د از کاري نهي کرد، بنده بايد حدود و ميزان آن را بداند و آنچه را که مشمومل آن نهي مي گردد بداند، سپس براي ترک آن تلاش نمايد و از خداوند ياري بجويد. و شايسته است اين رويه در همه اوامر و نواهي خداوند رعايت شود.
اين آيات دستورات و آداب زيبايي را در بردارند که خداوند به آن دستور داده و مسلمانان را بر انجام آن تشويق نموده ، و پاداش انجام دهندگان آن را بيان کرده است. در اين آيات خداوند از چيزهايي نهي کرده، و مسلمانان را تشويق نموده تا آنها را ترک کنند. شايد حکمتِ آوردن اين آيات در اثناي ذکر داستان جنگ احد اين باشد که خداوند بندگان مومن خويش را وعده داده است که اگر بردباري نمايند و پرهيزگاري کنند، آنان را بر دشمنانشان پيروز مي گرداند و آنان را خوار و رسوا مي کند، همان طور که فرموده است: « وَإِن تَصبِروُا وَتَتَّقُوا لَا يضُرُّکُم کَيدُهُم شَيئاً ..» و اگر بردبار باشيد و پرهيزگاري کنيد، مکر آنان به شما هيچ زياني نمي رساند. سپس گفت: « بَلَي إين تَصبُروا وَتَتَّقُوا وَيأتُوکُم مِنّ فَورِهِم هَذَا يمددِکُم رَبُکُم » اري! اگر بردباري کنيد و پرهيزگاري نماييد، و هم اکنون بر شما حمله ور شوند، پروردگارتان شما را ياري مي کند.
انگار مردم به شناختن آداب و رسوم پرهيزگاري که باعث پيروزي و رستگاري و سعادت مي گردد، علاقمند شده اند، پس خداوند در اين آيات مهم ترين ويژگيهاي پرهيزگاري را بيان کرد. خداوند سه بار کلمه «تقوي» را ذکر نمود؛ يک بار به طور مطلق: « أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» و دوبار بصورت مقيد: « وَاتَّقُواللَّه» و « وَاتَقُوا النَّارَ» و اين بيانگر آن است که هرگاه عبد مومن از اين ويژگيها برخوردار گردد، قطعا از ديگر خصايل و شمايل پرهيزگاري نيز بهره مند خواهد شد. 
پس خداوند متعال هر جا از قرآن که مي فرمايد: « يأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا» اي مومنان چنان کنيد، يا چنين نکنيد، بر اين دلالت مي نمايد که ايمان، سبب اطاعت از فرمان و دستور، و انگيزه پرهيز از نهي است، زيرا ايمان به  معني تصديق کامل چيزي مي باشد که تصديق آن واجب است و مستلزم اعمال جوارح و اعضا است.
پس خداوند آنها را از خوردن چندين برابر ربا نهي کرده است، که اهل جاهليت به آن عادت کرده بودند، و کساني که به دستورات شرع توجه نمي کردند، هرگاه زمان سر رسيد وام فرا مي رسيد و فرد بدهکار تنگدست بود، و چيزي از او بدست نمي آمد، به او مي گفتند: يا بدهي و وام را پرداخت کن، و يا  اينکه به تو وقت بيشتري مي دهيم و بايد بدهي بيشتري پرداخت کني. پس فرد فقير مجبور مي شد که زير بار بدهي بيشتر برود، و  او را با اضافه کردن مبلغي بر بدهي قبلي اش از پيش خود مي راندند. و اينگونه بدهکار چندين برابر وام پرداخت مي کرد بدون اينکه فايده اي از آن ببرد.
« أَضعَفَاَ مَّضَعَفَةَ» بيانگر اوج زشتي و قباحت رباخواري، و بيان حکمت حرام بودن آن مي باشد. نيز خداوند مي خواهد مردم را از حکمت حرام بودن ربا آگاه سازد، و اينکه در ربا ظلم و اجحاف است، به همين دليل آن را منع کرده است. زيرا خداوند واجب گردانيده تا به بدهکاران تنگدست مهلت داده شود، و بر وامي که بر گردن آنهاست افزوه نشود.
پس ملزم کردن مديون و بدهکار به پرداخت بيشتر، ستمي دو چندان است، بنابراين مومن پرهيزگار بايد ربا را ترک کند و  نبايد به آن نزديک شود، زيرا ترک کردن ربا از مقتضيات پرهيزگاري است و بايد ترک کرد که رستگاري در سايه پرهيزگاري حاصل مي شود. بنابراين فرمود: « وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ، وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ» و از خدا بترسيد تا رستگار شويد. و از آتشي بترسيد که براي کافران آماده شده است . يعني با ترک کردن چيزهايي که سبب داخل شدن به آتش جهنم مي گردد، از قبيل کفر و گناهان گوناگون، از آن آتش بپرهيزيد. زيرا همه گناهان به ويژه گناهان بزرگ، آدمي را به وادي کفر مي کشانند، چرا که گناهان از خصلت و عادت هاي کافران بوده، و خداوند آتش جهنم را براي کافران آماده نموده است. پس ترک گناه آدمي را از آتش جهنم نجات مي دهد و از خشم خداوند جبار مصون مي دارد.
و انجام کارهاي خير، و اطاعت از فرامين الهي باعث خشنودي خداوند بخشنده و داخل شدن به بهشت و به دست آوردن رحمت پروردگار متعال مي گردد. بنابراين  فرمود: « وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ» و با انجام دستورات و فرامين و پرهيز از نواهي، از خدا و پيامبرش اطاعت کنيد، « لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» پس اطاعت از خدا و پيامبر يکي از اسباب حاصل شدن رحمت الهي است: همانطور که خداوند متعال فرموده است: « وَرَحمتَي وَسِعَت کُلَّ شَيءِ فَمَسأَکتُبُها لِلَّذينَ يتَّقُونَ وَيوتُونَ الزَّکَوةَ» و رحمت من همه چيز را فرا گرفته است و آن را براي کساني که پرهيزگاري پيشه مي کنند و زکات مي پردازند، مقرر مي دارم.وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ، بر يکديگر پيشي  گيريد براي  آمرزش  پروردگار خويش  و رسيدن  به  آن  بهشت   که ، پهنايش  به  قدر همه  آسمانها و زمين  است  و براي  پرهيزگاران  مهيا شده   است.
الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ، آن  کسان  که  در توانگري  و تنگدستي  انفاق  مي  کنند و خشم  خويش  فرو مي   خورند و از خطاي  مردم  در مي  گذرند  خدا نيکوکاران  را دوست  دارد.
وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، و آن  کسان  که  چون  مرتکب  کاري  زشت  شوند يا به  خود ستمي  کنند ، خدا را، ياد مي  کنند و براي  گناهان  خويش  آمرزش  مي  خواهند و کيست  جز خدا که   گناهان  را بيامرزد ? و چون  به  زشتي  گناه  آگاهند در آنچه  مي  کردند پاي   نفشرند.
أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ، پاداش  اينان  آمرزش  پروردگارشان  است  و نيز بهشتهايي  که  در آن  نهرها  جاري  است  در آنجا جاويدانند و چه  نيکو است  پاداش  نيکوکاران.
سپس خداوند به آنها دستور مي دهد تا به سوي آمرزش وي و برخورداري از بهشت او که فقط پهناي آن به اندازه وسعت آسمانها و زمين است ، چه رسد به طول آن، بشتابند که خداوند آن را براي پرهيزگاران آماده نموده است.پس پرهيزگاران اهل بهشت اند و پرهيزگاري و تقوا انسان را به بهشت مي رساند.
سپس خداوند پرهيزگاران و کارهايشان را توصيف نمود و فرمود: « الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء» آنهايي که در حال تنگدستي و توانگري بخشش مي کنند؛ اگر توانگر و ثروتمن