهت علت منع  اين کار را بيان کرد، و آن اين است که محبت خدا و پيامبرش بايد بر محبت و دوستي هر چيزي مقدم داشته شود، و هر چيزي بايد تابع محبت خدا و پيامبر باشد. بنابراين فرمود:« قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ و