اف فاسد و خواسته هاي پليد خود از تو عيب نم گيرند و از تو معجزه بخواهد و نوع آن را پيشنهاد مي کنند در حالي که اختياري ندارد و چيزي در دست تو نيست. (وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ) و هيچ پيامبري را نسزد که جز به اجازه خداوند معجزه اي بياورد، و خداوند آوردن معجزه را اجازه نمي دهد مگر در آن وقت که مقدر فرموده است. 
( لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ) و هر اجلي را سرآمدي معين است که از آن پس و پيش نمي شود، پس عجله کردن و شتاب ورزيدن آنها در رابطه با آمدن معجزات يا فرا رسيدن عذاب سبب نمي شود که خداوند آنچه را مقدر نموده است بعداً رخ دهد پيش تر از موعد مقرر بنماياند، با اينکه خداوند هرچه را بخواهد انجام مي دهد. 
(يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ) خداوند هر چه از تقديرات الهي را که خواهد از ميان مي برد و هر چه را که بخواهد پا بر جا مي دارد، و اين از ميان برداشتن و بر جا  گذاشتن مربوط به چيزهايي نيست که علم و قلم الهي آن را نگاشته و ثبت کرده است، زيرا آنچه را که خداوند ثبت نموده است قابل تغيير و تبديل نيست، زرا چنين چيزي براي خداوند محال است ک در آگاهي و علم وي نقص و خللي واقع شود . بنابراين فرمو: (وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ) و لوح محفوظ که همه چيز به آن بر مي گردد، و آن اصل، و ساير چيزها فرع اند، نزد اوست. پس تغيير و تبديل در فرع واقع مي گردد، مانند کارهاي شبانه روزي که فرشتگان آن را ثبت مي نمايند و خداوند براي ثبت و يا از ميان بردن آن اسبابي قرار داه است، و اين اسباب از دايرۀ آنچه که در لوح المحفوظ نگاشته شده است فراتر نمي رود، مانند اينکه نيکوکاري و صلۀ رحم و احسان را از اسباب طول عمر و فراوان شدن روزي قرار داده، و گناهان را به سبب از ميان رفتن برکت عمر و روزي گردانيده است. و مانند اينکه اسباب نجات از مهلکه را سبب سلامتي قرار داده، و قرار دادن خويشتن در معرض هلاکت را سبب هلاک شدن قرار داده است. پس  اوست که بر حسب قدرت و اراده اش به تدبير امور مي پردازد و آنچه را او تدبير نمايد با آنچه که آن را دانسته و در لوح محفوظ نوشته است تضادي ندارد.وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ و اگر برخي از آنچه را که بدان وعده مي دهيم به تو بنمايانيم و يا اينکه تو را بميرانيم، در هر حال تنها رسيدن بر (عهدۀ) تو است و حساب بر عهدۀ ما مي باشد .
أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ آيا نديده اند که ما از اطراف زمين مي کاهيم و خداوند حکم مي کند و فرمان و حکمش هيچ گونه رد و مانعي ندارد، و او سريع الحساب است. ؟
خداوند به پيامبرش محمد صلي الله عليه واله مي فرمايد: براي فرا رسيدن عذابي که به آنان و عده داده شده است شتاب مکن، زيرا اگر آنان همچنان به سرکشي و کفر و ناسپاسي خود ادامه بدهند حتماً عذابي که به آنان وعده داده شده است به آنان مي رسد . پس يا آن را (نُرِيَنَّكَ) در دنيا به تو مي نمايانيم، و آنگاه خشنود و چشم روشن مي شوي، (أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ ) و يا قبل از اينکه آنان دچار عذاب شوند تو را مي ميرانيم، پس مبتلا کردن آنان به عذاب وظيفۀ تو نيست (فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ) زيرا تنها رساندن پيام خدا به مردم و روشنگري براي آنان بر عهدۀ تو است، ( وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ) و حساب بر عهدۀ ما است، و ما مردم را در مورد اينکه آيا آنچه که بر گردنشان بوده انجام داده و يا آن را ضايع کرده و انجام نداده اند مورد بازخواست قرارمي دهيم، پس يا آنان را پاداش عطا مي کنيم و يا مورد عقوبت و انتقام قرار مي دهيم.
سپس خداوند متعال تکذيب کنندگان را تهديد نموده و مي فرمايد: (أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا) آيا کافران نمي بينند که ما همواره از اطراف زمين مي کاهيم؟ گفته شده که منظور اين است که خداوند با هلاک کردن تکذيب کنندگان و رشه کن کردن ستمگران، از سرزمين آنها مي کاهد. و گفته شده اين کاهش اشاره به فتوحات اسلامي و از دست رفتن شهرهاي مشرکين و زيانمند شدن آنها در اموال و جانهايشان است. و سخنان ديگري نيز گفته شده است، اما به ظاهر والله اعلم منظور اين است که خداوند به تدريج سرزمين تکذيب کنندگان و کافران را از دستشان مي گيرد و از آن مي کاهد و مصيبت ها را در گوشه  و اطراف آن ايجاد مي کند، تا آنان را بيدار سازد، قبل از اينکه نقص و کمبود دامانشان را بگيرد، و بلاهايي را بر آنان فرو مي فرستد که هيچ کس نمي تواند آن را دفع کند بنابراين فرمود: ( وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ ) و خداوند فرمان مي دهد و فرمانش هيچ رد کننده اي ندارد. 
هيچ کس نمي تواند فرمان شرعي و تقديري، و جزاي الهي را رد نمايد. پس دستورات و فرمانهايي که خداوند صادر مي کند در نهايت سنجيدگي و متانت و استحکام قرار داشته و هيچ خللي و نقصي در آن وجود ندارد، و بر پآيه عدالت و انصاف و نيکي استوار مي باشد، و هيچ کس نمي تواند فرمانهاي او را مورد بازجويي قرار دهد، و اعتراضي بر ان وارد نيست. بر خلاف فرمان غير خدا که گاهي درست و گاهي نادرست خواهد بود (وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ) و او سريع مانعي ندارد، و او سريع الحساب است پس کافران نبايد در رابطه با آمدني است نزديک مي باشد.وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ به راستي کساني که پيش از اينان بودند مکر ورزيدند ولي مکر و نقشه ها همگي از آن خداست؛ مي داند آنچه را که هر کس انجام مي دهد، و کافران مي خواهند دانست که سرانجام نيکوي اين جهان از آن کيست. 
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ و کافران مي گويد: «تو پيامبر (خدا) نيستي»بگو«کافي است خدا و کسي که علم کتاب نزد او است ميان من و شما گواه باشد».
خداوند متعال مي فرمايد:( وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ) به راستي کساني که پيش از اينان بودند دربارۀ پيامبران و پيام حقي که آورده بودند مکر ورزيدند و توطئه کردند. اما توطئه ومکرشان چيزي از آنان دور نکرد و فايده اي براي آنان نداشت و نتوانستند کاري از پيش ببرند. آنان با خداوند مبارزه مي کنند. (فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا ) ولي مکر و نقشه ها همگي از آن خداست يعني هيچ کس نمي تواند مکري بورزد و چاره اي بيانديشد مگر به اجازۀ خدا و حسب تقدير او، پس وقتي آنان عليه دين خداوند توطئه مي کنند بدون شک مکر و توطئه هايشان به خودشان بر خواهد گشت و ناکام و پشيمان خواهند شد، زيرا خداوند (يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ) مي داند آنچه را که هر کس انجام