ي باقي مي ماند که در سخن نوعي تشويش وجود دارد. و اگر چنين معنايي را مدّ نظر داشت مي فرمود:و آية لهم أنا حملناهم في الفلک المشحون ، و خلقنا لهم من مثله ما يرکبون» پس اگر در آيه ي اول بفرمايد:« حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ» و منظور از ذريه خود آنان باشد، يعني خود آنان را حمل نموديم و در آيه ي دوم که آن هم بر حمل دلالت مي کند بفرمايد:« حملناهم يعني آنان را بر شتر حمل نموديم در اين حالت معني روشن و واضح نخواهد بود، تا گفته نشود که ضمير «هُمّ» در آيه ي دوم به « ذريه» برميگردد. آنگاه معني دو آيه چنين خواهد بود: و نشانه اي ديگر براي آنان اين است که ما آنان را بر کشتي مملو از سرنشين و کالا حمل نموديم. نيز براي آنان همانند کشتي چيزي يا چيزهايي را درست کرده ايم که بر آن سوار مي شوند. منظور از اين چيز شتر است. خداوند حقيقت امر را بهتر مي داند.
وقتي که به اينجا رسيدم معني ديگري به نظرم رسيد که از مراد الهي دور نيست، و آن اين که هرکس عظمت کتاب خداوند و بيانات کامل و شامل آن را در رابطه با امور حاضر و گذشته و آينده درک کند در مي يابد که قرآن بالاترين و کامل ترين حالات معني و مفهوم را بيان مي نمايد و معلوم است که  کشتي ها از نشانه هاي خدا و نعمت هايش بر بندگان مي باشند و از زماني که خداوند صنعت کشتي سازي را به بندگان آموخته تا روز قيامت مردم از اين نعمت بهره مند مي شوند. و اين هنر قبلا وجود داشت و تا زماني کساني که مخاطب قرآن قرار گرفتند ادامه يافت. پس زماني که خداوند آنها را با قرآن مورد خطاب قرار داد و حالت کشتي را بيان نمود و خداوند مي دانست که بزرگترين  نشانه هاي کشتي در زمان هاي بعدي نه زماني که آنان در آن بسر مي برند خواهد بود؛ آن گاه که خداوند ساختن کشتي هاي بادباني و بخاري، و هواپيماها به انسان مي آموزد که مانند پرندگان در فضا شناورند، و سواري هايي که در خشکي از آنها استفاده مي شود که اين نشانه هاي بزرگ جز در زمان ذرّيه مخاطبان قرآن پديد  نمي آيند بالاترين انواع نشانه هايش را در اين کتاب گوشزد نمود و فرمود:« وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ» و نشانه اي است براي آنان که ما ذريه ي آنان را در کشتي مملو از ايشان و کالاهايشان حمل مي کنيم.
پس خداوند آنها را بر کشتي ها سوار نمود و با دانشي که به آنان آموخت آنها را از غرق شدن نجات داد. بنابراين نعمت خود را بر آنا يادآور شد، و اين که آنها را از غرق شدن نجات داد، با اين که مي  توانست آنان را غرق نمايد. پس فرمود:« وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ» و اگر بخواهيم آنان را غرق کنيم هيچ کسي نيست که به فريادشان برسد و آنها را بر سختي و مصايبي که دچارش شده اند ياري نمايد و مشقت را از آنان دور کند. « وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ» و نه از آنچه که در آن هستند نجات داده مي شوند.
« إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ» مگر اين که رحمت ما به دادشان برسد و آنها را غرق نکنيم و مورد لطف قرار دهيم و تا مدتي بهره مندشان سازيم، تا شايد برگردند و يا  کوتاهي هايي را که از آنها صادر شده است جبران سازند. « وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ» و هنگامي که به آنان گفته شود از احوال برزخ و قيامت و از عقوبت هاي دنيوي بترسيد، « لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» تا به شما رحم شود. از آن روي مي گردانند و به آن توجهّي نمي کنند، گرچه نشانه هاي فراواني به نزد آنها بياييد. بنابراين فرمود:« وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ » در نسبت دادن نشانه ها به پروردگارشان دليلي بر کامل بودن و واضح بودن نشانه هاست، چون هيچ چيزي از نشانه هاي خدا بزرگ تر و روشن تر نيست. و از جمله تربيت الهي براي بندگانش اين است که نشانه هايي به آنها داده که آنها را در دين و دنيايشان سودمند خواهد کرد.
« وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ» و  هنگامي که به آنان  گفته شود از رزقي که خداوند به شما ارزاني نموده است و اگر بخواهد آن را از شما مي ستاند انفاق کنيد، « قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا» کافران در حالي که با حق مخالفت مي ورزند، با استناد به تقدير و خواست الهي به مومنان مي گويند:« أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ »آيا به کسي خوراک بدهيم که اگر خدا مي خواست به او خوراک مي داد؟! شما مومنان جز در گمراهي آشکاري نيستيد، چرا که ما را به چنين کاري فرمان مي دهيد. و اين از جمله چيزهايي است که نشانه ي جهالت بزرگ آنهاست، يا اين که آنها خود را به ناداني مي زدند، زيرا هيچ زمان فرد گناهکار نبايد مشّيت و خواست خداوند را براي گناهکاري خويش بهانه کند، گرچه هرچه خدا بخواهد همان مي شود، و هرچه خدا نخواهد نمي شود. اما خداوند متعال به بندگان قدرت داده و به آنها چنان توانايي بخشيده است که فرمان الهي را انجام دهند و از آنچه نهي ک رده است بپرهيزند. پس هرگاه بندگان آنچه را که خداوند به انجام آن دستور داده است ترک کنند اين کارشان از روي اختيار بوده و اجبار و  اکرهي در کار نيست.
« وَيَقُولُونَ» و در حالت تکذيب و شتاب ورزيدن مي گويند: « مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» وعده آمدن قيامت کي خواهد بود اگر راست مي گوييد؟! خداوند متعال فرمود: اين را دور ندانيد، چون نزديک است، « مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً» انتظار نمي کشند مگر صدايي را و آن صداي دميدن صور است. « تَأْخُذُهُمْ» که آنها را فرا مي گيرد، « وَهُمْ يَخِصِّمُونَ» در حالي که آنها از آن غافل اند و در حالي که مشغول گفتگو و جر و بحث با يکديگرند آمدن چنين چيزي به ذهن آنها خطور نمي کند، چرا که جرو بحث معمولا در زمان غفلت و بي خبري صورت مي گيرد.
وقتي اين صداي مرگبار آنها را فرا بگيرد به هيچ ملّتي مهلت داده نمي شود، « فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً» پس نمي توانند کوچکترين وصيتي بکنند، « وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ» و نه به سوي خانواده شان باز مي گردند.وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ؛ و در صور دميده  شود و آنان  از قبرها بيرون  آيند و شتابان  به  سوي ، پروردگارشان  روند.
قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ؛ مي  گويند : واي  بر ما ، چه  کسي  ما را از خوابگاههايمان  برانگيخت  ?  اين همان  وعده  خداي  رحمان  است  و پيامبران  راست  گفته  بودند.
إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ؛ جز يک  بانگ  سهمناک  نخواهد بود ، که  همه  نزد ما حاضر مي  آيند.
فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