 ندارند. اوست که نعمت هاي ظاهري و باطني را داده و همۀ آفت ها را دور مي نمايد . آفريننده و روزي دهنده است و تنها اوست که به تدبير تمام امور مي پردازد. پس او همۀ اين کارها را تنها انجام مي دهد و کسي ديگر با او مشارکتي ندارد. 
سپس خداوند بعد از بيان حق خويش، به بيان حق پدر ومادر پرداخت و فرمود: (وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا)و با انواع نيکي ها به پدر و مادر نيکي کنيد و گفتار و کردارتان با آنها نيکو باشد. چون پدر و مادر سبب به وجود آمدن آدمي هستند، و نسبت به فرزند محبت فراوان دارند، که اين امور ايفاي حق آنها را واجب مي کند، و اينکه با آنها به نيکي رفتار شود. 
(إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا)و هر گاه پدر ومادر به سن پيري رسيدند، که انرژي و قدرت انسان در اين سن ضعيف مي شود و نيازمند مهرباني و نيکي مي شوند، (فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ) حتي اف به آنان مگو، و کلمۀ «اف» پايين ترين مراتب اذيت و آزار است. يعني کوچکترين آزاري به آنها نرسانيد. (وَلاَ تَنْهَرْهُمَا) و با سخنان محترمانه با آن و سخن بگو و در سخن گفتن با آنها کلماتي را بر زبان بياور که آن کلمات را دوست مي دارند . و مودبانه و با مهرباني با پدر و مادر سخن بگوي، و سخنان نرم بگوي که دل آنان را شاد کند و به آنان آرامش بخشد. و اين با توجه به حالت ها و عادت ها وزمان ها فرق مي نمايد. 
(وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ) و از روي مهرباني، بال فروتني براي آنان بگستران. يعني با چشمداشت ثواب و پاداش آخرت، در برابر آنها فروتن باش، نه به خاطر ترس از آنها يا به خاطر اميد داشتن به ثروت و دارايي آنان ، و ديگر اهدافي که انسان به خاطر آن پاداش آخرت را از دست مي دهد (وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا ) و در مقابل ايکه تو را در کودکي تربيت نموده و بزرگ کرده اند، آنها را مرده يا زنده دعا کن تا مورد مرحمت خدا قرار بگيرد. 
از اين آيه چنين فهميده مي شود که هر اندازه پدر و مادر در امر تربيت فرزندان بيشتر بکوشند حقشان بيشتر است. و همچنين غير از پدر ومادر نيز که انسان را به صورت شايسته در امور دين يا دنيا تربيت نمايند بر آدمي حق دارند.رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا پروردگارتان به آنچه در دلهايتان است آگاه است اگر نيکوکار باشيد، بدانيد که او در حق توبه کاران هميشه بخشنده است. 
پروردگارتان به خوبي و بديي که آن را در دل پنهان مي داريد آگاه است و او به چسم ها و ماليتان نمي نگرد، بلکه به اعمال و دلهايتان و خير و شري که در آن است نگاه مي کند. (إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ) اگر افراد شايسته و بايسته اي باشيد، به اين صورت که اراده و اهداف شما بر محور خشنودي خداوند دور بزند و به آنچه که شما را به او نزديک مي نمايد علاقه مند باشيد و اهداف غير خدايي در دلهايتان نباشد، (فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا ) او براي کساني که در همۀ اوقات به سوي او باز مي گردند آمرزنده است. 
پس هر کس که خداوند از قلبش اطلاع يافت و دانست که در آن چيزي جز اثابت و بازگشت به سوي خدا و محبت او  و محبت آنچه که وي را به خدا نزديک مي نمايد وجود ندارد، چنين کسي گرچه در بعضي اوقات به اقتضاي سرشت اسنان گناهاني از او سر بزند اما خداوند او را مي آمرزد و اشتباهات گذرا و عارضي وي را مي بخشايد.وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا و حق خويشاوند و بينوا و در راه مانده را بپردازد و به هيچ وجه اسراف مکن.
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا بي گمان تبذير کنندگان برادران شياطين هستند، و شيطان پروردگارش را ناسپاس بود. 
وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا و اگر از آنان به خاطر طلب رحمت پروردگارت که بدان  اميد داري، رويگردان مي شوي، پس با آنان سخني نرم بگوي.
وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا و دست خود را بر گردنت بسته مدار و به تمامي آن را گشاده مساز که آن گاه ملامت زده (و) درمانده بنشيني . 
إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا بي گمان پروردگارت روزي را بار يهر کس که بخواهد فراخ و گسترده مي نمايد و روزي هر کس را که بخواهد کم و تنگ مي گرداند، چرا که خدا به بندگانش آگاه و بيناست. 
خداوند متعال مي فرمايد: (وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ ) و به خويشاوند حقش را بده، يعني نيکي و احسان واجب و سنت را در حق او انجام بده، و اين حق با تفاوت حالات خويشاوندان و نياز و عدم نياز آنان فرق مي نمايد. (وَالْمِسْكِينَ) و حق بينوا اعم از زکات و غيره به او بده تا بيتوانيي اش برطرف شود. (وَابْنَ السَّبِيلِ) و حق فرد در راه مانده را بپرداز. (وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا) و تبذيرمکن. يعني به همۀ نيازمندان طوري بدهد که خودش ضرر نکند، و از اندازۀ مناسب بيشتر نباشد، زيرا چنين کاري تبذير و باد دستي است که خداوند از آن نهي کرده و فرموده است. 
(إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ) بي گمان باد دستان برادران شيطان جز به خصلت هاي زشت دعوت نمي دهد، پس انسان را به بخل دعوت مي کند، و هرگاه انسان از او سرپيچي نمايد او را به اسراف و باد دستي و ولخرجي فرا مي خواند. و خداوند متعال به منصافه ترين و ميانه روانه ترين کارها دعوت مي کند و انسان را به خاطر آن مي ستايد. همانطور که در مورد بندگان رحمن فرموده است: (والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و کان بين ذلک قواما) و کساني که وقتي انفاق نمايند اسراف نمي کنند و بخل نيز نمي ورزند و ميان اين دو حالت پايدار هستند .
و در اينجا فرمود: (وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ) و دست خود را بر گردنت بسته مدار و اين کنآيه از شدت بخل است. (وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ ) و به تمامي آن را گشاده مساز، که آن گاه در آنچه که شايسته نيست، و افزون از اندازۀ لازم انفاق مي کني. (فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا ) و آن گاه ملامت زده و درمانده خواهي بود. يعني به خاطر کاري که کرده اي ملامت شده، و دست خالي مي ماني؛ نه مالي در دست داري و نه به خاطر از دست  دادن مال مورد ستايش قرار مي گيري.
دستوري که در اينجا در رابطه با انفاق به خويشاوندان داده شده در صورتي است که انسان توانايي ان را داشته باشد، اما اگر مالي نداشت يا خرج خودش سنگين و مشکل بود خداوند متعال دستور داده است که در آن صورت خويشاوندان و غيره را به صورت زيبايي پاسخ بدهد. پس فرمود: 
(وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ 