َاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَـئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ کساني که زندگي دنيا را بر زندگي آخرت ترجيح مي دهند و مردم را از راه خدا باز مي دارند و راه خدا را نادرست و کج نشان مي دهند، ايشان در گمراهي دور (درازا) ي هستند. 
خداوند متعال خبر مي دهد که او کتابي بر پيامبرش محمد عليه السلام فرو فرستاده است تا مردم را از تاريکي هاي جهالت و کفر و اخلاق زشت و انواع گياهان به سوي نور دانش و ايمان و اخلاق نيکو بيرون آورد. (بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) به حکم پروردگارشان. يعني آنچه را که خداوند دوست دارد جز با اراده و ياري او نمي توانند به دست بياورند. و اين تحريک و تشويق بندگان است بر کمک گرفتن ازپروردگارشان . پس نوري را که اين کتاب آنها را به سوي آن راهنمايي مي نمايد تفسير نموده و مي فرمايد: ( إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) به سوي راه خداوند پيروزمند ستوده. يعني به سوي راهي که انسان را به خدا و بهشت الهي مي رساند و مشتمل بر علم و آگاهي از حق و عمل کردن به آن است. 
ذکر کرن (الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) بعد از بيان راهي که انسان را به خدا مي رساند به خاطر دو چيز است؛ يکي اشاره باشد به اينکه هر کس آن راه را در پيش گيرد. به واسطۀ قدرت الهي قوي و نيرومند مي گردد، گرچه جز خداوند هيچ باوري نداشته باشد، و در همۀ کارهايش خوب و ستودني است و سرانجام نيکو خواهد داشت. 
ديگر اينکه راه خدا بزرگترين دليل است و اينکه خداوند صفت هاي کمال و جلال را دارد، و کسي که اين راه را براي بندگانش نيرومند و ستوده مي باشد و از خداوند و معبودي است که با انواع عبادت ها که هر کدام منزلي از منازل صراط مستقيم هستند مورد پرستش قرار مي گيرد. و همچنانکه مالک آسمانها و زمين است؛ اوست که مي آفريند و روزي مي دهد و امور زمين و آسمان را تدبير مي نمايد، به همان شيوه مالک بندگان است و آنان را به انجام احکام ديني فرمان مي دهد، چون آنها ملک او هستند و شايسته ي او نيست که بندگانش را بدون هدف رها نمايد. 
پس از آن که دليل و برهان را بيان کرد، به سرنوشت کساني پرداخت که از او فرمان نمي برند، و فرمود (وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ) و واي بر کافران از عذاب سختي که پيش رو دارند! که اندازۀ آن قابل سنجش و شدت آن قابل توصيف نيست. 
سپس آنان را اينگونه توصيف نمود: (الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ) کساني هستند که زندگي دنيا را بر زندگي آخرت ترجيح مي دهند، بنابراين به زندگاني دنيا دل بسته و به آن راضي شده و انس گرفته و از جهان و سراي آخرت غافل مانده اند (وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ) و مردم را از راه خدا که براي بندگانش قرار داده و د رکتابهايش و بر زبان پيامبرانش آن را بيان کرده است . بارز مي دارند، پس ايشان به  مخالفت و مبارزه با پروردگارشان برخواسته اند، (وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا ) و مي خواهند راه خدا را نادرست و کج بنمايانند و مي کوشند آن را زشت و ناپسند نشان دهند تا مردم را از آن گريزان و متنفر گردانند، اما خداوند جز اينکه نور خويش را کامل کند چيزي ديگر را نمي پذيرد هر چند براي کافران ناخشنود باشد. 
(أُوْلَـئِكَ ) کساني که صفتشان بيان شد، (فِي ضَلاَلٍ بَعِيدٍ ) در گمراهي دور و درازي هستند، چون خود گمراه شده و ديگران را نيز گمراه نموده و با خدا و پيامبرش مخالفت کرده اند. پس چه گمراهي بزرگتر و ژرف تر از اين وجود دارد؟ ولي مومنان بر عکس اينها به خدا و آيات او ايمان مي آورند و آخرت را بر زندگي دنيا ترجيح مي دهند و مردم را به اندازۀ توان خود به راه خدا دعوت مي کنند و آن را زيبا ارائه داده و مستحکم و مستقيم مي نمايانند.وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ و هيچ پيامبري را نفرستاده ايم مگر به زبان قوم خودش تا (حقايق را به روشني ) براي آنان بيان کند، سپس خداوند هر کس را که بخواهد گمراه مي سازد و هر کس را که بخواهد هدايت مي کند و او پيروزمند فرزانه است. 
و اين لطف خداوند نسبت به بندگانش است که هيچ پيامبري را نفرستاده است، (إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ) مگر اينکه به زبان قوم خودش سخن گفته است تا آنچه را که پيامبرش آورده است بياموزند، زيرا اگر پيامبر به غير از زبان آنان سخن مي گفت مي بايست زباني را که پيامبر بدان سخن مي گفت ياد بگيرند، و آنگاه سخنان او را مي فهميدند. پس وقتي پيامبر آنچه را که مردم بدان دستور داده شده اند و يا از آن نهي شده اند بيان کند، حجت و دليل خدا بر آنان اقامه مي شود.
(فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء ) سپس خداوند هر کس را که بخواهد گمراه مي سازد؛ و هر کس را بخواهد هدايت مي کند؛ همان کساني که رحمت خويش را به آنان اختصاص داده است. 
(وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) و او نيرومند و فرزانه است. از جمله نيرومندي و قدرت او ا ين است که تنها او هدايت مي نمايد و گمراه مي سازد، و دلها را به هر سو که بخواهد مي گرداند. و از جمله حکمت الهي اين است که هدايت نمودن و گمراه ساختن را در جايگاه مناسب آن قرار مي دهد. يعني هر کس که شايستگي هدايت يافتن را داشته باشد هدايت مي کند و هر کس که شايستگي هدايت را نداشته باشد گمراه مي سازد. 
از اين آيۀ کريمه استنباط مي شود که آموزش و يادگيري علوم عربي که سبب روشن شدن مفهوم سخن خدا و پيامبر مي شود امري مطلوب و مورد پسند خداوند مي باشد، زيرا آنچه خداوند بر پيامبرش نازل نموده است. جز به وسيله اين علوم درک نمي شود، مگر در شرايطي که مردم به اين علم نياز نداشته باشند و اين وقتي است که عربي را تمرين کرده و از دوران کودکي با فراگيري اين زبان آشنا شوند، و تبديل به ملکه آنها گشته و به آن خوي بگيرند، پس در اين هنگام نيازي نيست که براي يادگيري آن وقت و زماني را صرف کنند و آنها صلاحيت خواهند داشت تا کلام خدا و پيامبرش را مستقيماً بفهمند، آن طور که اصحاب عليه السلام آن را فهم کردند.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ و همانا موسي را با نشانه هاي خود فرستاديم (و به او گفتيم): که قوم خويش را از تاريکي ها به سوي نور بيرون آور و آنان را به نعمت ها و مصيبت هاي خدا در روزهاي الهي پند ده. بيگمان در اين براي هر شيکبايي سپاسگزاري عبرتها است. 
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ و آنگاه که موسي به قومش گفت: «