 ماه  را رام  خود ساخت  که  هر يک  تا  زماني  معين  در حرکت  است  ? و خدا به  کارهايي  که  مي  کنيد آگاه  است.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ اين  بدان  سبب  است  که  خداي  يکتا حق  است  و هر چه  به  جز او مي  خوانند  باطل  است  و خداست  بلند مرتبه  و بزرگوار.
در اينجا نيز بيان شده که او به تنهايي به تصرف و تدبير امور مي پردازد و با گستردگي تصرفش شب را در روز و روز را در شب داخل مي گرداند، پس هرگاه يکي وارد شود ديگري بيرون مي رود. و او خورشيد و ماه را مسخّر گردانيده است و ماه و خورشيد با تدبير و نظام خاصي در حرکت اند و از زماني که خداوند آنها را آفريده است در نظم آنها خللي به وجود نيامده است، و خداوند اينها را مسخر نموده تا به وسيله آن منافع و مصالح ديني و دنيوي بندگان به دست آيد و مايه عبرت و سبب بهره مندي آنها گردند. 
« كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى» هرکدام از آن دو تا مدتي معين در حرکت و جريان است، و هرگاه آن مدت معين فرا رسيد، جريان و حرکت آنها قطع مي گردد و نيرو و انرژي آنها از کار مي افتد، و اين در روز قيامت اتفاق مي افتد؛ آنگاه که خورشيد درهم پيچيده مي شود و ماه گرفته مي شود، و دنيا به انتها مي رسد، و قيامت آغاز مي گردد، « وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» و خداوند از خير و شري که انجام مي دهيد با خبر است و هيچ چيزي بر او پوشيده نيست و شما را بر اين اعمال سزا و جزا خواهد داد؛ فرمانبرداران را پاداش و گناهکاران را کيفر مي دهد.
« ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ » آنچه از عظمت و صفات خداوند بيان شده بيانگر آن است که خداوند در ذات و صفاتش حق است و دين و پيامبران و وعده و وعيد و عبادتش حق است. « وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ» و آنچه که به جاي او مي پرستند و به فرياد مي خوانند در ذات و صفاتشان باطل اند، و اگر خداوند آنها را به وجود نمي آورد به وجود نمي آمدند، و اگر کمک  خداوند نبود باقي نمي ماندند. پس چون آنها باطل اند پرستش آنها باطل تر و پوچ تر مي باشد. « وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ» و ذات خداوند برتر و بالاتر از همه مخلوقاتش است و صفات او نيز از همه مخلوقات بالاتر است و صفت  مخلوقات با صفات خداوند قابل مقايسه نيست و او بر تمام آفريده ها چيره و غالب است. « الکَبيرُ» بزرگ است و در ذات و صفاتش داراي کبريا و عظمت است و او در دل اهل آسمان و زمين بزرگ جلوه مي کند.أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ آيا نديده  اي  که  کشتي  به  نعمت  خدا در دريا روان  مي  شود تا خدا پاره ، اي از آيات  قدرت  خود را به  شما بنماياند ? در اين  ، براي  مردم  شکيباي  سپاسگزار عبرتهاست.
وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ؛ و چون  موجهاي  عظيم  همانند ابرها آنها را فرو پوشد ، خدا را از روي   اخلاص در دين  بخوانند و چون  نجاتشان  دهد و به  خشکي  برد ، برخي  به  عهد  خويش  وفاکنند  و جز غداران  کافر نعمت  ، آيات  ما را انکار نکنند.
آيا آثار قدرت و رحمت و توجه خداوند به بندگانش را نديده اي که دريا را مسخر نموده است تا کشتي ها به فرمان تقديري خدا و لطف و احسان او در دريا به حرکت درآيند؟!« لِيُرِيَكُم مِّنْ آيَاتِهِ» تا برخي از نشانه هاي خود را به شما بنماياند و از آن استفاده کنيد و پند بگيريد. « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور» بي گمان در اين کار عبرتي است براي هر شکيباي سپاسگزاري؛ کساني که از نشانه ها استفاده مي  برند و بر سختي ها شکيبا هستند ، و به هنگام شادماني و آسايش سپاسگزارند، و بر طاعت خداوند صابرند و خود را از گناه باز مي دارند و به هنگام رنج هايي که خداوند مقدر نموده است و در برابر نعمت هاي ديني و دنيوي که خداوند به آنان بخشيده است شکرگزارند.
خداوند حالت مردم را به هنگام سفر در دريا و آن گاه که موج هايي همچون کوه آنان را فرا مي گيرد بيان مي دارد، که آنها در اين هنگام خالصانه خداوند را به فرياد مي خوانند. « فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ» ولي هنگامي که آنان را نجات دهد و سالم به خشکي برساند به دوگروه تقسيم مي شوند:« فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ» برخي از ايشان ميانه رو هستند، يعني به صورت کامل شکر خدا را به جاي نمي آورند بلکه گناهکار نيز هستند و بر خود ستم مي کنند. و برخي از ايشان نعمت خدا را شکر نمي گزارند و آن را انکار مي کنند. بنابراين  فرمود:« وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ» و هيچ کس جز خيانتکار ِ ناسپاس آيات ما را انکار نمي کند. و از جمله عهدشکني اش اين است که او با پروردگارش پيمان بست که اگر ما را از دريا و سختي آن نجات دهد از شکرگذاران خواهيم بود. پس اين گروه عهدشکني کردند و به آن وفا ننمودند. با وجود اين، آنان « کَفُورِ» پس آيا نبايد اينان که خداوند آنها را از اين سختي ها نجات داده است کاملا شکر نعمت هاي خدا را بگزارند؟!يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ؛ اي  مردم  ، از پروردگارتان  بترسيد و از روزي  که  هيچ  پدري  کيفر فرزند را، به  عهده  نگيرد و هيچ  فرزندي  کيفر پدر را عهده  دار نشود پروا کنيد  وعده   خدا حق  است   زندگي  دنيا فريبتان  ندهد و نيز شيطان  فريبکار به  کرم  خدا  مغرورتان  نسازد.
خداوند مردم را به پرهيزگاري و ترس از خدا فرمان مي دهد. پرهيزگاري يعني انجام دستورات خدا و ترک آنچه خداوند از آن نهي کرده است. و مردم را متوجه مي نمايد که از روز سخت و قيامت که هرکس در آن روز فقط به فکر خودش مي باشد بترسند:« وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا» و بترسيد از روزي که هيچ پدري کار فرزندش را کفايت نکند و هيچ فرزندي نيز يافت نمي شود که بتواند چيزي از کار پدرش را کفايت کند.فرزندش نمي تواند به نيکي هاي پدرش بيفزايد و يا از بدي هايش بکاهد، و همچنين پدر نمي تواند چنين کاري بکند، بلکه هربنده اي سزاي عملش را به طور کامل خواهد ديد. پس از انديشيدن به اين روز هولناک بنده را تقويت مي نمايد و ترس از خدا و پرهيزگاري را براي او آسان مي گرداند. و اين رحمت و مهرباني  خدا نسبت به بندگان است که آنها را به تقواي الهي فرمان مي دهد، که تقوا مايه سعادت آنهاست ، و خداوند به آنها و