جاوز کردند. بنابراين فرمود: « وَأُولَئِکَ  لَهُم عَذَابُ عَظِيمُ» و براي آنان عذاب بزرگي است.يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكْفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ، آن  روز که  گروهي  سپيد روي  و گروهي  سيه  روي  شوند به  آنان  که  سيه  روي   شده اند مي  گويند : آيا شما پس  از ايمان  آوردنتان  کافر شديد  به  سبب  کافرشدنتان  بچشيد عذاب  خدا را.
وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ، اما آنان  که  سپيد روي  شده  اند ، همواره  غرق  در رحمت  پروردگار باشند.
سپس به زمان فرا رسيدن اين عذاب بزرگ اشاره کرده و مي فرمايد: « َوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ» خداوند از تفاوت درجه سعادت و شقاوت مردم در روز قيامت خبر داده و مي فرمايد چهره سعادتمندان سفيد مي گردد، آناني که به خدا ايمان آورده و پيامبرانش را تصديق کردند و از فرمان خدا اطاعت نموده و از آنچه پروردگار نهي کرده بود پرهيز مي کنند. و خداوند متعال آنها را به بهشت وارد مي کند و انواع نعمت ها را بر آنان سرازير مي گرداند و براي هميشه در آن خواهند بود.
و چهره اهل شقاوت سياه مي گردد، همان کساني که پيامبرش را تکذيب کردند و از فرمان او سرپيچي نمودند، و در دين خود به چندين گروه تقسيم شدند. آنان مورد سرزنش قرار گرفته و به آنها گرفته مي شود: « أَکَفرتُم بَعدَ إِيمَنِکُم » آيا کفر را برايمان ترجيح داديد؟! « فَذُوقُوا العَذَابَ بِمَا کُنتُم تَکفُروُنَ» پس بچشيد عذاب را به سبب کفر ورزيدنتان.تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ ، اينها آيات  خداست  که  به  حق  بر تو فرو مي  خوانيم   و خدا به  مردم   جهان ستم  روا نمي  دارد.
خداوند سبحان خويشتن را بر آن مي ستايد که آياتش را براي پيامبر تبيين کرده و بوسيله آن حق را از باطل جدا مي نمايد، و دوستان خدا را دشمنان او مشخص مي گرداند، و براي دوستان  خود پاداش نيک آماده نموده و براي دشمنانش عذابي شديد تدارک ديده است، که اين مقتضاي فضل و دادگري و حکمت خداست. او به بندگانش ستم نکرده و از ثواب اعمالشان نکاسته است، و کسي را بدون گناه و يا به خاطر گناه کسي ديگر عذاب نمي دهد.إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ ، همانا خداوند شرم ندارد از اینکه به پیشه ای یا کوچکتر از آن مثال بزند، کسانی که ایمان آورده اند می دانند که آن حق است و از جانب پروردگارشان است. و اما کسانی که کفر ورزیده اند می گویند:« خداوند از این مثال چه قصدی داشته است؟»، (خدا) با آن بسیاری را گمراه کرده و با آن بسیاری را هدایت می نماید و جز فاسقان را با آن گمراه نمی کند.
الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ، آن کسانی که عهد خداوند را بعد از بستن آن می شکنند و آنچه را خداوند دستور به وصل کردن آن داده است قطع کرده و در زمین فساد می کنند، اینها زیان کارانند.
خداوند متعال می فرماید: « اِِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً» همانا خداوند از آوردن هر مثالی که باشد شرم نمی کند. « بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا» پشه ای یا کوچکتر از آن، چون مثال ها مشتمل بر حکمت بوده و روشنی بخش حق هستند و خداوند از تبیین حق شرم ندارد. انگار این، پاسخ به کسی است که مثال زدن به چیزهایی حقیر را زشت می داند و به خاطر این کار بر خداوند اعتراض می کند. اما این جای اعتراض نیست، بلکه خداوند این گونه بندگانش را می آموزد و آنها را مشمول رحمت و عنایت خود قرار می دهد، پس لازم است اوامرش پذیرفته شده و شکر او به جا آورده شود. بنابراین می فرماید: « فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ» پس کسانی که ایمان آورده اند، آن را درک کرد و با دیده تامل و اندیشه بدان می نگرند، بنابراین اگر محتوای آن را به طور مشروح و مفصل بدانند علم و ایمانشان افزوده می گردد. و اگر از آن نیز سر در نیاورند، می دانند که آن حق است و مضمون و محتوایش نیز حق می باشد، هرچند که حق برای آنان در آن مثال پوشیده باشد، چون آنها می دانند که خداوند بیهوده آن مثال را نزده است بلکه به خاطر حکمت بالغ خویش آن را ذکر کرده است.
« وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً» و اما کسانی که کفر ورزیده اند اعتراض نموده و حیران می شوند، بنابراین بر کفر خود می افزایند، همان طور که ایمان مومنان افزوده می گردد. بنابراین فرمود: « يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً» پس این است حال مومنان و کافران به هنگام نازل شدن آیات قرآن، خداوند متعال می فرماید:« وَإِذا مَا اُنزِلَت سُورَة فَمِنهُم مَّن یَقُولُ أَیُّکُم زَادَتهُ هَذِه إِیمَنَاَ فَاَمّا الَّذِینَ ءَامَنُوا فَزَادَتهُم إِیمنَا وَهُم یَستبشرُون و أَمَّا الَّذینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرضُُ فَزَادَتهُم رِجساً إِلَی رِجسِهم وَمَاتُوا وَهُم کَفِرُونَ» و هنگامی که سوره ای نازل شود دسته ای از آنها می گویند: « این سوره ایمان کدام یک از شما را افزوده است؟» . اما کسانی که ایمان آورده اند ایمانشان افزوده می گردد و آنها خوشحال می شوند، و اما کسانی که در دل هایشان بیماری هست، پلیدی به پلیدی گذشته شان افزوده می شود و می میرند در حالی که کافرند. پس هیچ نعمتی بزرگتر از نزول آیات قرآن نیست. اما بااین وجود، آیات قرآن برای گروهی سبب سختی و حیرت و گمراهی و افزایش بدی هایشان می شود و برای گروهی سبب بخشش و رحمت و افزوده شدن خوبی های آنان می گردد. پس پاک است خداوندی که بندگانش را گوناگون آفریده و تنها او است که هدایت می کند و گمراه می سازد.
سپس خداوند حکمت و عدل خویش را در گمراه کردن کسانی که گمراه می شوند بیان کرده و می فرماید: « وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ » و جز فاسقان با آن گمراه نمی شود، یعنی کسانی که از طاعت خداوندی بیرون رفته و با پیامبران خدا عناد و مخالفت می ورزند و «فسق» تبدیل به صفت آنها گردیده، و نمی خواهند آن را عوض کنند. پس حکمت الهی اقتضا می نماید تا آنها را گمراه سازد، زیرا شایسته هدایت نیستند، همانطور که فضل و حکمت او اقتضا نموده است تا کسانی را که به ایمان متصف هستند و با کردارهای نیکو خود را آرا