نیم شکر آن را به جای آوریم.

« وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ » باشد که حق را بشناسید و به آن عمل کنید. پس خداوند متعال از سر مهربانی و لطفی که نسبت به بندگانش دارد اسباب هدایت را برای آنها بسیار سهل و آسان کرده، و آنها را به در پیش گرفتن راههای هدایت آگاه نموده و اسباب هدایت را برای آنان به طور کامل بیان فرموده است، به گونه ای که خداوند مخالفان حق را بر می انگیزد تا در آن به مجادله بپردازند، و از این طریق حق روشن می شود و نشانه ها و معجزات الهی نمایان می گردد، و باطل بودن باطل واضح گشته، و معلوم می شود که باطل حقیقتی ندارد. و اگر باطل به مقابله با حق بر نمی خواست چه بسا که برای بسیاری مردم بطلان باطل مشخص نمی گردید. زیرا از قدیم گفته شده است که هر چیز با مخالف و ضدش شناخته می شود. پس اگر شب نبود برتری روز دانست نمی شد، و اگر زتشی وجود نداشت ارزش « خوبی» درک نمی شد، و اگر تاریکی نبود فایده نور دانسته نمی شد، و اگر باطل نبود حق به صورت ظاهر، آشکار نمی گشت. پس خداوند را بر این نعمت بزرگ سپاس می گوییم.رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ پروردگارا! اين بت ها بسياري از مردم را گمراه ساخته اند، پس هر کس از من پيروي کند او از من است، و  هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني . 
(رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ) پروردگارا! بسياري از مردم به وسيلۀ اين بت ها گمراه شده اند، (فَمَن تَبِعَنِي ) پس هر کس از من پيروي کند و اهل توحيد و اخلاص و عبادت خداوند پروردگار باشد، (فَإِنَّهُ مِنِّي(  همانا از من است، چون او کاملاً با من موافق مي باشد، زيرا هر کس قومي را دوست بدارد و از آنان پيروي نمايد از آنها خواهد بود. (وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ) و هر کس از من نافرماني کند بي گمان تو آمرزندۀ مهرباني .و اين از مهرباني ابراهيم خليل است که براي گناهکاران دعاي آمرزش و رحمت نموده و از خداوند خواست تا آنان را بيامرزد، و خداوند نسبت به بندگانش از او مهربانتر است، و هيچ کس را عذاب نمي دهد، مگر آن کس که سرکشي نمايد.رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ پروردگارا! من (يکي از) فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، پروردگارا تا اينکه نماز را بر پا دارند،پس چنان کن که دلهاي گروهي از مردم متوجه آنان گردد و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. 
(رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ) پروردگارا! من برخي از فرزندانم را در دره اي بي کشت و زرع (و) در کنار خانۀ تو که آن ر احرام ساخته اي سکونت داده ام، چرا که ابراهيم هاجر و فرزندش اسماعيل را از شام به مکه آورد، آنگاه که اسماعيل کودکي شيرخواره بود و هيچ کس در مکه سکونت نمي گزيد و احدي در آنجا نبود. وقتي ابراهيم آنها را در مکه تنها گذاشت با زاري و توکل به درگاه خدا چنين گفت: (رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي ) پروردگارا يکي از فرزندانم را که عبارت است از اسماعيل نه همۀ آنها را، چون اسحاق و ديگر فرزندانش در شام بودند در مکه اسکان داده ام، (بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ ) در دره اي بي کشت و زرع ساکن کرده ام، زيرا مکه سرزميني که قابليت کشاروزي را نداشت. (رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ ) خداوندا! آنها را موحود و يکتا پرست و نماز گزار بگردان، زيرا بر پا داشتن نماز يکي از بهترين عبادت هاي ديني است، پس هر کس آن را بر پا دارد دينش را بر پا داشته است. (فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ ) پس دلهاي برخي از مردم را چنان کن که آنها را دوست بدارند وجايي را که آنها ساکن هستند دوست بدارند.خداوند دعاي ابراهيم را پذيرفت و از نسل اسماعيل، محمد عليه الصلاه و السلام را پديد آورد که فرزندان اسماعيل را به دين اسلام و آيين پدرشان ابراهيم دعوت کرد و آنها دعوت وي را پذيرفتند و بر پا دارندۀ نماز گرديدند. 
و خداند حج خانۀ کعبه را که ابراهيم، فرزندش را در محل آن سکونت داده بود فرض گردايند. و سر عجيبي در آن است که دلها را به سوي خود جذب مي نمايد؛ مردم به حج مي روند اما هيچگاه از آن سير نمي شوند بلکه هر اندازه بنده بيشتر به آنجا برود اشتياق و علاقه اش افزونتر مي گردد، و بيش از پيش مشتاق و شيفتۀ آن مي شود  و سبب اين امر آن است که خداوند اين خانه را به خود نسبت داده است. (وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ) و از ميوه ها به آنان روزي ده شايد که سپاسگزار باشند. و خداوند دعاي او را پذيرفت و انواع ميوه جات به آنجا برده مي شود و در تمامي فصول ميوه هاي فراواني در مکه ي مکرمه يافت مي شود، و روزي و خوراکي از هر طرف به سوي آن سرازير است. رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء پروردگارا! بي گمان تو آگاهي از آنچه پنهان مي داريم و از آنچه آشکار مي سازيم و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. 
(رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ) خدايا! تو نسبت به ما از ما داناتري. پس از تدبير و تربيت تو براي خود آن را مي خواهيم که به مقتضاي علم و رحمتت کارهاي پيدا و پنهانمان را برايمان آسان بگرداني. (وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء ) و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نمي ماند. و از آن جمله است اين دعا که قصد ابراهيم خليل عليه الصلاه و السلام از آن جز خير و شکر فراوان براي خداوند پروردگار جهانيان نبود.الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ستايش خداوندي را که در سن پيري اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، بي گمان پروردگارم شنواي دعا است. 
(الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ) ستايش خداوندي را که با وجود پيري و سن زياد اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، اين بزرگترين نعمت است، زيرا در حال پيري که ابراهيم فرزندي نداشت و خداوند به او فرزندي عطا کرد. نعمت بزرگتر اين بود که فرزندان او صالح وپيامبر بودند. (إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ) بي گمان اجابت پروردگارم از کسي که او را مي خواند نزديک است. من او را فرا خواندم و اميد مرا برآورد ساخت. سپس ابراهيم براي خود و فرزندانش دعا نمود و فرم