ا مي نماياند که هم باعث بيم و هم مايۀ اميد شم مي گردد، و نيز ابرهاي سنگين بار را پديد مي آورد. 
وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ و رعد به ستايش او و فرشتگان نيز از ترسش تسبيح مي کنند، و صاعقه ها را مي فرستد و هر کس را که بخواهد بدان ها گرفتار مي کند در حالي که آنان دربارۀ خدا به مجادله مي پردازند،  او بس قدرتمند است. 
خداوند متعال مي فرمايد: (هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا) او ذاتي است که رعد و برق آسمان را به شما نشان مي دهد که هم باعث بيم و هم مايۀ اميد شما مي گردد، يعني با ديدن آذرخش آسمان ترس از فرود صاعقه و انواع آفات بر ميوه ها و نباتات مردم را فرا مي گيرد، و نيز از طرفي آذرخش آسمان مايۀ اميد و خير و فايده هم مي باشد. 
(وَيُنْشِىءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ) و ابرهاي سنگين بار را که باران فراوان دربر دارند و سبب بهره مند شدن بندگان و شهرها مي شود پديد مي آورد. (وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ ) و رعد ستايش او او را به جاي آورده و او را به پاکي مي ستايد. و آن صدايي است که از  ابرها شنيده مي شود و بندگان را آشفته مي نمايد، پس رعد در مقابل پروردگارش فروتن و فرمانبردار است و زبان به ستايش و پاکي اش مي گشايد. (وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ) و فرشتگان نيز از بيمش پاکي او را بيان مي کنند. يعني فرشتگان در برابر خداوند فروتن هستند و از قدرت الهي مي ترسند. (وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ) و صاعقه ها را مي فرستد و آن آتشي است که از ابرها بيرون مي جهد، (فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء)و هر کس از بندگانش را بر حسب مشيت خويش بدان گرفتار مي کند. (وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ ) و آنان دربارۀ خدا به مجادله مي پردازند،  او بس قدرتمند است ؛ هر چه بخواهد مي کند و هيچ چيز نمي تواند از قدرت او سرپيچي نمايد وهيچ فرار کننده اي از دست او در نمي رود. 
و تنها اوست که براي بندگانش باران و ابر را مي فرستد که روزيهايشان در آن نهفته است،  و اوست که به تدبير امور مي پردازد. و آفريده هاي بزرگ که بندگان از آن به هراس مي افتند در برابر او فروتن بوده و سر تسليم فرود مي آورند، وا و قدرتمند و داراي توانايي زياد است، پس همو سزاوار است که پرستش شود و شريکي برايش قرار داده نشود، بنابراين فرمود: لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ خداست که شايستۀ عبادت و دعاست و کساني را که به جاي او به فرياد مي خوانند به هيچ وجه دعايشان را اجابت نمي نمايند، مگر مانند کسي که دستهايش را به سوي آب بگشايد تا به دهانش برسد ولي هرگز آب به دهانش نخواهد رسيد، و دعاي کافران جز در گمراهي نيست. 
(لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ ) دعوت حق تنها از آن خداست، و آن عبارت است از: انجام دادن عبادت براي او؛ خدايي که هيچ شريکي ندارد،  واينکه دعاي عبادت و دعاي مسالت خالصانه راي او صورت پذيرد. (يعني ستايش و تمجيد ، و طلب و مسالت فقط از او بعمل مي آيد) و خداوند سزاوار هر دو نوع دعا مي باشد، و شايستۀ ترس و اميد و محبت و علاقه و بيم است. و شايسته است که انسان به سوي او باز گردد، زيرا تنها الوهيت او حق است، و الوهيت ديگران باطل مي باشد. 
(وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ) و کساني که به جاي او بت ها و انبازهايي را که شريک خدا کرده اند به فرياد مي خوانند، و آنها را پرستش مي کنند، (لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم) به هيچ وجه آنها را اجابت نمي کنند و کمترين نيازي از نيازهايشان را از کارهاي دنيا و  امور آخرت بر آورده نمي نمايند. (إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء ) مگر مانند کسي که هر دو دستش را به سوي آب دراز کرده است و به خاطر دوري آب دستهايش به آن نمي رسد، (لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ ) تا با گشودن دستهايش آب به به دهانش برسد، زيرا او تنشه است و از شدت تشنگي مي خواهد با دستش آب را بگيرد، آبي که امکان ندارد به آن برسد. همين طور کافران که همواره خدايان ديگري را به فرياد مي خوانند به هيچ وجه آنها را اجابت نخواهند کرد و کمترين نيازي از نيازهايشان را برآورده نخواهند ساخت، و در اوقاتي که آنها به شدت به آن معبودان نياز دارند به آنها سودي نمي بخشند، چون آنها خود نيازمند هستند، و آن معبودان به اندازه ذره اي در آسمانها و زمين اختياري ندارند و آنها هيچ مشارکتي در آن ندارند و هيچ يک از آنها پشتيبان و ياور خدا نيست. (وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ) و دعاي کافران جز گمراهي نيست، چون آنچه که به جاي خدا مي خوانند باطل است، پس عبادت و دعايشان نيز باطل مي باشد، زيرا با باطل گشتن هدف و مقصود، وسيله نيز باطل مي گردد. و از آنجا که خداوند پادشاه و فرمانرواي به حق و آشکار است پرستش و عبادت او نيز حق است، و کسي که او را پرستش مي نمايد در دنيا و آ[رت سود مي بيند. 
و تشنه کردن دعايي که کافران و مشرکان از غير خدا بعمل مي آورند به کسي که دستهايش را به سوي آب دراز مي کند تا آب به دهانش برسد از بهترين مثالها است. زيرا اين، تشبيه دادن به کار غير ممکن است ، پس همانگونه که اين کار ممکن نيست آنچه که بدان تشبيه شده است نيز محال و غير ممکن است. و منوط کردن چيزي به امري محال و غير ممکن به بهترين و رساترين صورت بيانگر محال بودن آن مي باشد، همان طور که خداوند متعال فرموده است: (ان الذين کذبوا بايئنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم ابواب اسماء و لا يدخلوا الجنه حتي يلج الجمل في سم الخياط) بي گمان کساني که آيات ما را تکذيب کردند و در مقابل آن تکبر ورزيدند دروازه هاي آسمان براي آنها گشوده نمي شود و به بهشت وارد نمي گردند مگر اينکه شتر از سوراخ سوزن عبور کند.قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ، ما روی گرداندن تو را به سوی آسمان می بینیم ، پس تو را به سوی قبله ای متوجه می سازیم که از آن خوشنود خواهی شد، پس به سوی مسجدالحرام روی بگردان و هرکجا که بودید روی خود را بدان سو بگردانید و همانا کسانی که کتاب را داده شده اند، می دانند که آن حق و از جانب پروردگارشان است و خداوند از آنچه می کنند بی خبر نیست.
خداوند به پیامبرش می فرماید: « قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء» ما چشم دوختن و نگاه کردن تو را به تمام