 هرکس را از خشنودي پروردگارش پيروي نمايد به راه هاي سلامتي هدايت مي کند.
و آيه ي « وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ»و آيه ي « وَاتَّبِع سَبِيلَ مَن أَنَابَ إِلَي» و حقايقي در مورد اصحاب رضي الله عنهم أجمعين که مبين بازگشت واقعي آنها به سوي خداست، دليل اند بر اينکه قول اصحاب حجت است، به ويژه قول و گفته ي خلفاي راشدين رضي الله عنهم اجمعين.وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ؛ از روي  حسد و عداوت  فرقه  فرقه  نشدند ، مگر از آن  پس  که  به  دانش ، دست يافتند  و اگر پروردگار تو از پيش  مقرر نکرده  بود که  آنها را تا زماني معين  مهلت  است  ، بر آنها حکم  عذاب  مي  رفت   و کساني  که  بعد از  ايشان وارث  کتاب  خدا شده  اند در باره  آن  سخت  به  ترديد افتاده  اند.
فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ؛ براي  آن  دعوت  کن  و چنان  که  فرمان  يافته  اي  پايداري  ورز و از پي   خواهشهايشان  مرو و بگو : به  کتابي  که  خدا نازل  کرده  است  ايمان  دارم  و  به  من  فرمان  داده  اند که  در ميان  شما به  عدالت  رفتار کنم   خداي  يکتا  پروردگار ماو پروردگار شماست   اعمال  ما از آن  ما و اعمال  شما از آن   شما  ميان  ماو شما هيچ  محاجه  اي  نيست   خدا ما را در يک  جا گرد مي   آورد و سرانجام به  سوي  اوست.
وقتي خداوند به اتّفاق مسلمين و  اجتماع آنان بر دينشان فرمان داد و آنها را از تفرقه نهي کرد به آنان خبر داد که شايسته نيست به آنچه از کتاب که برآنها نازل کرده است مغرور شوند، چون اهل کتاب متفرّق و پراکنده نشدند مگر بعد از آن که خداوند کتاب را بر آنها نازل کرد؛ کتابي که موجب اجتماع و وحدت است. پس آنها کاري برخلاف آنچه کتابشان به آنها دستور  داده بود انجام دادند، و اين به خاطر دشمني و تجاوزشن بود. آنها نسبت به يکديگر بغض وحسد ورزيدند و ميان آنها اختلاف و دشمني ايجاد شد. پس اي مسلمانها! بپرهيزيد از اين که مانند آنها باشيد. « وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى» و اگر سخن پروردگارت بر اين نرفته بود که تا  مدّت معيني عذاب داده نشوند و در کيفر دادن آنها تاخير شود، « لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ» در ميان آنان داوري مي شد، ولي حکمت و بردباري او اقتضا مي کرد که عذاب، فورا آنها را فرا نگيرد، « وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ» و بي گمان  کساني که کتاب را از گذشتگان به ما داده اند و به آنان عالم گفته مي شود، « لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ» در اشتباه فاحشي هستند و همين امر ميان آنان اختلاف ايجاد مي کند. گذشتگانِ آنها از روي حسد و تجاوز اختلاف ورزيدند و جانشينانشان از روي شک و ترديد اختلاف نمودند و همه در اختلافِ مذموم مشترک هستند.
« فَلِذَلِكَ فَادْعُ» پس به سوي دين استوار و راه راستي که خداوند کتاب هايش را بر آن نازل فرموده و پيامبرانش را بر آن فرستاده است فرا بخوان و امّت خويش را به سوي آن دعوت بده و آنها را به آن ت شويق کن و با هرکس که آن را نمي پذيرد جهاد کن. « وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ» و همان گونه که  فرمان يافته اي ايستادگي  کن. يعني استقامتي کن که موافق با دستور خدا باشد ؛  نه افراطي در آن باشد و نه تفريط ، بلکه در آن از دستورات الهي فرمان برداري کن و از آنچه نهي کرده پرهيز نما، به صورتي که همواره در اين کار ادامه داشته باشد.پس پيامبر را دستور داد که با در پيش گرفتن استقامت، خود را  تکميل گرداند و ديگران را نيز با دعوت کردن به استقامت، به سوي کمال هدايت کند. و معلوم است که هرآنچه به پيامبر دستور داده شود به امّت او نيز  دستور داده مي شود ، البته به شرطي که دستور مخصوص پيامبر نباشد.
« وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ» و از خواسته ها و اميال کافران يا منافقاني که از دين منحرف هستند پيروي مکن، زيرا پيروي از آنها به معني پيروي کردنِ بخشي از دينشان، يا ترک کردن دعوتِ به سوي خدا يا ترک استقامت است. پس از آن که علم و  دانش به نزد تو آمده است آن گاه از ستمکاران خواهي بود. نفرمود از دينشان پيروي مکن چون حقيقت دين آنها که خداوند برايشان مقّرر کرده است دين همه پيامبران است، امّا آنها مقّرر کرده است دين همه پيامبران است، امّا آنها از حقيقت دين خود پيروي نکرده  اند بلکه از خواست ها و اميالشان پيروي نموده و دينشان را به بازيچه گرفته اند.« وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ» و به هنگام مجادله و مناظره با آنها بگو: من به هر کتابي که از سوي خدا نازل شده است ايمان آورده ام. يعني مناظره و مجادله تو با آنها بايد بر اين اصل بزرگ استوار باشد؛ اصلي که بر شرافت و شکوه اسلام و چيره بودن آن بر همه اديان دلالت مي نمايد، و ديني که اهل کتاب گمان مي برند بر آن هستند بخشي از اسلام است. در اينجا بيان شده که اگر اهل کتاب بر اين محور مناظره کنند که به بعضي از کتاب ها يا پيامبران، ايمان دارند و به بعضي ايمان ندارند از آنها پذيرفته نمي شود، چون کتابي که به سوي آن دعوت مي کنند و پيامبري که خود را به او نسبت مي دهند بايد اين قرآن و کسي که آن را آورده است را تصديق کنند.
پس کتاب ما و پيامبرمان ما را فرمان داده اند که به موسي و عيسي و تورات و انجيل ايمان داشته باشيم، و آن را تصديق کنيم و خبر داده اند که اين کتاب ها صحّت قرآن را تصديق و به آن اقرار کرده اند. امّا کتاب و پيامبرمان ما را به ايمان آوردن به تورات و انجيل و موسي وعيسايي که براي ما توصيف نشده اند و مطابق با کتاب ما نيستند فرمان  نداده است. « وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ» و فرمان يافته ام که در داوري ميان شما و آنچه در آن اختلاف کرده ايد، دادگري کنم. پس اي اهل کتاب دشمني شما و کينه ورزي تان با من، مراد از دادگري ميان شما باز نمي دارد و مرا از اين که از ميان گفته هاي مختلف اهل کتاب و ديگران سخن حق را بپذيرم و باطل را رد کنم و به عدالت حکم کنم منع نمي کند. « اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ» الله پروردگار ما و پروردگار شماست. يعني او پروردگار همه است و شما به اين که پروردگارتان باشد از ما سزاوارتر نيستيد. « لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ» اعمال خوب و بد ما از آن ماست و اعمال شما از آن شماست، « لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ» يعني بعد از آن که حقايق روشن گشت و حق از باطل و هدايت از گمراهي روشن گشت و حق از باطل و هدايت از گمراه