 دهد يا از انجام اموري باز دارد مي توان آن را در لابلاي نصايح لقمان يافت و اين با آنچه که در رابطه با تفسير حکمت بيان نموديم کاملا مطابقت دارد، که حکمت يعني دانستن احکام و حکمت و مناسبت هاي آن. لقمان پسرش را به اصل دين يعني توحيد فرمان داد و از شرک نهي کرد و علت ترک کردن شرک را برايش بيان نمود.
فرزندش را به نيکي کردن با پدر و مادر دستور داد و دلايل  نيکي با پدر و مادر را نيز براي او بيان نمود. و پسرش را به سپاسگزاري از خدا وتشکر و قدرداني از پدر و مادر فرمان داد، سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصيت خدا دستور دادند نبايد از آنان اطاعت نمود. با وجود اين فرزند بايد با آنها به نيکي رفتار کند.
و به فرزند توصيه کرد که همواره خدا را مدنظرداشته باشد و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بيم داد و به او گفت: خداوند تمامي خوبي ها و بدي هاي کوچک و بزرگ را حاضر مي آورد. و فرزند را از تکبر و فخرفروشي نهي نمود و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدايش را پايين بياورد.
و او را فرمان داد که امر به معروف و نهي از منکر نمايد، و وي را به بردباري و نماز که اين دو هرکاري را آسان مي کنند توصيه کرد. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَاستَعِينُوا بِالصَّبرِ والصَّلَوةِ» و از صبر و نماز کمک بگيريد. پس کسي که چنين توصيه هايي را نموده است حتما داراي حکمت و فرزانگي بسيار مي باشد. بنابراين يکي از منت و نيکي هاي خداوند بر لقمان و ساير بندگان اين است که چيزهايي از حکمت لقمان را براي آنها حکايت کرده است تا الگوي نيکي براي آنان باشد.فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِ قَوْمًا لُّدًّا در حقيقت ما اين [قرآن] را بر زبان تو آسان نموديم تا به وسيلۀ آن پرهيزگاران را نويد دهي و ستيزه جويان را با آن بترساني 
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُم مِّنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًا و پيش از اينان نسلها و نژادهاي فراواني را نابود کرده ايم، آيا کساني از آنان را مي بيني، يا کوچکترين صدايي از آنان مي شنوي؟
خداوند متعال از نعمت خود خبر داده، و مي فرمايد: ما اين قرآن کريم را بر زبان پيامبر عليه السلام ساده و آسان نموديم تا مقصود از آن حاصل شود و از آن است،اده گردد. (لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ) تا پرهيزگاران با تشويق براي به دست آوردن پاداش و آخرت، بيان اسبابي که موجب برخورداري از مژده مي گردد، نويد دهي (وَتُنذِرَ بِهِ قَوْمًا لُّدًّا ) و ستيزه جويان و کساني را که در باطلشان سرسختي مي روزند، و بر کفرشان پافشاري مي کنند، بترساني ، و بر آنان حجت اقامه نمايي، و راه روشن را برايشان بيان داري، پس آن وقت هر کس که هلاک شود از روي دليل هلاک مي گردد، و هر کس که نجات يابد از روي دليل نجات مي يابد. سپس آنها را به هلاکت تکذيب کنندگاني که پيش از آنان بوده اند هشدار داد و فرمود: (وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ) پيش از اينان چه نسلها و نژادهاي فراواني از قوم نوح و عاد و ثمود وديگر مخالفان تکذيب کننده را آن گاه که به سرکشي خود ادامه دادند هلاک و نابود کرديم! پس خداوند آنها را نابود نمود و هيچ آثاري را از آنها باقي نگذاشت. (هَلْ تُحِسُّ مِنْهُم مِّنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًا ) آيا کسي از آنان را مي بيني، يا کوچکترين صدايي از آنان مي شنوي؟
هيچ اثري از آنها باقي نمانده است، بلکه حکايت آنها مايۀ عبرت ديگران شده و قصه هايشان پند و اندرزي براي پند آموزان گشته است. 
پايان تفسير سوره مريمأَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ؛ آيا نديده  ايد که  خدا هر چه  را که  در آسمانها و زمين  است  رام  شما، کرده است  و نعمتهاي  خود را چه  آشکار و چه  پنهان  به  تمامي  بر شما ارزاني  داشته ? و پاره  اي  از مردم  بي  هيچ  دانشي  يا راهنمايي  و کتاب  روشني  ، در باره خدا جدال  مي  کنند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ؛ و چون  به  آنها بگويند : از آنچه  خدا نازل  کرده  است  متابعت  کنيد ،  گويند : نه  ، ما از آييني  که  پدران  خود را بر آن  يافته  ايم  متابعت  مي   کنيم  اگر چه  شيطان  به  عذاب  آتششان  فرا خوانده  باشد.
خداوند با بيان نعمت هايش بر بندگان منت مي گذارد و آنها را به شکرگذاري و عدم منفعت فرا مي خواند. پس مي فرمايد:« أَلَمْ تَرَوْا» آيا با چشم ها و دل هايتان مشاهده نکرده ايد، « أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» که خداوند آنچه را در آسمان هاست از قبيل ماه و خورشيد و ستارگان همه را در جهت سود و نفع بندگان مسخر کرده است، و حيوانات و درختان و کشتزارها و رودها و معدن ها و امثال آن را که در زمين هستند به نفع بندگن و براي آنها رام گردانيده است؟! همانگونه که مي فرمايد:« هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَکُم مَّا فِي الأَرضِ جَميعَاَ» او خداوند است که همه آنچه را در زمين است برايتان آفريده است. « وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً» و نعمت هاي ظاهري و باطني که ما انسان ها بخشي از آنها را نمي بينيم فراوان به ما داده است؛ نعمت دنيا و نعمت دين ، به دست آوردن منافع و دور شدن زيانها! پس وظيفه شماست که با دوست داشتن نعمت دهنده و کرنش و فروتني براي او و با کمک گرفتن از نعمت هايش در راستاي اطاعت از او، و کمک نگرفتن از آنها در مسير نافرماني وي، سپاس او را به جاي آوريد. « وَمِنَ النَّاسِ مَن» اما با وجود اين همه  نعمت، برخي از مردم سپاس نعمت هايش را به جاي نمي آورند بلکه ناسپاسي مي کنند و به کسي که نعمت ها را به ما داده است کفر مي ورزند و حقي را که خداوند کتاب هايش را با آن نازل فرموده و پيامبرانش را به همراه آن فرستاده است انکار مي نمايند. بنابراين « يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ» بدون هيچ دانشي و هدايت و کتاب روشنگري درباره خدا به مجادله و ستيز مي پردازند. يعني از باطل دفاع مي کنند تا حق را درهم بشکنند، و دستوري را که پيامبر از جانب خدا آورده است مبني بر اين که فقط خدا را پرستش کنيد رد نمايند. 
مجادله آنان بدون بينش و علم است، و از روي دانش مجادله نمي کنند تا به آنها اجازه سخن داده شود، نيز براساس هدايت مجادله نمي کنند که در اين هدايت به هدايت يافتگان اقتدا کرده باشند. پس جدال و ستيز آنان نه پايه عقلي دارد و نه براساس منقولات و آنچه که در کتاب ها آمده است استوار مي باشد، و نه از 