ند بيان نمود بهترين داستانها را در اين کتاب براي پيامبرش تعريف مي نمايد. سپس اين داستان را بيان کرد و آن را شرح داد، و آنچه را در آن اتفاق افتاده است ذکر نمود. پس دانسته شد که آن يک داستان کامل و زيباست، و هر کس بخواهد اين داستان را با روايت هاي اسرائيلي که سند و ناقلي ندارند و غالباً دروغ هستند، کامل کند، در واقع مي خواهد کاستي هاي خداوند را در اين داستان جبران نمايد و چيزي را کامل کند که به گمان او ناقص است. و اين کار بي نهايت زشت است. بسياري از تفاسير در اين زمينه مملو از دروغ پردازيهاي زشت و متضادي هستند که با آنچه خدا تعريف نموده است سازگاري ندارد. 
پس بنده بايد آنچه را که خداوند تعريف نموده بفهمد، و ياد بگيرد و مسايلي را که از پيامبر عليه السلام نقل نمي شود رها کند. 
(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ ) آن گاه که يوسف به پدرش يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم خليل عليهم الصلاه و السلام گفت: (يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ) پدر جان! من يازده ستاره و خورشيد و ماه را در خواب ديدم که برابرم سجده مي کنند». 
اين خواب مقدمه اي بود براي مقام بلندي که يوسف عليه السلام در دنيا و آ[رت به دست آورد. و اين چنين خداوند هرگاه بخواهد کار بزرگي راانجام دهد قبل از آن مقدمه اي را فراهم کرده و راه را براي آن هموار مي نمايد، و بنده را براي مقابله با سختي هايي که برايش پي مي آيد آماده مي کند، و اين به خاطر لطف و احسان خدا نسبت به بنده است. 
يعقوب خواب يوسف را چنين تعبير کرد که خورشيد مادرش و ماه پدرش است و ستارگان برادران او هستند، و او به جايي خواهد رسيد که پدر و مادر جوان و برادرانش براي او سر تعظيم فرود مي آورند و به خاطر احترام و بزرگداشت او سجده مي کنند. ولي بايد اسباب اين کار از پيش فراهم شود و خداوند او را برگزيند و نعمت خويش را با ارزياني داشتن علم و عمل و قدرت به او در زمين کامل بگرداند. و اين نعمت، خاندان يعقوب را که براي و سجده بردند و از وي پيروي کردند، فرا خواهد گرفت (وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ) و بدينسان پروردگارت با او صاف بزرگوار و زيبايي که به تو ارزاني نموده تو را بر مي گزينند. (وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ ) و تعبير خوابها و معاني سخن هاي راستين مانند کتابهاي آسماني و امثال آن را به تو مي آموزد. (وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ ) و نعمت خويش را در دنيا و آخرت بر تو کامل مي نمايد و هم در دنيا و هم در آخرت به تو خوبي عطا مي کند. 
(وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَقَ ) همانطور که پيش از اين آن را بر پدرانت ابراهيم و اسحاق کامل نمود، و نعمت هاي بزرگ ديني و دنيوي به آنان بخشيد. (إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) بي گمان پروردگارت دانا و حکيم است . يعني آگاهي و علم او هر چيزي را احاطه کرده است، و بر نيک و بدي که در دلهاي بندگان نهفته است احاطه دراد. پس به هر يک از آنان بر حسب حکمت خويش عطا مي کند. او حکيم است و هر چيزي را در جاي آن قرار مي دهد. 
و هنگامي که يعقوب تعبير خواب يوسف را بيان کرد به او گفت: (يبُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا) فرزندم! خوابت را براي برادرانت بيان مکن که براي تو بد انديشي مي کنند. يعني از اينکه تو رئيس و بزرگ آنها خواي شد به تو حسادت ورزيده و برايت بدانديشي خواهند کرد. (إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ) بي گمان شيطان دشمن آشکار انسان است و از مبارزه بااو خسته نمي شود و دست نمي کشد و شب و روز و به صورت پنهان و آشکار با او مبارزه مي کند. 
پس بايد از عواملي پرهيز کرد که به وسيلۀ آن شيطان بر بنده مسلط مي گردد. يوسف از دستور پدرش اطاعت نمود و برادرانش را ازاين خواب آگاه نکرد و خواب را از آنها پنهان نمود. تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُون ، قومی بودند که روزگار را سپری کردند و برای آنان است آنچه که انجام داده اند، و برای شما است آنچه که کرده اید و درباره آنچه آنها می کرده اند باز خواست نمی شوید.
تفسیر آیه گذشت، و خداوند آن را تکرار نموده است تا وابستگی آدمی به مخلوقات قطع شود. و باید دانست که مهم عملی است که انسان انجام می دهد، نه عمل گذشتگان و پدران، پس فایده حقیقی به اعمال است نه به انتساب مجرد به مردان.لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ بي گمان در (سرگذشت) يوسف و برادرانش براي پرسشگران نشانه هايي است. 
إِذْ قَالُواْ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ هنگامي که گفتند: «همانا يوسف و براردش در نزد پدرمان از ما محبوترند، حال آنکه ما گروهي نيرومند هستيم، بي گمان پدرمان در اشتباه آشکاري است»
اقْتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُواْ مِن بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِينَ يوسف را بکشيد يا او را به سرزميني بيافکنيد تا توجه پدرتان فقط به شما بوده و پس از آن گروهي شايسته باشيد. 
خداوند متعال مي فرمايد: (لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ ) بي گمان در سرگذشت يوسف و برادرانش براي پرسشگران عبرتها و دلايلي است بر بسياري از مطالب و اهداف نيکو. (لِّلسَّائِلِينَ) يعني براي هر کس که با زبان حال يا قال از آن بپرسد، زيرا پرسشگران از نشانه ها و عبرتها بهره مند مي شوند، اما کساني که روي گرداني مي کنند از نشانه ها و داستانها و دلايل بهره مند نمي شوند (إِذْ قَالُواْ ) آنگاه که در ميان خود گفتند: (لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ ) يوسف و برادر تني اش بنيامين. او و يوسف از يک مادر بودند و گرنه همه فرزندان يعقوب و برادر بودند. (أَحَبُّ إِلَى أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ ) در نزد پدرمان از ما محبوب ترند، حال آنکه ما گروهي نيرومند هستيم، پس چگونه پدر بيشتر به آنها محبت و مهرباني مي نمايد؟ 
(إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ) بي گمان پدرمان در اشتباه آشکاري است، چرا که آن دو را بر ما ترجيح مي دهد بدون اينکه علتي براي برتري آنها وجود داشته باشد (اقْتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا ) يوسف را بکشيد يا او را در سرزميني دور از چشم پدر پنهان کنيد تا نتاند وي را ببيند. زيرا وقتي يکي از اين دو کار را انجام دهيد، (يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ ) توجه پدرتان فقط به شما معطوف مي گردد، و با محبت و مهرباني به شما روي مي آورد، زيرا اکنون قلب او چنان به يوسف مشغول است که جايي براي محبت شما نمانده است. (وَتَكُونُواْ مِن بَعْدِهِ) و شما پس از اين کار، ( قَوْمًا صَالِحِينَ ) گروهي شايسته خواهيد شد. يعني به سوي خدا بر خواهيد گشت و توبه مي کنيد و بعد از ان