از خداوند اين است که « لاَ يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً» آيات خدا را به بهاي اندک نمي فروشند، پس آنها دنيا را بر دين مقدم نمي دارند، همانطور که منحرفان ، همانهايي که آنچه را خداوند نازل کرده است پنهان مي کنند، و آن را بر بهاي اندک مي فروشند ، چنين کردند.
اينها حقيقت امر را دانستند، و دريافتند که بزرگترين زيان آن است که انسان دنياي پست را بر دين ترجيح دهد، و در پي خواست ها کم ارزش باشد و حق را ترک گويد، که حق بزرگترين بهره و رستگاري در دنيا و آخرت است، پس ايشان حق را ترجيح داده، و آن را بيان کردند و مردم را به سوي آن دعوت نموده و از باطل پرهيز نمودند. 
پس خداوند در مقابل آن به آنها پاداش داد، به اين صورت که آنها را به برخورداري از پاداش فراوان و زيبا نويد داد، و آنها را به برخورداري از نعمت «قُرب» مژده داد و فرمود: همانا خدا سريع الحساب است . پس در آنچه به آنها وعده داده است دير نمي کند ، زيرا آنچه که آمدني است محقق و ثابت است، پس آن نزديک مي باشد.
سپس مومنان را بر انجام آنچه که آنها را به رستگاري و سعادت و موفقيت مي رساند تشويق نمود. راهي که انسان را به سعادت و کاميابي مي رساند صبر و بردباري است. صبر يعني نگاه داشتن نفس بر چيزي که آن را نمي پسندد، از قبيل ترک کردن گناهان ، و بردباري در برابر مصيبت ها، و کارهايي که بر انسان سنگين و دشوار مي آيد. پس خداوند به آنها دستور داد تا در همه اين چيزها صبر نمايند. « مصابره» يعني همواره صابر بودن، و در برابر دشمنان مقاومت کردن. و «مرابطه» يعني در جايي قرار گرفتن که بيم آن مي رود دشمن از آن جا هجوم کند ، و اينکه آنها مراقب دشمنانشان باشند و دشمنان را از رسيدن به اهدافشان باز دارند، که از اين طريق رستگار شده، و ثواب دين و دنيا را به دست مي يابند. پس به جز صبر و استقامت و يکديگر را به بردباري و شکيبايي توصيه نمودن و ايستادگي ورزيدن در برابر دشمن راهي براي رسيدن به رستگاري وجود ندارد. بنابراين هرکس رستگار شده، با برخورداري از اين صفات به رستگاري رسيده است، وهيچ کس آن را از دست نداده است مگر به خاطر از دست دادن اين امور، يا کوتاهي کردن در انجام برخي از آنها . والله الموفق و لا حول و لاقوة إلا باللّه.
تفسير سوره آل عمران به پايان رسيد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:256.xml">جزء 4 (آیه 1 الي 24)</a><a class="folder" href="w:html:271.xml">جزء 5 (آیه 25 الي 147)</a><a class="folder" href="w:html:341.xml">جزء 6 (آیه 148 الي 176)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:257.txt">آيه 2-1</a><a class="text" href="w:text:258.txt">آيه 4-3</a><a class="text" href="w:text:259.txt">آيه 5</a><a class="text" href="w:text:260.txt">آيه 6</a><a class="text" href="w:text:261.txt">آيه 7</a><a class="text" href="w:text:262.txt">آيه 8</a><a class="text" href="w:text:263.txt">آيه 10-9</a><a class="text" href="w:text:264.txt">آيه 11-12</a><a class="text" href="w:text:265.txt">آيه 14-13</a><a class="text" href="w:text:266.txt">آيه 16-15</a><a class="text" href="w:text:267.txt">آيه 18-17</a><a class="text" href="w:text:268.txt">آيه 21-19</a><a class="text" href="w:text:269.txt">آيه 22</a><a class="text" href="w:text:270.txt">آيه 24-23</a></body></html>مدني و 176 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 2-1:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ؛ اي  مردم  بترسيد از پروردگارتان  ، آن  که ، شما را از يک  تن  بيافريد و از  آن  يک  تن  همسر او را و از آن  دو ، مردان  و زنان  بسيار پديد آورد  و  بترسيد از آن  خدايي  که  با سوگند به  نام  او از يکديگر چيزي  مي  خواهيد و  زنهار از خويشاوندان  مبريد  هر آينه  خدا مراقب  شماست.
وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا  ؛ مال  يتيمان  را به  يتيمان  دهيد و حرام  را با حلال  مبادله  مکنيد  و، اموال آنها را همراه  با اموال  خويش  مخوريد ، که  اين  گناهي  بزرگ  است.
خداوند در ابتداي اين سوره دستور داده است که مردمان از او بترسند و آنان را بر عبادت و گرم نگه داشتن پيوند خويشاوندي تشويق کرده است. و سبب و انگيزه هريک از اين کارها را بيان داشته است انگيزه ترس از او اين است که وي « رَبَّکُم» پروردگارتان است و شما را آفريده و به شما روزي داده و با نعمت هاي بزرگش پرورش داده است. از جمله نعمت هاي او اين است که « الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَة» شما را از يک انسان آفريده، و از او همسرش را آفريده است، تا در کنار وي آرام گيرد و از اين طريق نعمت الهي کامل گردد، و شادي و سرور به دست آيد. نيز از اسبابي که موجب پرهيز از خشم الهي است اين است که او را فرا خوانده وتعظيم مي کنيد، و هنگامي که بخواهيد نيازهايتان را برآورده نماييد به نام او متوسل مي شويد. پس هرکس که از کسي ديگر چيزي بخواهد، مي گويد: به خاطر خدا ومحض رضايت او فلان کار را برايم انجام بده، چون او مي داند که خداوند در دل اين فرد جايگاه بزرگي دارد، و همين  امر باعث مي شود که او خواسته کسي را که نام خدا را پيش کشيده است رد نکند. پس همان طور که خداوند را تعظيم نموده ايد بايد او را با پرستش و ترسيدن از او تعظيم نماييد. همچنين خداوند خبر داد که او مراقب است، يعني از بندگانش اطلاع دارد و به حرکت، سکوت، پنهان، آشکار و همه حالاتشان آگاه است، و مراقب آنهاست، و اين امر باعث مي شود تا همواره انسان پرهيزگاري و ترس خداوند را مدنظر داشته باشد و به شدت از او احيا کند. 
و خداوند خبر داده است که آنها را از يک انسان آفريده و در شهرها و مناطق مختلف منتشر ساخته است، با اينکه همه به يک ريشه بر مي گردند، اين بدان خاطر است تا با يکديگر مهرباني نمايند، و نرمي کنند. و دستور به پرهيزگاري را همراه با دستور به صله رحم، و نيکي با خويشاوندان و نهي از گسيختن پيوند خويشاوندي ذکر نمود، تا بر اين حقيقت تاکيد کند که همچنان که اداي حق خدا لازم است، اداي حقوق مردم نيز واجب است، به ويژه خويشاوندان زيرا خداوند به اداي حقوق آنها دستور داده است.
پس بيانديش که خداوند چگونه اين سوره را با دستور به رعايت تقوا و پرهيزگاري و برقرار داشتن پيوند خويشاوندي و نيکي همسران با يکديگر، آغاز و در طول سوره آن را به صورت مشروح بيان کرد، انگار مسايلي که به صورت مشروح بيان شده است، توضيح و تبيين مطالبي است که بصورت مجمل در ابتداي سوره ذکر گرديده است. « وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» اين بخش از آيه، يادآور رعايت حق شوهران و زنان ، و اداي آن است، زيرا زنان از مردان آفريده شده اند و به شدت به همديگر ارتباط دارند.
« وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ» اين اولين مورد از حقوق مردم است که در اين سوره به آن سفارش شده است. و آن يتيماني هستند که پدرانشان را که آنان را مورد تکفل خ