رمود:« وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا» و همچنین شما را امتی برگزیده و میانه رو قرار داده ایم. پس آنهایی که از حد ا عتدال و میانه روی خارج شوند خود را به هلاکت می اندازند. خداوند این امت را در همه امور دین میانه و معتدل قرار داده است.  موضع امت اسلامی در قبال پیامبران یک موضع معتدل و میانه است، زیرا هستند کسانی که در اظهار محبت نسبت به پیامبران زیاده روی و مبالغه کرده اند مانند نصارا، همچنانکه کسانی نیز هستند که بر پیامبران ستم روا داشته اند مانند یهود، اما این امت در مورد پیامبران میانه رو است، زیرا به همه پیامبران به صورت شایسته ایمان آورده است. و  در التزام به شریعت نیز میانه و معتدل است. پس نه مانند سخت  گیری یهودیان ونه مانند بی بندوباری و تساهل نصاری عمل می کند. و در باب پاکیزگی و خوراکی ها نیز این امت میانه رو و معتدل است، پس نه مانند یهودیان است که نمازشان جز در عبادتگاههایشان درست نباشد، و آب، آنها را از آلودگی ها پاک نمی کند، و خداوند چیزهای پاکیزه را به خاطر عقوبت و سزایشان بر آنها حرام کرده است، و نه مانند نصاری است، که هیچ چیزی را نجس و حرام ندانسته و و هرچیزی را مباح می دانند. اما پاکی مسلمین کامل ترین طهارت و پاکیزگی است، و خداوند خوردنی ها و نوشیدنی های پاکیزه و لباس ها و زن های پاکیزه را برای آنان حلال نموده و خوردنی ها و نوشیدنی های آلوده را بر آنها حرام گردانیده است. پس دین این امت و برترین اعمال را به این امت داده و به آنها مبلغی از علم و بردباری و عدل و نیکوکاری بخشیده که به دیگر امت ها نداده است.
بنابراین آنها امت وسط و معتدل و کال هستند « شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ» تا به سبب انصاف و حکمت منصفانه خود بر مردم گواه باشند و بر سایر ادیان منصفانه خود بر مردم گواه باشند و بر سایر ادیان حکم کنندو کسی بر آنها حکم ننماید. پس این امت هر آنچه را بپذیرد پذیرفتنی است و هرچیز که نپذیرد مردود است. اگر گفته شود چگونه داوری این امت بر دیگران پذیرفته می شود در داوری این امت  بر دیگران پذیرفته می شود. در صورتی که سخن هریک از طرف های مخالف علیه دیگری پذیرفته نمی شود؟ در جواب باید گفت که سخن هریک از دو طرف علیه دیگری به خاطر وجود «تهمت» پذیرفته نمی شود، اما وقتی که تهمت منتفی باشد و عدالت کامل حاصل شود آنگونه که حالت این امت چنین است، ایرادی وارد نمی شود، زیرا منظور داوری کردن به انصاف و حق است، و شرط آن علم عدالت است، و این دو شرط در میان این امت وجود دارد، پس سخن آنان پذیرفتهمی شود. 
و اگر کسی در برتری و فضیلت این امت شک  کند و در پی دلیلی باشد که این موضوع تایید نماید، آن دلیل، کامل ترین مخلوق یعنی پیامبر این امت (ص) است. بنابراین خداوند متعال فرموده است:« وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا» و از جمله گواهی دادن این امت بر دیگران این است که در روز قیامت، انگاه که خداوند در خصوص تبلیغ و رساندن دستوراتش از پیامبران سوال می کند و از امت هایی که پیامبران را تکذیب کرده اند نیز در خصوص ابلاغ پیام خدا از سوی پیامبران سوال می کند و آن امت ها انکار می کنند که پیامبران دستور خدا را به آنها رسانده باشند، پیامبرانشان این امت را گواه می گیرند، و سخن این امت را پیامبرش حضرت محمد (ص) تایید می کند. این آیه بیانگر آن است که اجماع این امت حجت قطعی است و آنها از اشتباه در امانند، چون خداوند فرموده است: « وَسَطاً » پس اگر فرض شود که این امت بر امر نادرست اتفاق نظر و اجماع کنند، میانه و معتدل نخواهند بود مگر در برخی از کارها . نیز خداوند متعال فرموده است : « لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ» که این آیه بیانگر آن است که آنان هرگاه بر حکمی شهادت دهند ( و بگویند : ) خداوند آن را حلال گردانده ، یا حرام کرده و یا آن را واجب نموده است، همانا آنان در این شهادت و گواهی خود معصوم هستند و از خطا و اشتباه در امانند. همچنین از این آیه استنباط می شود که برای صدور حکم بایستی از عدالت و شهادت و فتوا و دیگر شروط لازم برخوردار بود.
