تَني اتَّخَذتُ مَع َالرَّسُولِ سَبِيلَا، يويلَتَي لَيتَنَي لَم اتَّخِذ فُلَانَا خَلِيلَاَ، لَّقَد أَضَلَّنِي عِنِ الذِّکرِ بَعدَ إِذ جَآءَنِي وَکَانَ الشَّيطَنُ لِلإِنسَنِ خَذُولَا» و روزي که ستمگر دست هايش را گاز مي گيرد و مي گويد: اي کاش با پيامبر راهي بر مي گرفتم ! اي واي بر من کاش فلاني را به دوستي بر نمي گرفتم! همانا مرا از پند گمراه ساخت بعد از آن که پند به نزد من آمد و شيطان انسان را بيار خوار مي گرداند.
« وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ» و شريک بودن شما و  همنشين ها و دوستانتان در عذاب به شما سودي نمي بخشد و شما به اين خاطر در عذاب شريک هستيد چون در ستمگري شريک بوده ايد. و همچنين روحيه دلجويي دادن به يکديگر به هنگام معصيت به شما سودي نمي رساند. چون  هنگامي که در دنيا مصيبت و بلايي بيايد و مجازات شدگان در آن مشترک باشند برايشان کمي آسان مي گردد و برخي با ديدن برخي ديگر تسلّي مي يابند. امّا مصيبت آخرت همه کيفرها و عذاب ها را در بر دارد و کوچک ترين آسايش و تسلّي در آن  نيست. بار خدايا! از تو سلامتي را مي خواهيم و از تو مي طلبيم که ما را در پناه رحمت خويش قرار دهي.أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ آيا تو مي  خواهي  به  کران  سخن  بشنواني  ، يا کوران  و آنهايي  را که  در  گمراهي  آشکار هستند راه  بنمايي  ?
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ؛ و اگر تو را ببريم  ، از آنها انتقام  مي  گيريم  ،
أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ؛ يا آن  عذابي  را که  به  آنها وعده  داده  ايم  به  تو نشان  مي  دهيم  ، که  ما  برايشان  توانا هستيم.
فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ پس  در آنچه  به  تو وحي  شده  است  چنگ  بزن  که  تو بر راه  راست  هستي.
وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ؛ و، قرآن  سبب  بلند آوازه  گشتن  تو و قوم  توست  ، و زودا که  بازخواست  شويد.
وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ؛ از پيامبران  ما که  پيش  از تو فرستاده  ايم  بپرس  : آيا جز خداي  رحمان   ،ديگري  را براي  پرستش  آنها قرار داده  بوديم  ?
خداوند متعال، پيامبرش را دلجويي مي دهد که از عدم اجابت تکذيب کنندگان ناراحت نشود و بداند که خيري در اينها نيست، و از آن چنان شايستگي و لياقتي برخوردار نيستند که سبب هدايتشان شود، و مي فرمايد:« أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ» آيا مي تواني کساني را که نمي شنوند بشنواني؟ و يا اين که کساني را که نمي بينند راهنمايي کني؟ و يا اين که کساني را که در گمراهي آشکاري هستند و خود به گمراهي خويش واقف و به آن راضي هستند رهنمود گرداني؟! پس همان طور که ناشنوا صداها را نمي شنود و کور نمي بيند و کسي که در گمراهي آشکاري است هدايت نمي شود اينها نيز سرشت و عقل هايشان به سبب روي گرداني از قرآن فاسد گشته است و باورهاي فاسد و صفت هاي پليدي در خودشان به وجود آورده اند که آنها را از هدايت باز مي دارد و باعث مي شود تا هلاکتشان بيشتر گردد.
اينان جز عذاب و کيفر چيزي برايشان باقي نمانده است، پس يا در دنيا عذاب مي شوند يا در آخرت. بنابراين خداوند متعال فرمود:« فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ» و پس هرگاه تو را از اين دنيا ببريم قبل از اين که عذابِ آنها را به تو نشان دهيم بدان که از آنان انتقام خواهيم گرفت. « أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ» يا عذابي را که به آنان وعده داده ايم به تو نشان خواهيم داد. « فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ» زيرا ما بر آنان مسلّط و تواناييم. امّا زود يا دير فرا رسيدن عذاب به حکمت خدا بستگي دارد. پس اين است حالت تو و حالت تکذيب کنندگان.
« فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ» پس با انجام آنچه که به تو وحي شده است و با متصّف کردن خود به آنچه وحي به اتّصافِ آن وتلاش براي عملي کردن آن در خود و ديگران به وي چنگ بزن، « عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» بي گمان تو بر راه راست قرار داري؛ راهي که انسان را به خدا و بهشت مي رساند و اين چيزي است که بر تو لازم مي گرداند بيشتر به وحي چنگ بزني و در پرتو آن راهياب گردي. زيرا مي داني که آن حق و عدل و راستي است و کارهايت را بر پايه محکمي بنا نهاده اند در حالي که ديگران امورشان را براساس شک و اوهام و ستم و ظلم بنا کرده اند.
« وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ» و اين قرآن افتخار و فضيلت بزرگي است براي شما و نعمت بسيار گرانقدري مي باشد و شما را به آنچه که خير دنيا و آخرت در آن نهفته است پند مي دهد و شما را بر آن تشويق مي کند و بدي و شر را برايتان يادآوري مي کند و شما را از آن برحذر مي دارد. « وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ» و از آن پرسيده خواهيد شد که آيا آن را برپا داشته و دستورات آن را انجام داده ايد که آن گاه مقامتان بالا مي رود و بهره مند مي شويد؟ يا اينکه به آن عمل نکرده ايد؟ پس حجّتي عليه شما خواهد بود و نشان ناسپاسي تان در برابر اين نعمت خواهد بود.
« وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ» از پيامبراني که پيش از تو فر ستاده ايم بپرس که آيا به جز خداوند مهربان معبودهايي قرار داده ايم که عبادت شوند؟ حالت موسي و دعوت  او را بيان کرد که يکي از مشهورترين دعوت هاي پيامبران مي باشد و خداوند در کتاب خود بسيار از آن سخن گفته و حالت او را با فرعون بيان نموده است: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ و هر آينه  موسي  را همراه  با آيات  خود بر فرعون  و مهتران  قومش   فرستاديم و گفت  : من  فرستاده  پروردگار جهانيانم.
فَلَمَّا جَاءهُم بِآيَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَضْحَكُونَ؛ چون  آيات  ما را بر آنان  عرضه  داشت  ، به  ناگاه  همه  از آن  به  خنده   افتادند.
وَمَا نُرِيهِم مِّنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ گفتند : اي  جادوگر ، پروردگارت  را با آن  عهدي  که  با تو نهاده  است   براي ما بخوان  که  ما هدايت  شدگانيم.
وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ؛ چون  عذاب  را از آنها برداشتيم  ، پيمان  خود را شکستند.
فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ؛ فرعون  در ميان  مردمش  ندا داد که  : اي  قوم  من  ، آيا پادشاهي  مصر و اين ، جويباران  که  از زير پاي  من  جاري  هستند از 