َأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ ) اگر بخواهد شما را مشمول رحمت خود قرار مي هد، و هر کس را که بخواهد توفيق مي دهد که اسباب برخورداري از رحمت الهي را بدست آورد، و هر کس را که بخواهد خوار مي گرداند و او را از فراهم نمودن اسباب رحمت الهي باز مي دارد، و سزاوار عذاب مي گردد. (وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ) و تو را نگهبان بر آنان نفرستاده ايم که به تدبير امورشان بپردازي و آنها را مجازات کني، بلکه نگهبان و مراقب، خداوند است، و تو مبلغ، و راهنماي به سوي راه راست هستي. 
(وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ) خداوند به حال تمام خلايقي که در آسمانها و زمين هستند آگاه تر است ، پس به هر يک از آنان آنچه را که سزاوارش است و حکمت الهي آن را اقتضا مي کند مي بخشد و بخري را بر برخي ديگر برتري مي دهد، همانطور که برخي از پيامبران را در فضايل و ويژگيهايي از قبيل اوصاف پسنديده و اخلاق و کارهاي شايسته و پيروي زياد از خداوند، نازل شدن کتابهايي که شامل احکام شرعي و عقايد پسنديده اند، بر برخي از آنان برتري داده است، و همۀ امور از منت هاي الهي بر آنهاست. هر چند که همه در اينکه از جانب خداوند بر آنها وحي مي شود، مشترک اند، همانطور که زبور را بر داود نازل کرد. 
پس مادامي که خداوند متعال برخي از پيامبران را بر برخي ديگر برتري داديم و به برخي از آنان کتاب داده است. پس پرا کساني که محمد عليه السلام و الصلاه را تکذيب مي کنند، آنچه را که خداوند بر او نازل نموده و نبوت و کتابي را که به وسيلۀ آن خداوند وي را برتري داده است انکار مي کنند؟قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً بگو: «کساني را که به جز خدا مي پنداريد، فراخوانيد». پس نه مي توانند بلايي را از شما برطرف کنند و نه (مي توانند آن را) دگرگون سازند. 
أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا پيامبران و صالحاني که آنان به فرياد مي خوانند ، براي تقرب جستن به پروردگارشان، آنچه از کارهاي شايسته که انسان را به خدا نزديک مي کند، انجام مي دهند و به رحمت خدا اميدوارند و از عذاب او مي ترسند، بي گمان بايد از عذاب پروردگارت بر حذر بود. 
خداوند متعال مي فرمايد: (قُلِ) اي پيامبر! به مشرکاني که جز خدا همتايايي را براي وي گرفته اند و آنها را مي پرستند همانطور که خدا را پرستش مي کنند، و همانطور که خدا را مي خوانند آنها را نيز مي خوانند، بگو: اگر آنچه باور داريد درست است و راست مي گوييد: (ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ ) کساني را که به جز خدا معبود مي پنداريد، فرابخوانيد. و بنگريد آيا سودي به شما مي رسانند، يا مي تانيد زياني را از شما دور نمايند؟ (فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ ) اما خواهيد ديد که نه توانايي دفع زباني از قبيل بيماري يا فقر يا سختي  امثال آن را از شما دارند، (وَلاَ تَحْوِيلاً ) و نه مي توانند آن را دگرگون سازند و از شخصي به شخصي ديگر منتقل نمايند، و نه توانايي کاستن از شدت  اندوه و درد را دارند. 
پس وقتي که معبودان شما چنين هستند، چرا به جاي خدا آنها را مي خوانيد؟ آنها نمي توانند کاري بکنند و فايده اي به شما برسانند، پس چنين چيزهايي را به خدايي گرفتن، نشانۀ بي عقلي و بي خردي است. 
و جاي بسي تعجب است که آدمي چنين تفکري پوچ و سخيف را از پدران گمراه خود به ارث ببرد و آن را درست و مفيد بپندارد، و اخلاص در عبادت را براي خداوند يگانه و يکتا که همۀ نعمت هاي ظاهري و باطني را به ما داده است، بي خردي و امري شگفت انگيز انگارد، همانطور که مشرکان گفتند: (اجعل الا لهه الها ودا ان هذا لشي عجاب)آيا همۀ معبودان را يک معبود قرار داده است؟ بي گمان اين چيز عجيبي است. 
سپس خداوند خبر داد کساني را که به جاي خدا عبادت مي کنند، به کاري مشغول اند و از آنها بي خبراند، زيرا براي نزديک شدن به خدا وسيله مي چويند و به او نيازمند هستند پس فرمود: (أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ ) پيامبران و صالحان و فرشتگاني که ايشان به فرياد مي خوانند ، (يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ ) براي نزديک شدن به خدا با يکديگر رقابت مي نمايند و آنچه از کارهاي شايسته که انسان را به خدا نزديک مي کند، و توانايي انجام آن را مي دهند، (وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ) و به رحمت خدا اميدوارند و از عذاب او مي ترسند، بنابراين از چيزي که (آدمي را) به عذاب مي رساند پرهيز مي نمايند. (إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ) بي گمان بايد خويشتن را از عذاب پروردگارت دور بر حذر داشت، و از موجبات عذاب وي پرهيز کرد. و اين امور سه گانه؛ ترس و اميد و محبت که خداوند مقربان درگاهش را بدان متصف نمود اساس و بنيان هر خيري هستند و هر کس اين سه ويژگي را به طور کامل داشته باشد فوايد و برکات فراواني نصيب او مي شود. و هرگاه دل از اين سه چيز خالي شد خوبيها از آن درخت بر بسته و بديها آنرا احاطه مي نمايد. و علامت محبت چيزي است که خداوند ذکر نموده است: به وي نزديک مي کند، بکوشد، و تلاش ناميد در همۀ اعمال و کارهايش اخلاص داشته باشد، و ازاين طريق به خدا تقرب جويد، و در مسير بندگي، با ديگر بندگان به رقابت بپردازد. پس هر کس ادعا کند که راه محبت خداوند چيزي غير از اين است، دروغ مي گويد.وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا و هيچ شهري نيست (که ساکنانش ستمکار باشند) مگر اينکه ما پيش از روز قيامت نابودش مي گردانيم، يا آن را به عذاب سختي گرفتار مي نماييم . اين در کتاب نگاشته شده است. 
يعني هيچ شهري از شهرهايي که پيامبران را تکذيب کرده اند وجود ندارد مگر اينکه حتماً بايد گرفتار نابودي يا عذاب سختي شود، و اين چيزي است که خداوند در لوح محفوظ ثبت نموده، و حکمي قطعي است و بايد انجام شود. پس تکذيب کنندگان بايد هر چه زودتر به سوي خدا باز گردند و پيامبرانش را تصديق نمايند قبل ازاينکه فرمان عذاب، آنها را فرا بگيرد.وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا و چيزي ما را از فرستادن معجزات بازنداشت مگر اينکه گذشتگان آن را تکذيب کردند، و به ثمود ماده شتر داديم که نشانه اي روشن بود، پس به آن ستم رو داشتند و ما معجزات را جز براي بيم دادن نمي فرستيم.
وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِ