ي ديگر تفضيل مي دهيم، همانا درجه و فضل آخرت از هر چيز بزرگتر و والاتر است.
« وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ» و پاداش آنها را بيان نکرد، تا بر زيادي و بزرگي آن دلالت نمايد، و دانسته شودکه پاداش به اندازه شکر و سپاس است؛ اگر شکر کم باشد پاداش هم کم بوده، و اگر زياد و خوب باشد، پاداش هم زياد خواهد بود.وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ، چه  بسا پيامبراني  که  خدادوستان  بسيار همراه  آنان  به  جنگ  رفتند  و در، راه  خدا ، هر چه  به  آنها رسيد ، سستي  نکردند و ناتوان  نشدند و سر فرود نياوردند و خدا شکيبايان  را دوست  دارد.
وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ، سخنشان  جز اين  نبود که  مي  گفتند : اي  پروردگار ما ، گناهان  ما را و  زياده  رويهاي  ما را در کارها بيامرز و ما را ثابت  قدم  گردان  و در برابر  کافران  ياري  کن.
فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ  ، خدا پاداش  اينجهاني  و پاداش  نيک  آنجهاني  را به  ايشان  ارزاني  داشت   و او نيکوکاران  را دوست  دارد.
خداوند در اين آيات مومنان را دلجويي مي دهد، و مردم را بر مي انگيزد تا به آنها اقتدا نموده و مانند آنان عمل نمايند. و بيان مي نمايد که اين روند در گذشته هاي دور نيز بوده و همواره سنت الهي بر آن جاري بوده است: « وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ» و چه بسيار پيامبراني بوده اند که « قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» گروه هاي زيادي از پيروانشان که انبيا آنا را بر ايمان وعمل صالح تربيت کرده بودند، همراه آنان پيکار کردند و زخمي گشتند و کشته شدند. « فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ» و دلهايشان ضعيف نشد و بدنهايشان سست نگرديد و در برابر دشمن ذليل نشدند و کرنش نکردند، بلکه پايداري نموده و با شجاعت و روحيه بالايي جنگيدند.
« وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» و خداوند  بردباران و شکيبايان را دوست دارد. سپس سخن و ياري خواستن آنها را از پروردگارشان بيان کرد و فرمود: « وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ» پس سخن آنها در اين مواقع سخت و دشوار جز اين نبود که گفتند: « ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا» پروردگارا! گناهان و اسراف ما را بيامرز. اسراف يعني گذشتن از حد، زياده روي کردن و پا گذاشتن در حريم احرام. و آنان مي دانستند که گناه و  اسراف بزرگترين عمل شکست و بدبختي است، ودوري کردن از اين دو، از عوامل پيروزي است. پس، از پروردگارشان خواستند تا گناه و زياده روي آنها را بيامرزد.
سپس آنها به بردباري و تلاشي که مبذول داشته بودند، اعتماد نکردند، بلکه بر خدا توکل نمودند، و از او خواستند که گامهايشان را در هنگام برخورد با دشمن ثابت و استوار نمايد، و آنان را بر دشمنان پيروز گرداند، پس آنها صبر نموده و توبه و استغفار کردند و از پروردگارشان ياري خواستند. به  همين جهت خداوند آنها را ياري کرد، و فرجام نيک را در دنيا و آخرت نصيب آنان گردانيد. بنابراين فرمود: « فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا» و خداوند پاداش دنيا از قبيل پيروزي و به دست آوردن غنيمت را به آنها داد، « وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ» و بهترين پاداش ِ آخرت را به آنان داد. و آن به دست آوردن خشنودي پروردگار و نعمت پايدار بهشت است که از همه رنجها و ناراحتي ها به دور است. و اين بدان سبب است که آنها اعمال نيک انجام دادند و خداوند بهترين پاداش را به آنها داد، بنابراين فرمود: « وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ » و خداوند نيکوکاران را که در عبادت خدا  احسان مي کنند، و با بندگان خدا به نيکي رفتار مي نمايند، دوست مي دارد. و ازجمله احسان و نيکوکاري اين است که در هنگام جهاد با دشمنان ، دشمنان در اين عصر و زمانه نيز همانند اين مومنان رفتار کنند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِينَ ، اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، اگر از کافران  پيروي  کنيد ، شما را به ، آيين  پيشين  بر مي  گردانند ، پس  زيانديده  باز مي  گرديد.
بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ، نه  ، ياري  کننده  شما خداوند است  که  بهترين  ياري  کنندگان  است.
سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ ، در دل  کافران  هراسي  خواهيم  افکند  زيرا چيزي  را که  از آسمان  براي  آن ، حجتي  نفرستاده  است  ، شريک  خدا گرفتند  جاي  آنان  جهنم  است  که  براي   ستمکاران  مکان  بدي  است.
در اينجا خداوند مومنان را از اينکه از کافران و منافقان و مشرکان اطاعت نمايند، نهي کرده است، زيرا اگر مومنان از آنها اطاعت نمايند، کافران آنان را به کفر که سرانجام آن ناکامي و زيان است باز مي گردانند. سپس خداوند خبر داد که ياور و مددکار مومنان است، و به آنها مژده داد که با مهرباني و لطف خويش کارهاي آنها را سامان مي بخشد و آنها را از انواع آفت ها و بديها محافظت مي کند. ضمنا در اين آيه مومنان تشويق شده اند، تا فقط خدا را ياور و مددکار خويش بدانند، و هيچ کس ديگر را ياور و پشتيبان خود نگيرند. از جمله ياوري و مددکاري خداوند براي مومنان اين است که او در دل دشمنانشان رعب و وحشت مي اندازد، و آنها را از رسيدن به بسياري از اهدافشان باز مي دارد. و خداوند چنين کرد، آنگاه که مشرکين از جنگ احد بازگشتند و با يکديگر مشورت کردند و گفتند: چگونه برگرديم در حاليکه افرادي از آنها را کشته و آنان را شکست داده ايم اما هنوز آنها را به طور کلي ريشه کن نکرده و از پاي در نياورده ايم؟
پس از مشورت ، خواستند به اين کار اقدام کنند، ولي خداوند در دلهايشان ترس بزرگي انداخت و آنان ناکام برگشتند. و شکي نيست که اين از بزرگترين پيروزي ها است، زيرا پيش تر گذشت که خداوند مومنان را به دو گروه ياري مي نمايد؛ يا گروهي از کافران را از بين مي برد، يا آنها را سرکوب مي نمايد و ناکام بر مي گردند. و اين از بخش دوم به  حساب مي آيد. 
سپس سببي را که موجب ترس و وحشت کافران مي گردد، بيان نمود، و فرمود: « بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا» آن به سبب همتايان و بت هايي است که با خدا شريک گرفته اند، کاري که برحسب خواست و آرزوهاي باطلشان انجام دادهاند، بدون اينکه دليل و حجتي داشته باشند، و از ياوري خداوند محروم مي م