خداوند متعال می فرماید: « وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا» و ما قبله ای را که بر آن بودی و آن بیت المقدس بود، قبله قرار ندادیم، « إِلاَّ لِنَعْلَمَ» مگر اینکه بدانیم؛ دانستنی که ثواب و عقاب بر آن مترتب می گردد، وگرنه خداوند همه امور را قبل از پیدایش آن می داند.
اما پاداش و عقابی بر این علم و دانستن مترتب نمی شود، زیرا خداوند کاملا عادل است و حجت را بر بندگانش اقامه می کند. بلکه زمانی کارهایشان را انجام دهند پاداش و سزا بر آن مرتب می شود. یعنی رو کردن به این قبله را مشروع نمودیم تا بدانیم و بیازماییم « مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ» چه کسی از پیامبر پیروی می نماید و  به او ایمان می آورد، و در هر شرایطی از او تبعیت می کند، چون او بنده ای است مامور و امورش از سوی خدا تدبیر می شود، و چون کتاب های پیشین خبر داده اند که این پیامبر رو به خانه کعبه می نماید پس فرد با انصافی که منظورش یافتن حق است، تغییر قبله سبب افزایش ایمانش شده و بیشتر از گذشته از پیامبر اطاعت می کند. اما کسی که به عقب برگردد، و از حق روی بگرداند و از هوای نفس پیروی کند، کفرش افزون می گردد و به حیرتش افزوده می شود و حجت باطلی را که بر پایه شک و شبهه قرار داشته و هیچ حقیقتی ندارد، دستاویز خویش  قرار می دهد. « وَإِن كَانَتْ» گرچه روی گرداندن تو از آن قبله « لَكَبِيرَةً» بس دشوار است، « إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ » مگر بر کسانی که خداوند آنها را هدایت نموده است. پس آنها این موضوع را هدایت الهی و نعمت خداوند دانسته و شکر او را به جا آورده و به احسانش اقرار نموده و روی آوردن به سوی این خانه بزرگ را یکی از عطایا و الطاف الهی تلقی کردند، خانه ای که خداوند آن را بر تمام مناطق زمین برتری بخشیده و رفتن به سوی آن را رکنی از ارکان اسلام قرار داده که  گناهان را محو می کند. به همین جهت این کار برای آنها آسان، و برای دیگران سخت بود. سپس خداوند متعال فرمود: « وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ » برای خداوند شایسته نیست و سزاوار شان او تعالی نمی باشد که ایمانتان را ضایع کند، بلکه چنین کاری برای خداوند محال است. و در این مژده  بزرگی است برای کسی که خداوند  با دادن اسلام و  ایمان بر او منت گذارده است، چرا که خداوند ایمانشان راحفظ خواهد کرد و آن را ضایع نمی گرداند. و حفظ کردن به دو نوع است: حفظ کردن از ضایع شدن و باطل گشتن، که خداوند آنها را از هر چیزی که ایمان را فاسد کند و از بین ببرد و در آن کم و کاستی ایجاد کند از قبیل آفت های اضطراب آور و هوی و هوس های بازدارنده، در امان قرار می دهد. و نوع دیگر آن است که ایمانشان را پرورش می دهد و آنها را به انجام کارهایی توفیق می دهدکه بر ایمانشان می افزاید و یقینشان را کامل می گرداند، پس همانگونه که در آغاز شما را به سوی ایمان ر