ْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ پيش  از آنها قوم  نوح  و اصحاب  رس  و ثمود تکذيب  کرده  بودند ،
وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ و قوم  عاد و فرعون  و قوم  لوط ،
وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ و اصحاب  ايکه  و قوم  تبع  ، همه  پيامبران  را دروغ  شمردند و مستحق  وعده   عذاب  من  شدند.
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ آيا از آفرينش  نخستين  عاجز شده  بوديم  ? نه  ، آنها را از آفرينش  تازه   در شکند.
پيش از ايشان ، امّت ها پيامبران بزرگوارشان را تکذيب کردند مانند نوح که قومش او را تکذيب کردند، و قوم ثمود صالح را، و قوم عاد هود را، و قوم لوط، لوط را تکذيب  کردند. و اصحاب ايکه شعيب را و قوم تبّع تبّع به هر پادشاهي گفته مي شود که قبل از اسلام بر يمن حکم کرده است پيامبران را که خداوند به سوي آن ها فرستاده بود تکذيب کردند.
خداوند به ما خبر نداده که آن پيامبر چه کسي بوده است و قوم کدام تبع از تبع ها پيامبرشان را تکذيب کرده اند، چون والله اعلم اين ماجرا در آن زمان نزد عرب معروف بود، زيرا اين قوم جزو آن دسته از عرب هاي اصيل بودند که داستان و سرگذشت آنان به ويژه اين واقعه مهم و بزرگ بر ساير عرب ها پوشيده نيست.
پس اين ها همه پيامبرانشان را که خداوند به سوي آن ها فرستاده بود تکذيب کردند، ان گاه وعده عذاب الهي بر آنان تحّقق يافت. و شما اي کساني که محمّد (ص) را تکذيب مي کنيد! از آن ها بهتر نيستند ، و پيامبران آن ها نيز نزد خداوند از پيامبر شما گرامي تر نبودند! پس، از جنايتي که آنان مرتکب شدند بپرهيزند تا به عذابي گرفتار نشويد که آن ها بدان گرفتار شدند.
سپس خداوند متعال از آفرينش نخستين بر آفرينش مجّدد و زنده شدن در آخرت استدلال کرد و فرمود: همان طور که آن ها را از نيستي پديد آورده است نيز بعد از مرگشان آنان را دوباره زنده مي نمايد، بعد از آن که مردند و به استخوان هايي پوسيده تبديل شدند.« أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ» آيا ما در آفرينش نخستين درمانده و ناتوان بوده ايم؟ نه چنين نيست، ما ناتوان و درمانده نبوده ايم و در اين شکّي نيست، « بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ» بلکه آنان درباره آفرينش مجّدد ترديد دارند. اين چيزي است که آن ها در آن ترديد دارند با اين که ترديدي در آن نيست چون بازگرداندن از آغاز کردن آسان تر است، همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَهُوَ الَّذِي يبَدوُا الخَلقَ ثُمَّ يعيدُهُ وَهُوَ أَهوَنُ عَلَيهِ» و اوست خدايي که آفرينش را مي آغازد سپس آن را باز مي گرداند و آن برايش آسان تر است.وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِّن رَّبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى و گفتند: «چرا معجزه اي از سوي پروردگارش براي ما نمي آورد»؟ آيا معجزۀ کتابهاي پيشين نزد آنان نيامده است؟»
وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى و اگر ما آنان را پيش از او به عذابي نابود مي کرديم، مي گفتند: «پروردگارا! چرا پيامبري را براي ما نفرستادي تا از آيات تو پيروي کنيم پيش از آنکه خوار و رسوا گرديم»؟
قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى بگو: «همه چشم به راهند پس [شما نيز] چشم به راه باشيد، و به زودي خواهيد دانست چه کساني بر راه راست بوده و به چه کساني راه يافته اند».
تکذيب کنندگان پيامبر عليه السلام گفتند: «چرا معجزه  ونشانه اي از سوي پروردگار ش براي ما نمي آوردي؟» منظورشان معجزه و نشانه هايي بود که پيشنهاد مي کردند. مانند اينکه مي گفتند: (لن نومن لک حتي تفجر لنا من الارض ينبوعاً، او تکون لک جنه من نخيل وعنب فتفجر الانهر خللها تفجيرا، او تسقط السماء کما زعمت علينا کسفا او تاتي بالله و المئلکه قبيلاً) هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه باري ما چشمه اي از زمين بجوشاني، يا باغي از خرما و انگور داشته ب اشي که نهرها در آن بجوشد، يا آسمان را آن گونه که ادعا مي کني تکه تکه بر ما بياندازي، يا خدا و فرشتگان را روبرو بياوري.
و اين ناشي از لجاجت و عناد و ستم آنها بود، پس آنان و پيامبران ، انسان و بندگان خدا هستند بنابراين پيشنهاد کردن معجزه طبق خواسته هايشان براي آنها مناسب نيست، و اين خداوند است که آن را نازل مي نمايد، و از ميان معجزات گوناگون آنچه را که حکمتش ايجاب نمايد انتخاب مي کند. 
و از گفتۀ آنان که مي گفتند: (لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِّن رَّبِّهِ) چرا نشانه ها و معجزاتي از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است؟ چنين بر مي آيد که پيامبر، نشانه و معجزه اي دال بر صداقت و حقانيت خود به آنان ارائه ن مداده است، اما اين دروغ و افترا مي باشد، زيرا او معجزات آشکار و نشانه هاي قوي آورده است که با برخي از آن هدف و مقصود حاصل مي شود. به همين جهت فرمود: اگر راست مي گويند و حق را با دليلش مي جويند، (أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى) مگر دليل و معجزۀ کتابهاي پيشين نزد آنان نيامده است؟ مگر اين قرآن بزرگ نزد آنان نيامده است که تصديق کنندۀ کتابهاي گذشته از قبيل تورات و انجيل و ديگر کتابهاي گذشته است که مطابق با قرآن بوده و از چيزهايي که از آن خبر داده اند قرآن نيز خقبر داده است؟ نيز قرآن در آن کتابها تاييد شده و در آنها به بعثت پيامبر مژده داده شده است (اولم يکفهم انا انزلنا عليک الکتب يتلي عليهم ان في ذلک لرحمه و ذکري لقوم يومنون) آيا آنان را کافي نيست که ما اين کتاب را بر تو فرو فرستاده ايم که بر آنها خوانده مي شود؟ بي گمان در آن رحمت و پندي است براي قومي که ايمان مي آورند 
پس نشانه هاو معجزات تنها به مومنان فايده مي دهند و ايمان و يقينشان با آن افزوده مي شود. اما کساني که از آن روي گردانند و با آن مخالفت مي کنند، به آن ايمان نمي آورند و از آن بهره مند نمي شوند. (ان الذين حقت عليهم کلمت ربک لا يومنون، ولو جاءتهم کل آيه حتي يروا العذاب الاليم) بي شک کساني که سخن پروردگارت بر آنها ثابت شده است ايمان نمي آورند، گرچه هر نشانه اي به نزد آنها بيايد، مگر اينکه عذاب دردناک را ببينند. 
و فايدۀ آوردن نشانه ها براي آنان اين است که تا حجت بر آنها  اقامه شود، نيز وقتي که عذاب بر آنها فرود مي آيد، نگويند: (لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى) چرا پيامبري را براي ما نفرستادي تا از آيات تو پيروي کنيم پيش از آنکه با گرفتار شدن به عذاب خوار و رسوا شويم؟ به راستي که پيامبر ما نزد شما آمد و نشانه و دلايل ما همراه اوست، پس اگر شما آنگونه هستيد که مي گوييد، او را تصديق کنيد