 اينکه خداوند بر او تسلط دارد، پس حرکت نمي کند و از حرکت باز نمي ايستد مگر به فرمان خدا، بنابراين اگر همۀ شما جمع شويد تا به من بلا و زياني برسانيد، مادامي که خداوند شما را بر من مسلط نکرده باشد نخواهيد توانست زياني به من برسانيد، و اگر شما را بر من مسلط نمايد ح تماً به خاطر حکمتي است که آن را خواسته است. 
( إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(  همانا پروردگارم بر راه راست قرار دارد. يعني بر راه دادگري و انصاف و حکمت قرار دارد و در تقدير و قضا و فرمان خويش و در سزا و پاداش قابل حمد و ستايش است. هيچکدام از کارهايش از راه راست خارج نيست؛ راه راستي که يکي از نعمت هاي والاست و بندگان ، خدا را بر آن مي ستايند. 
(فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ) پس اگر از آنچه من شما را به سوي آن دعوت مي کنيم روي بگردانيد(بدانيد ) پيامي را که با آن به سوي شما رسالت يافته بودم به شما رساندم. پس مسئوليتي در مورد شما بر دوش من باقي نمي ماند. 
(وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ ) پروردگارم قومي ديگر را به جاي شما مي نشاند که عبادت او را انجام مي دهند و چيزي را با و شريک نمي سازند، (وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئًا) و شما کمترين زياني به او نمي رسانيد. بلکه ضرر و زيانتان به خودتان بر مي گردد، زيرا نافرماني گناهکاران به زيان او نبوده و طاعت فرمانبرداران نيز به او سودي نمي رساند. 
(من عمل صلحا فلنفسه و من اساء فعليها) و هر کس کار شايسته اي انجام دهد به نفع خودش است و هر کس بدکند به زيان او مي باشد. ( إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ) همانا پروردگارم بر همه چيز نگاهبان است.وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ و هنگامي که فرمان ما در رسيد هود و کساني را که همراه او ايمان آورده بودند به (واسطۀ ) رحمتي از جانب خويش نجات داديم و ايشان را از عذاب سخت و شديد رهانيديم. 
وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ و اين قوم عاد بودند که آيات پروردگارشان را انکار کردند و از فرستادگانش سرپيچي نمودند، و از دستور هر سرکش ستيزه جويي پيروي کردند. 
وَأُتْبِعُواْ فِي هَـذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ و در اين دنيا دچار نفرين شدند و در روز قيامت نيز هان! عاد به خداي خود کافر شدند. هان بر عاد قوم هود نفرين باد. 
(وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا ) و هنگامي که عذاب ما سر رسيد که باد و طوفاني سخت بود، طوفاني که (ما تذر من شي اتت عليه الا جعله کالرميم) بر هر چيزي مي گذشت آن را همچون استخوان هاي پوسيده و پودر شده مي گرداند؛ (نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ(   هود و کساني را که همراه با او ايمان آورده بودند به (واسطۀ ) رحمتي از جانب خويش نجات داديم و ايشان را از عذاب سخت و شديدي که خداوند بر عاد فرود آورد به گونه اي که چيزي جز خانه هايشان ديده نمي شد، رهانيديم. 
(وَتِلْكَ عَادٌ ) و اين قوم عاد بودند که به خاطر اينکه ستم کرده بودند خداوند عذاب خود را بر آنان فرود آورد، چون آنها (جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ ) آيات پروردگارشان را انکار کردند، بنابراين به هود گفتند: (ما جئتنا ببينه) تودليلي براي ما نياورده اي، پس روشن است که آنها به دعوت او يقين داشتند و آن را خوب مي شناختند، ولي مخالفت ورزيده و انکار کردند، (وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ ) و از فرستادگان خدا نافرماني نمودند ، زيرا هر کس از يک پيامبر نافرماني کند در واقع از همۀ پيامبران نافرماني کرده است، چون دعوت همۀ پيامبران يکي است. (وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ ) و از کسي تبعيت کردند که با زور و ستم خود را بر مردم مسلط کرده بود. (عَنِيدٍ ) کسي که با آيات خدا مخالفت مي ورزد ، پس آنها از هر انسان خيرخواه و دلسوزي نافرماني کردند و از هر کسي که آنها را فريب مي داد و مي خواست آنها را هلاک سازد پيروي کردند. و خداوند آنها را هلاک ساخت. (وَأُتْبِعُواْ فِي هَـذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً ) و در اين دنيا نفرين و لعنت به دنبال آنهاست، پس هر نسلي که مي آيد داستان زشت آنها را به ياد آورده و مورد نکوهش و نفرين قرار مي دهد. (وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ ) و در روز قيامت هم براي آنان لعت است 
(أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ )هان! عاد به خداي خود کافر شدند. يعني کسي را انکار کردند که آنها را آفريده است و به آنان روزي مي دهد. (أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ! )هان! خداوند آنها را از هر خير و خوبي دور کند و به هر شر و بدي مبتلا نمايد.وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ  و به سوي ثمود برادرشان صالح را فرستاديم. گفت:«اي قوم من! خدا را بپرستيد که معبودي جز او براي شما وجود ندارد، اوست که شما را از زمين آفريده، و شما را به آباد کردن آن گمارده است، پس از او آمرزش بخواهيد و به سوي او برگرديد، بي گمان پروردگارم نزديک و اجابت کننده ي (دعا) است». 
قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَـذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ گفتند: «اي صالح! پيش از اين مايۀ اميد ما بودي، ايا ما را از پرستش چيزي باز مي داري که پدران ما آن را عبادت مي کردند؟ به راستي از آنچه ما را به سوي آن دعوت مي کني سخت در شک و ترديد هستيم». 
(وَإِلَى ثَمُودَ ) و به سوي قوم ثمود که به عاد دوم معروف بودند، و در سرزمين حجر و وادي القري سکونت داشتند، (أَخَاهُمْ صَالِحًا) برادر نسبي شان صالح، بنده و پيامبر خدا را فرستاديم تا آنها را به پرستش خداي يگانه فراخواند. ( قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ) گفت: اي قوم من! خدا را يگانه بدانيد و دين و عبادت را خالصانه و فقط براي او انجام دهيد. (مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ ) شما نه در آسمان و نه در زمين جز او معبود به حقي نداريد. 
(هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ ) اوست که شما را از زمين آفريد، (وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا ) و شما را در آن جايگزين نمود و نعمت هاي ظاهري و باطني را ارزانيتان کرد، و شما را در زمين قدرت داد به گونه اي که خانه مي سازيد و درخت مي کاريد و کشاورزي مي کنيد و آنچه را که مي خواهيد، مي کاريد،  واز منافع آن است،اده مي کنيد. پس همانطور که او در عطا کردن اين همه نعمت به شما شريکي ندارد شما هم در عبادت او چيزي را شر