لَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ستايش  از آن  خداست  ، پروردگار آسمانها و پروردگار زمين  و پروردگار  جهانيان
وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بزرگواري  در آسمانها و زمين  خاص  اوست  ، و اوست  پيروزمند و حکيم ،
خداوند متعال از گستردگي فرمانروايي و يگاني اش در تصرفّ و تدبير در همه ي اوقات خبر مي دهد و اين که « وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ» روزي که قيامت برپا مي شود و مردم در ايستگاه موقف قيامت گرد مي آيند باطل گراياني که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زيان مي بينند و در روز قيامت اعمالشان باطل خواهد شد؛ روزي که در آن حقيقت روشن مي گردد و پاداش را از دست خواهند داد و به عذاب دردناک گرفتار مي آيند.
 سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قيامت را بيان مي کند تا مردم از آن بهراسند و بندگان براي آن آمادگي پيدا کنند، پس فرمود:« وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً» و در آن روز هر ملّتي را مي بيني که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. « كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا» هر امّتي به شريعت پيامبرانشان که از سوي خدا برايشان آمده است فرا خوانده مي شوند که آيا بدان عمل کرده اند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهره مند خواهند شد؟ يا آن را تباه نموده اند که در  اين صورت زيانمند خواهند گرديد؟« الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» امروز سزا و جزاي کارهايي را که مي کرده ايد به شما داده مي شود . پس امّت موسي به سوي شريعت موسي عليه السلام و همچنين امّت عيسي عليه السلام به سوي شريعت عيسي ، و امّت محمد به سوي شريعت محمّد (ص) فرا خوانده مي شوند. و همچنين امّت هاي ديگر به سوي شريعتي که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده مي شوند. اين يکي از احتمالات درباره ي اين آيه است، و اين معني درست است و شکي در آن نيست. و احتمال دارد منظور از « كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا» اين باشد که هر ملتي به نامه اعمالش و خير و شرّي که در آن نوشته شده است فرا خوانده مي شود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده مي شود. همانند اين که خداوند متعال فرموده است:« مَن عَمِلَ صَلِحَاَ فَلِنَفسِهِ وَمَن أَسَآءَ فَعَلَيهَا» هرکس کار شايسته اي کند به سود خودش مي کند و هرکس بد کند به زيان خود مي کند.
و احتمال دارد که هر دو معني از آيه مراد باشند. و « هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ» بر همين دلالت مي نمايد. يعني اين کتاب ماست که بر شما نازل کرده ايم و به حق و عدالت داوري مي کند.« إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» مسلّما ما آنچه شما مي کرديد و مي نوشتيم و اين نامه ي اعمال است.
بنابراين آنچه را که خداوند با هريک از دو گروه مي کند به طور مفصل بيان کرد و فرمود:«  فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کساني که ايمان درست آورده و ايمانشان را با انجام کارهاي شايسته از قبيل واجبات و مستحبات تصديق کرده اند، « فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ» پروردگارشان آنان را در رحمت خويش که بهشت است داخل مي گرداند و در ميان نعمت هاي پايدار و زندگي سالم جاي مي دهد. « ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ» اين است رستگاري آشکار . يعني اين  است سود و رستگاري و نجات، و هرگاه بنده به رستگاري واضح و روشن دست يازد هر خير و برکتي براي او فراهم  خواهد شد و هر بدي از او دور مي شود.
« وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا» و کساني که به خدا کفر ورزيده اند در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته مي شود:« أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ» مگر آيه هاي من بر شما خوانده نمي شد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمايي مي کرد و از آنچه باعث زيانتان مي شد نهي مي کرد؟ و اي بزرگ ترين نعمتي بود که به شما رسيده بود ، اگر توفيق استفاده از آن را مي يافتيد. « فَاسْتَكْبَرْتُمْ» امّا شما تکبّر ورزيديد و از آن روي گردانديد و به آن کفر ورزيديد و بيش ترين جنايت و سخت ترين جرم را مرتکب شديد. پس امروز سزاي کارهايي را مي بينيد که مي کرده ايد.
و نيز بدان سبب مورد سرزنش و  توبيخ قرار مي گيرند که « وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ» هنگامي که گفته مي شد به درستي وعده خداوند حق است و شکّي در رخ دادن قيامت نيست شما آن را انکار مي کرديد و مي گفتيد: نمي دانيم قيامت چيست، ما آن را جز گماني ضعيف نمي پنداريم و به آن يقين و باور نداريم. 
پس اين حالتشان در دنياست؛  قيامت را انکار کردند و سخن کسي را که خبر آن را آورده بود نپذيرفتند. خداوند متعال مي فرمايد:« وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا» و در روز قيامت کيفرهاي اعمالشان برايشان آشکار مي گردد، « وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون» و عذابي که در دنيا آمدن آن را به مسخره مي گرفتند و نيز کسي که خبر آن را مي داد مورد استهزا قرار مي دادند آنها را فرو مي گيرد.
« وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ» و گفته مي شود: امروز شما را از ياد خواهيم برد. يعني شما را در عذاب رها مي کنيم. « كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» همان گونه که شما ديدار امروز را به فراموشي سپرديد، چرا که سزا از نوع  عمل است.« وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ» و آتش دوزخ جايگاه و سرنوشت شماست. « وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ» و هيچ ياوراني نداريد که شما را در برابر عذاب خدا ياري  کند و کيفر او را از شما دور نمايند. « ذَلِکُم»  عذابي که شما بدان گرفتار شده ايد « بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا» به سبب آن است که آيات خدا را به تمسخر گرفتيد حال آن که آيات الهي را بايد با جديت و کوشش و شادماني فرا گرفت. « وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا» و زندگاني دنيا با فريبندگي ها و لذّت ها و شهوت هايش شما را فريفت، پس به آن مطمئن شديد و براي آن عمل کرديد و سراي پايدار آخرت را به فراموشي سپرديد. « فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ» پس امروز مهلت داده نمي شوند و به دنيا باز نمي گردند تا از نو کار شايسته انجام دهند.
« فَلِلَّهِ الْحَمْدُ» پس ستايش، آن گونه که شايسته ي شکوه و بزرگي فرمانروايي پروردگار است تنها خداوندي را سزاست که « رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» پروردگار آسمان ها و پروردگار زمين و پروردگار جهانيان است. يعني ستايش سزاوار اوست، به خاطر اينکه او پروردگار همه ي مخلوقات است و آنها را آفريده و پرورش داده و نعمت هاي ظاهري و باطني به آنها بخشيده است. 
« وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» و او داراي