مايي  کرده است.
و اين راه راست را، « تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ» خداوند چيره و  مهربان فرو فرستاده است . پس اوست که کتابش را فرو فرستاده تا آنها را به او برساند. او اين راه و کتاب را با قدرت خويش از هر نوع تغيير و تحريف حفاظت کرده، و با اين کار بر بندگانش رحم نموده؛ رحمتي که همواره شامل حال آنهاست تا اينکه آنان را به سراي رحمت خدا مي رساند. بنابراين آيه را با اين دو اسم بزرگوار« الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ» به پايان رساند. وقتي خداوند بر رسالت پيامبر سوگند ياد کرد و براي اثبات آن دلايلي را ارائه داد، نياز به رسالت و ضرورت آن را بيان نمود و فرمود:« لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ» تا قومي را بيم دهي که پدرانشان بيم داده نشده اند. و آنها عرب هاي بي سواد هستند که کتاب و پيامبري نداشته اند و جهالت آنها را فرا گرفته و گمراهي آنان را در خود فرو برده است. پس خداوند پيامبري از خودشان را به سوي آنها فرستاد تا آنان را تزکيه نمايد و کتاب و حکمت را به آنها بياموزد، گرچه قبل از آن در گمراهي آشکاري بودند. پس عرب هاي بي سواد و هر بي سواد ديگري را بيم مي دهد و اهل کتاب را يادآور مي شود تا آنچه را که در کتاب هايشان آمده به يادآورند. پس پيامبر براي عرب ها نعمتي ويژه و براي ديگران نيز به طور عام رحمت و برکت است.
کساني که براي بيم دادنشان مبعوث گشته اي بعد از آن که آنها را هشدار دادي به دو گروه تقسيم مي شوند؛ گروهي آنچه را که تو آورده بودي رد کردند و بيم دادن را نپذيرفتند. و آنها کساني هستند که خداوند در موردشان فرموده است:« لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ» تقدير و مشيت خدا در مورد آنها تحقق يافته است و آنها همواره در کفر و شرک خود باقي مي مانند و وعده ي کيفر بر آنها تحقق يافته  است، زيرا بعد از آن که حق بر آنها عرضه شد آن را نپذيرفتند، پس در اين وقت، به کيفر نپذيرفتن حق بر دل هايشان مهر زده شد.
سپس موانعي را که مانع رسيدن ايمان به دلهايشان مي شود بيان کرد و فرمود:« إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً » ما به گردنهايشان طوق هايي افکنده ايم و اين طوق ها بزرگ هستند، « إِلَى الأَذْقَانِ» که تا چانه هايشان مي رسد و سرهايشان رو به بالا نگاه مي دارند. « فَهُم مُّقْمَحُونَ» پس آنها از شدّت و سختي زنجيرهايي که بر گردن هايشان است سرهايشان را رو به بالا نگاه داشته اند و نمي توانند آن را پايين آورند.
« وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا» و در پيش روي ايشان و در پشت سرشان مانعي قرار داده ايم که آنها را از ايمان باز مي دارد. « فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ» و بدين وسيله جلو چشمانشان را گرفته ايم پس آنها نمي بينند و جهالت و بدبختي، آنان را از هر جهت فرا گرفته است پس بيم دادن در مورد آنها مفيد واقع نمي گردد.
« وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ» و چه آناني را بترساني و چه ايشان را نترساني برايشان يکسان است و ايمان نمي آورند. و چگونه کسي ايمان مي آورد که بر قلبش مهر زده شده و حق را باطل ديده و باطل را حق مي بيند؟! و قسم دوّم کساني هستند که بيم دادن در آنها تاثير نموده  است و خداوند در مورد آنان چنين مي فرمايد:« إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ» بيم دادن تو فقط به کساني فايده مي دهد. و کساني از نصيحت تو پند مي پذيرند که هدفشان اين است از حق و از آنچه بدان تذکر داده شده اند پيروي کنند. « وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ» و از خداوند رحمان در نهان مي ترسند. يعني هرکس به اين دو صفت متصف باشد ، با نيتي نيکو در طالب حق باشد و از خداوند بترسد از رسالت  تو بهره مند مي شود و با تعليم تو تزکيه مي يابد. و هرکس به اين دو امر توفيق يافت، « فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ» به او مژده بده که آمرزيده مي شوند و پاداشي ارزشمند مي گيرد و کارهاي شايسته و نيت نيکش دريافت مي شود. 
« إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى» بدون شک ما مردگان را پس از مرگشان زنده ميگردانيم تا به خاطر کارهايي که کرده اند به آنان سزا وجزا بدهيم. « وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا» و کارهاي نيک و بدي را که پيشاپيش فرستاده اند مي نويسيم، و آن اعمالي است که در حال حيات و زندگي شان انجام داده اند. « وَآثَارَهُمْ» و آنچه برجاي نهاده اند، و آن آثار خير و شري که آنها در دوران حيات خويش و بعد از مرگشان سبب به وجود آمدن آن بوده اند، و کارهايي که به سبب گفته ها و کردارها و حالات آنان پديد آمده است ، و هر کار خيري که مردم به سبب تعليم و آموزش آنان يا نصيحت و يا به سبب امر به معروف و نهي از منکرشان انجام داده اند، و يا علمي که آن را به دانش آموزان آموخته و يا در کتاب هايي آن را برجاي گذاشته اند که در دوران حيات آنان يا بعد از  مردنشان از آن استفاده مي شود، و يا کار خيري که انجام داده اند از قبيل نماز يا زکات يا صدقه و احسان، و يا کسي ديگر آنان را سرمشق خويش قرار داده و به انجام اين اعمال مبادرت مي ورزد، يا  مسجدي ساخته اند و يا جايي درست  کرده اند که مردم از آن استفاده مي برند، و امثال اين، همه از آثار آنان هستند و پاداش آن برايشان نوشته مي شود. و همچنين عمل شرّ اين گونه است. بنابراين «هرکس در اسلام شيوه و روشي نيکو بنياد نهد پاداش آن و پاداش کسي که تا قيامت به آن عمل نمايد به او مي رسد. و هرکس در اسلام سنّت و روشي بد پايه گذاري  کند گناهش بر اوست و گناه کساني که تا قيامت به آن عمل نمايند نيز بر اوست». و اين بيانگر بلندي مقام دعوت نمودن مردم به راه خدا و هدايت  کردن آنان با هر وسيله و طريق ممکن مي باشد . نيز بيانگر پايين بودن مقام کسي است که به سوي شر دعوت مي کند و در راه آن گام برمي دارد. چنين فردي فرومايه ترينِ مردم مي باشد و گناه و جرم او از همه بيشتر است. « وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» و همه چيز و همه ي اعمال و نيت ها را در کتابي که اساس و مرجع همه ي کتاب هايي است که در دست فرشتگانند برشمرده ايم، و آن کتاب لوح محفوظ است.وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُونَ؛ داستان  مردم  آن  قريه  را برايشان  بياور ، آنگاه  که  رسولان  بدان  جا آمدند.
إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ؛ نخست  دو تن  را به  نزدشان  فرستاديم  و تکذيبشان  کردند ، پس  با سومي  نيروشان  داديم  و گفتند : ما را براي  هدايت  شما فرستاده  اند.
قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ؛ داستان  مردم  آن  قريه  را برايشان  بياور ، آنگاه  که  رسولان  بدان  جا آمدند.
قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْ