رتند از :
1- جنگيدن مومنان با يکديگر با اخّوت ايماني منافات دارد بنابراين يکي از بزرگ ترين گناهان کبيره است. 
2- ايمان و برادري ايماني با جنگ و دعوا از بين نمي رود. همان طور که ايمان با گناهان کبيره غير از شرک از ميان نمي رود، و مذهب اهل سنّت و جماعت همين است. 
3- ايجاد صلح و سازش دادگرانه واجب است و بايد با تجاوزگران جنگيد تا اين که به خدا برگردند، و اگر آن ها به حکم غير خدا برگشتند يعني برگشتن آنها به نحوي بود که شرعاً جايز نباشد به آن  اعتراف شود و بدان عمل گردد اين کار ِ آنان جايز نيست.
4- اموال متجاوزان مصون است، چون خداوند فقط خون هايشان را به هنگام ادامه دادن به تجاوزگري مباح قرار داده نه اموال و دارايي هاشان را.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، مباد که  گروهي  از مردان  گروه  ديگر را مسخره  کند ، شايد آن  مسخره  شدگان  بهتر از آنها باشند  و مباد که  گروهي   از زنان  گروه  ديگر را مسخره  کند ، شايد آن  مسخره  شدگان  بهتر از آنها  باشند و از هم  عيبجويي  مکنيد و يکديگر را به  القاب  زشت  مخوانيد  بد  است  عنوان  فسق  پس  از ايمان  آوردن   و کساني  که  توبه  نمي  کنند خود  ستمکارانند.
اين نيز يکي از حقوق مومنان بر يکديگر است و آن اين که « لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ» هيچ گروهي، گروهي ديگر را با سخن و يا کرداري که بر تحقير مسلمان دلالت مي کند مورد استهزار و تمسخر قرار ندهد، چرا که اين کار حرام و ناجايز است و نشان گر خودپسندي مسخره گر مي باشد. زيرا چه بسا فردي که مورد مسخره قرار گرفته مي شود از مسخره کردن بهتر باشد، و اغلب چنين است، چون مسخره فقط از کسي سر مي زند که قلبش سرشار از زشتي هاي اخلاقي است. بنابراين پيامبر(ص) فرمود:« براي بدي شخص همين کافي است که برادر مسلمانش را تحقير کند.» سپس فرمود:« وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ» و از يکديگر عيب جويي نکنيد. «لمز» يعني عيب جويي با زبان، و « همز» عيب جويي با عمل و کردار، و از هر دو نهي شده و هر دو حرام هستند و کسي که چنين مي کند وارد جهنّم خواهد شد. همان طور که خداوند متعال فرموده است: « وَيلُ لِّکُلِّ هُمَزَةِ لُّمَزَةِ» واي به حال هرکس که عيب جو و طعنه زن باشد! و اين که در فرموده ي خود « أَنفُسَكُمْ» از مومن به عنوان نفس برادر ايماني نام برده است بدان جهت ا ست که مومنان بايد همانند يک تن باشند، و هرگاه مومن، مومن ديگري را مورد عيب جويي قرار دهد اين باعث مي شود تا ديگري نيز او را مسخر کند. پس او سبب شده تا مورد عيب جويي و تمسخر قرار بگيرد. « وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ» و هم ديگر را با القاب زشت مخوانيد. يعني هرکس برادرش را با لقبي که دوست ندارد طعنه نزند. امّا القابي که مذموم و زشت نيستند در اين داخل نمي باشند.
« بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ» چه بد است که به جاي ايمان و عمل به شرائع آن به روي گرداني از اوامر و نواهي خدا و متّهم کردن يکديگر به گناه و فسق و القاب زشت روي آوريد. « وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» و هرکس که توبه نکند ايشان ستمگرند. و بر بنده واجب است که به سوي خدا برگردد و توبه نمايد و با حلّاليت خواستن از برادر مسلمانش و ستايش نمودن او در برابر مذّمت وي حق برادري را ادا کند.
« وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» پس مردم دو دسته اند؛ دسته اي که به خود ستم مي کنند و توبه نمي نمايند؛  دسته اي که توبه مي کنند و رستگار مي شوند، و به غير از اينها گروهي ديگر وجود ندارد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، از گمان  فراوان  بپرهيزيد  زيرا پاره ، اي از گمانها در حد گناه  است   و در کارهاي  پنهاني  يکديگر جست  و جو  مکنيد و از يکديگر غيبت  مکنيد  آيا هيچ  يک  از شما دوست  دارد که   گوشت  برادر مرده  خود را بخورد ? پس  آن  را ناخوش  خواهيد داشت   و از  خدا بترسيد، زيرا خدا توبه  پذير و مهربان  است.
خداوند از بسياري از گمان هاي بد نسبت به مومنان نهي کرده و مي فرمايد:« إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» بي شک برخي از گمان ها گناه هستند. مانند گماني که عاري از حقيقت است و قرينه اي هم بر صحّت آن وجود ندارد. و مانند گمان بد که با بسياري از گفته ها و کارهاي حرام و ناجايز همراه است، چرا که اگر گمان بد در دل بماند فقط به اين بسنده نمي کند، بلکه همواره آن را مي پرواند و سرانجام به گفته ها و کارهاي ناروا روي مي آورد، و در دل او نسبت به برادر مسلمانش بدگماني و نفرت ودشمني پديد مي آيد که همواره به خلاف آن امر شده است. « وَلَا تَجَسَّسُوا» و جاسوسي نکنيد و دنبال عيب هاي مسلمانان نباشيد و آنان را به حال خود واگذاريد و از لغزش هاي آنان چشم پوشي کنيد، لغزش هايي که اگر آشکار شوند چيزهايي ناشايست برملا مي گردد.« وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا» و برخي از شما برخي ديگر را غيبت نکند. غيبت همان طور که پيامبر(ص) مي فرمايد يعني «پشت سر برادرت چيزي بگويي که او را  ناراحت مي کند گرچه آن عيب در او باشد». سپس مثالي را بيان کردکه آدمي را از غيبت کردن متنّفر مي کند. پس فرمود:« أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ» آيا هيچ يک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟ به يقين همه شما از مرده خواري بدتان مي آيد. غيبت کردن را به خوردن گوشت برادري که مرده است تشبيه کرده است، کاري که مردم به شدت از آن نفرت دارند. پس همان طور که شما خوردن گوشت برادر مرده تان را ناپسند مي داريد، بايد غيبت کردنِ برادر و خوردنِ گوشت او را در حالي که زنده است ناپسند بداريد.« وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ» و از خدا پروا بداريد، بي گمان خداوند  توبه پذير مهربان است؛ «تّواب» يعني خدايي که به بنده اجازه مي دهد توبه کند و به ا و توفيق مي دهد تا توبه نمايد. و آن گاه با پذيرفتن توبه اش به سوي او باز مي گردد.  خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و آن ها را به چيزي فرا خوانده که به آن ها فايده مي دهد و توبه را از آن ها مي پذيرد. و اين آيه دليلي است بر پرهيز از غيبت و اين که غيبت يکي از گناهان کبيره است چون خداوند آن را با خوردن گوشت مرده تشبيه کرده و اين کار از گناهان کبيره 