چه که به آنان بخشيديم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد اما خواهيد دانست.
لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ تا سرانجام دربارۀ آنچه که به آنان بخشيديم ناسپاسي کنند. پس بهره مند شويد اما خواهيد دانست.
أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ آيا بر آنان دليلي نازل کرده ايم پس آن ]دليل[ به ]صحت[ آنچه به او شرک مي آورند سخن مي گويد؟
وقتي خداوند دستور داد تا به سوي او انابت و رجوع شود – انابتي که بدان امر شده انابتي اختياري است که انسان در حالت سختي و رفاه و فراخي و تنگدستي به خدا روي مي آورد – انابت اضطراري را نيز بيان کرد که انسان به هنگام گرفتار شدن به سختي ها و مشکلات به ناچار به خداوند روي مي آورد، و چون سختي و بلا از او دور شود پناه آوردن به خدا را پشت سر مي اندازد، که چنين انابتي فايده اي ندارد. پس فرمود : وَ إذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ و هر گاه به مردم بيماري برسد، يا بترسند که هلاک خواهند شد، دَعَوا رَبَّهُم مُّنيبِينَ إلَيهِ پروردگارشان را به فرياد مي خوانند و بدو پناهنده مي گردند و در آن حالت آنچه را که شريک خدا قرار مي دادند فراموش مي کنند، چون مي دانند کسي جز خداوند زيان و بلا را دور نمي کند. ثُمَّ إذَآ أذَاقَهُم مِّنهُ رَحمَهً سپس چون خداوند از جانب خود رحمتي به آنان بچشاند و بيماريشان را شفا بخشد و ترس آنها را به امنيت تبديل نمايد، إذَا فَرِيقٌ مِّنهُم آنگاه گروهي از آنان اين حريم را مي شکنند و چيزهايي را شريک خداوند مي سازند که نه آنها را سعادتمند مي نمايند و نه آنها را بدبخت مي گردانند، و نه فقيرشان مي کنند و نه مي توانند آ نها را ثروتمند نمايند. و همۀ اينها کفر ورزيدن به نعمت هايي است که خداوند به آنان بخشيده است که خداوند آنها را نجات داد و از سختي رهانيد و مشقت را از آنان دور نمود. پس مي بايست در برابر اين نعمت بزرگ شکر خدا را به جاي آورند و همواره و در همۀ حالات مخلصانه او را پرستش نمايند.
أم أنزَلنُا عَلَيهِم سُلطَنًا فَهُوَ يتَکَلَّمُ بِمَا کَانُوا بِهِ يشرِکُونَ آيا ما دليل روشن و آشکاري براي آنان نازل کرده ايم که آن دليل به صحت آنچه به او شرک مي آورند سخن مي گويد و آنان را توصيه مي نمايد که بر شرک ورزيدن خود باقي بمانيد و به شک و ترديد خود ادامه دهيد، چون آنچه شما بر آن هستيد حق، و آنچه پيامبران آنها را به سوي آن فرا مي خوانند باطل مي باشد؟!
پس آيا چنين دليلي دارند که باعث شود تا آنها به شدت به شرک خويش تمسک بجويند؟ ]نه اين چنين نيست[ بلکه دلايل عقلي و کتابهاي آسماني و پيامبران بزرگوار و سروران انسانيت به شدت از شرک نهي کرده اند و آدمي را از راه هايي که او را به شرک مي رساند بر حذر داشته اند و به فاسد بودن دين و عقل کسي که مرتکب شرک مي شود حکم نموده اند.
پس شرک ورزيدن اينها بدون حجت و دليل است، بلکه  شرک ورزيشان بر اثر تبعيت هواي نفس و تحريکات شيطاني مي باشد.وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ
و هر گاه به مردم رحمتي بچشانيم به آن شادمان مي شوند و اگر رنج و بلايي به خاطر کارهايي که کرده اند به آنان برسد نا گاه آنان مأيوس و نااميد مي گردند.
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
آيا نديده اند که خداوند روزي را براي هر کس که بخواهد گسترده و فراخ، و براي هر کس که بخواهد تنگ و کم مي گرداند؟ بي گمان در اين نشانه هايي است براي کساني که باور مي دارند.
خداوند متعال خبر مي دهد که طبيعت بيشتر مردم در حالت راحتي و سختي اين گونه است که اگر خداوند به آنان مرحمتي عنايت فرمايد و به آنها سلامتي و توانگري و پيروزي و امثال آن ببخشد شادمان و سرمست و مغرور مي شوند، و شادماني آنها از روي شکر ورزي و افتخار نمودن به نعمت خدا نيست بلکه از روي غرور و غفلت است. وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ و اگر به خاطر گناهاني که کرده اند حالتي به آنان دست دهد که آنها را رنجور و ناراحت سازد، إذَا هُم يقنَطُونَ فوراً به خاطر گرفتار شدن به فقر و بيماري و امثال آن نااميد مي شوند، و اين به خاطر ناداني و عدم شناخت آنهاست. أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ پس چنانچه انسان بداند که خير و شر از جانب خداست و اوست که روزي را زياد و کم مي گرداند نااميدي او بي دليل و بيهوده است. پس اي فرد عاقل! فقط به اسباب نگاه نکن بلکه نگاهت به سوي کسي باشد که آفريندۀ اسباب است. بنابراين فرمود : إنَّ فِي ذَلِکَ لأيت لِقَومٍ يؤمِنُونَ بي گمان در اين براي اهل ايمان نشانه هاست. بنابراين مؤمنان از اينکه خداوند روزي بعضي را گسترده و فراوان، و روزي برخي ديگر را کم و اندک مي گرداند عبرت و پند مي آموزد، و از اين راه به حکمت و رحمت و بخشش خداوند پي مي برند و روزي را از او مي خواهند.فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
پس حق خويشاوندان و حق مستمندان و در راه ماندگان راه بده، اين براي کساني که خشنودي خدا را مي جويند بهتر است، و آنان رستگارند.
وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ
و آنچه به عنوان ربا مي دهيد تا ]بهرۀ شما[ در اموال مردم افزونتر گردد نزد خدا فزوني نخواهد يافت، و زکاتي را که در طلب خشنودي خداوند پرداخت مي کنيد اين گونه افراد داراي پاداش مضاعف خواهند بود.
پس به خويشاوندان خود بر حسب خويشاوندي و نيازشان، حق آنان را که خداوند بر تو واجب يا ]مؤمنان را[ بر آن تشويق نموده است بده، که نفقۀ واجب و صدقه و دادن هديه و نيکويي نمودن و سلام کردن و بخشيدن اشتباه و چشم پوشي از لغزش جزو حقوقي است که خداوند آنها را واجب کرده يا ]مؤمنان را[ بر آن تشويق نموده است. همچنين به مستمندي که فقر و نياز او را از حرکت باز داشته است آن قدر بده که نيازهاي ضروري او را بر طرف نمايد، و آن عبارت است از خوراک و پوشاک. وَ ابنَ السَّبِيلِ و کسي را کمک کن که خارج از شهر و ديار خود در راه مانده و به شدت نيازمند است و مالي به همراه ندارد و درآمدي نيز ندارد که خرج سفر خود نمايد. به خلاف کسي که در شهر خودش مي باشد، زيرا چنين فردي حتي اگر مالي نداشته باشد غالباً شغل و کاري دارد که نيازش را برآورده نمايد. بنابراين خداوند سهميۀ بي نوا و در راه مانده را در زکات مقرّر کرده است.
ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ کمک کردن به خويش