ضافه نمي کند، اين قرآن براي آنها بيان نگرديده است.« سَوَآءُ عَلَيهِم ءأَنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لَا يومِنُونَ»  برايشان يکسان است چه آنها را هشدار دهي و چه آنان را هشدار ندهي ايمان نمي آورند.
« بَشِيرًا وَنَذِيرًا» قرآن انسان را به پاداش دنيا و آخرت مژده مي دهد و او را از عذاب دنيا و آخرت مي ترساند و تفصيل هريک را بيان کرده است و اسباب و اوصافي را که موجب برخورداري انسان از مژده خدا و يا گرفتار شدن وي به عذاب او مي شوند ذکر کرده است. بنابراين کتابي را که داراي چنين صفاتي است بايد پذيرفت و به آن يقين نمود و به آن ايمان آورد و بدان عمل کرد. ولي بيشتر مردم همانند مستکبران روي گردانند.« فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ» پس آنها به قرآن گوش فرا نمي دهند؛ گوش فرا دادنِ قبول و استجابت، گرچه آن را با گوش ها مي شنوند؛ شنيدني که به وسيله ي آن حجّت شرعي بر آنها اقامه مي گردد.« وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ» و کساني که از قرآن روي گردانند و اظهار مي دارند که از آن بهره مند نمي شوند چرا که راههاي رسيدن به آن را بسته اند، گفتند: در برابر چيزي که ما را به سوي آن  فرا مي خواني دل هاي ما در پوشش هايي قرار گرفته و در گوش هايمان سنگيني است. يعني در گوش هايمان کري هست، بنابراين ما نمي شنويم و ميان ما و تو حجابي است که تو را نمي بينيم. 
يعني اظهار کردند که از قرآن روي گردان مي باشند و نفرت خود را از آن، و خرسندي خويش ر ا از آنچه که بر آن هستند اظهار داشتند. بنابراين گفتند:« فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ» همچنان که تو عمل کردنِ به دينت را دوست داري و آن را مي پسندي ما هم کاملا عمل نمودن به دين خود را مي پسنديم. اين از بزرگ ترين رسوايي هاست، چرا که آنها راضي شدند که به جاي هدايت، در گمراهي مانند و به جاي ايمان، کفر را برگزينند و آخرت را به دنيا فروختند.
« قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ» اي پيامبر! به آنها بگو: من فقط انساني مثل شما هستم. يعني من همانند شما انساني هستم و اختياري ندارم و آنچه را که شما به شتاب مي طلبيد، نزد من نيست. و آنچه که خداوند به وسيله آن مرا بر شما فضيلت و برتري داده اين است که به من وحي مي شود و مرا فرمان داده  تا از آن پيروي کنم و شما را به آن دعوت نمايم. « َفاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ» پس، با تصديق نمودن خبري که خداوند داده است از راهي پيروي کنيد که انسان را به خدا مي رساند و از اين حقيقت استقامت است، و همواره و هميشه چنين باشيد. و فرمود:« إِلَيْهِ» به سوي او رو کنيد. در اينجا اخلاص را يادآوري نموده است، که عمل کننده بايد هدف و منظورش از انجام دادن هر عملي رسيدن به خدا و بهشت باشد پس با اين چيز، عمل او خالص و صالح و مفيد مي شود. و اگر در عمل او اين هدف وجود داشته باشد عملش باطل مي گردد. و از آن جا که بندگان ِ حريص بر استقامت هم به علّت تقصير در انجام آن چه بدان امر شده و يا مرتکب شدن آنچه از آن نهي شده اند از آنان کوتاهي سر مي زند، بنابراين آنها را دستور داد تا آمرزشي همراه با توبه از خدا بخواهند . پس فرمود:« وَاسْتَغْفِرُوهُ» و از او آمرزش بخواهيد. سپس کساني را مورد تهديد قرار داد که استقامت نمي ورزند و فرمود:« وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ  ؛ الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ» و واي به حال مشرکان؛ آن کساني که زکات نمي دهند. يعني کساني که جز او چيزهاي ديگري را عبادت مي کنند که مالک هيچ سود و زيان و مرگ و زندگي و رستاخيزي نيستند، و آنها خودشان را آلوده  کرده اند، و با  توحيد و يگانه پرستي و اخلاص خويشتن را پاکيزه نکرده، و نماز نخوانده و زکات نپرداخته  اند. پس آنها نه حق خداوند را با يکتاپرستي و توحيد و خواندن نماز انجام داده اند و نه زکات پرداخته اند تا از سوي آنها فايده اي به مردم برسد.« وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ» و ايشان به آخرت باور ندارند. يعني به زنده شدن و بهشت و جهنم ايمان نمي آورند. بنابراين وقتي ترس از دل هاي ايشان دور گرديد اقدام به انجام  کارهايي کردند که در آخرت به آنها زيان مي رساند.
وقتي از کافران سخن به ميان آورد، مومنان و حالت آنان و  اجرشان را بيان نمود و فرمود:« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» بي گمان کساني که به اين کتاب و آنچه که اين کتاب در بردارد و به باور داشتن ِ به آن فرا خوانده است ايمان آورده اند، و ايمان  خود را با انجام دادن کارهاي شايسته تصديق کرده اند که آن اعمال هم مخلصانه انجام شده و هم در انجام آن از قرآن و سنّت پيروي شده است. « لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ» آنان پاداشي  بزرگ و تمام نشدني دارند. بلکه پاداش آنها همواره ادامه خواهد داشت و هر لحظه افزون تر مي شود و همه لّذت ها و دوست داشتني ها را در بردارد.قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ؛ بگو : آيا به  کسي  که  زمين  را در دو روز آفريده  است  کافر مي  شويد و  براي او همتايان  قرار مي  دهيد ? اوست  پروردگار جهانيان.
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ؛ بر روي  زمين  کوهها پديد آورد و آن  را پر برکت  ساخت  و به  مدت  چهار  روزرزق  همه  را معين  کرد ، يکسان  براي  همه  سائلان.
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ؛ سپس  به  آسمان  پرداخت  و آن  دودي  بود  پس  به  آسمان  و زمين  گفت  :  خواه يا ناخواه  بياييد  گفتند : فرمانبردار آمديم.
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ؛ آنگاه  هفت  آسمان  را در دو روز پديد آورد  و در هر آسماني  کارش  را  به آن ، وحي  کرد  و آسمان  فرودين  را به  چراغهايي  بياراستيم  و محفوظش   داشتيم  اين  است  تدبير آن  پيروزمند دانا
خداوند کيفر کافران را انکار کرده و مي فرمايد بايد از کفر آنها تعجب کرد؛ کساني که همتاياني براي او  قرار داده و آنها را شريک او ساخته و عبادت هايشان را براي آنها انجام مي دهند و آنان را با پروردگار بزرگ مساوي قرار مي دهند؛ فرمانرواي بخشنده و بزرگواري که زمين بزرگ و پهناور را در دو روز آفريد سپس آن را در دو روز گستراند و کوه ها را از بالا به صورت ميخ بر آن کوبيد که آن را محکم نمايد و از تکان خوردن و از جا در رفتن آن را نگه مي دارد.
پس آفرينش زمين را کامل گرداند و آن را گستراند و روزي هاي آن را بيرون آورد. « فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ» در مدّت چهار 