نُونٌ بدين  سان  بر آنهايي  که  از اين  پيش  بودند پيامبري  مبعوث  نشد جز آنکه ، گفتند : جادوگري  است  ، يا ديوانه  اي  است.
أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ؛ آيا بدين  کار يکديگر را وصيت  کرده  بودند ? نه  ، خود مردمي  طاغي  بودند.
خداوند پيامبرش را دلجويي مي دهد که اگر اين مشرکان کساني را براي خدا شريک قرار مي دهند و پيامبر را تکذيب مي کنند و درباره او سخنان زشتي مي گويند که او از اين سخنان پاک و بدور است اين گفته ها همواره شيوه مجرمان و تکذيب کنندگان پيامبران بوده است. پس خداوند هيچ پيامبري را نفرستاده مگر  اين که قومش او را به جادوگري و يا ديوانگي متهّم کرده اند. 
خداوند متعال مي فرمايد: آيا گفته هايي که از اين ها و از پيشينيانشان سر زده است يکديگر را به آن توصيه نموده و آن را به يکديگر تلقين کرده اند؟ پس اگر چنين است اتّفاقشان بر اين سخنان عجيب نيست، « بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ»اين چنين نيست ، بلکه اين ها قومي سرکشند که دل ها و اعمالشان در کفر ورزيدن و طغيان همانند يکديگر است، در نتيجه گفته هايشان که از طغيان و سرکشي آن ها برآمده همگون و شبيه هم است. و حقيقت همين است. همان طورکه خداوند متعال فرموده است:« وَقَالَ الَّذينَ لَا يعلَمُونَ لَولَا يکَلِّمُنَا اللَّهُ أو تَأتِينَآ ءَايةُ کَذَلِکَ قَالَ الذِّينَ مِن قَبلِهِم مِّثلَ قَولِهِم تَشَبَهَت قُلُوبُهُم» و کافران گفتند: « چرا خداوند با ما سخن نمي گويد، يا معجزه اي براي ما نمي آيد؟ کساني که پيش از ايشان بوده اند سخني همانند سخن اين ها گفتند:« دل هايشان همگون است». هم چنين مومنان که دل هايشان در يقين داشتن به حقّ و طلب نمودن آن و تلاش در راه آن شبيه يکديگر است شتابان به پيامبرانشان ايمان آوردند و آن ها را تعظيم نموده و گرامي داشتند و با سخناني آن ها را خطاب نمودند که شايسته آن هاست.مکی‌ است‌ و داراي‌ (112) آيه‌ است‌.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 4-1
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ براي مردم [هنگام] حسابشان نزديک شده است، در حالي که آنان در غفلت و بي خبري روي گردانند. 
مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ هيچ پند تازه اي به سوي پروردگارشان بديشان نمي رسد مگر آنکه بازي کنان به آن گوش مي دهند. 
لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ [در حالي که] دلهايشان غافل است و ستمکاران در نهان به نجوي و سخن در گوشي پرداختند که اين [شخص] جز انساني همچون شما نيست، آيا به سراغ جادو مي رويد؟ حال آنکه [حقيقت را] مي بينيد 
قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ بگو: «پروردگارم هر سخني را که در آسمان و زمين باشد، مي داند، و او شنواي داناست. 
اين ابراز تعجب و شگفتي از حالت مردم است، و اينکه پند دادن آنها فايده اي ندارد، و به هشدار دهنده توجه نمي کنند در حالي که زمان محاسبه و مجازاتشان نزديک شده است، اما آنان در غفلت روي گردانند، يعني از هدفي که براي آن آفريده شده اند غافل اند و از آنچه که با آن بيم داده شده اند روي گردانند، آنگاه براي دنيا آفريده شده اند و براي است،اده و بهره مندي از ان به دنيا آمده اند، خداوند همواره آنها را تذکر و پند مي دهد اما آنان همچنان در غفلت و رويگرداني به سر مي برند. 
بنابراين فرمود: (مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ) هيچ پند و اندرز تازه اي به آنها را به منافعشان راهنمايي کند و از مضار و مکروهائي بر حذر دارد، به انان نمي رسيد، (إِلَّا اسْتَمَعُوهُ ) مگر اينکه به آن گوش مي دادند و با شنيدن آن حجت را بر خود اقامه مي کردند، (وَهُمْ يَلْعَبُونَ لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ) و در حالي که به آن گوش مي دادند که دلهايشان از آن غافل و روي گردان، و متوجه خواسته هاي دنيوي اشان بود و جسمهايشان مشغول بازي و سرگرمي. آنها به شهوت و باطل و گفته هاي زشت و ناپسند مشغول بودند، در حالي نمي بايست چنين مي بودند، بلکه مي بايست دلهايشان به امر و نهي الهي روي مي آورد و طوري به قران و پندهاي خدا گوش مي داند که دلهايشان منظور آن را درک مي کرد، و اعضايشان براي عبادت پروردگار که براي آن آفريده شده اند تلاش مي نمودند، و قيامت و حساب و سزا و جزا را به خاطر مي آوردند، آنگاه حال واحوالشان درست مي شد و کارهايشان سامان  مي يافت . در مورد (اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ) آيا آگاهانه به جادو رو مي آوريد؟
اين گفته ها در حالي بر زبان مي آوردند که به سبب معجزات و نشانه هاي اشکاري که مشاهده مي کردند و ديگران مشاهده نکرده بودند، مي دانستند او پيامبر به حق خداوند است، اما شقاوت و ستمگري و عناد، آنها را به گفتن اين چيزها واداشت، و خداوند به آنچه به صورت پنهاني و درگوشي مي گفتند کاملاً آگاه است، و به زودي آنها را بر آن مجازات خواهد کرد. بنابراين فرمود:
(قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ) بگو: پروردگارم هر سخن پنهان و آشکاري را که در هر جاي زمين و آسمان گفته شود، مي داند، (وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) و او همۀ صداها را به هر زباني که با شد و با هر هدف و نيازي که گفته شود، مي شنود و او به آنچه در دلها است آگاه مي باشد.فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنتَ بِمَلُومٍ پس  ، از آنها رويگردان  شو ، کس  تو را ملامت  نخواهد کرد.
وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ اندرز بده  که  اندرز ، مؤمنان  را سودمند افتد .
خداوند متعال به پيامبرش فرمان مي دهد تا از کساني که از حقّ روي گردانده وپيامبررا تکذيب کرده اند روي بگرداند:« فَتَوَلَّ عَنْهُمْ» به آن ها توجّه نکن و آن ها را مواخذه ننما و به کار خودت مشغول باش. « فَمَا أَنتَ بِمَلُومٍ» تو به خاطر گناه آن ها مورد سرزنش قرا نمي گيري بلکه وظيفه تو فقط رساندن است و تو وظيفه ات را انجام داده اي و پيام خدا را که به همراه آن فرستاده شده اي رسانده اي.
« وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» و يادآوري کن که به راستي يادآوري مومنان را سودمند خواهند کرد.
يادآوري دو نوع است:
1-يادآوري آنچه که به طور مشروح و مفصّل تعريف نشده و مردم آن را نمي دانند و عقل و سرشت فقط به صورت خلاصه و مجمل آن را مي شناسند، خداوند عقل ها را بر اين سرشته است که خير را دوست دارند و آن را ترجيح مي دهند واز شّر و بدي متنفر هستند، و شريعت خداوند با اين امور فطري و عقلي مطابق است. و هر امر و نهي شريعت از مصاديق پند دادن و يادآوري مي باشد. و کمال پند دادن و يادآوري آن است که خير و خوبي و منافعي که در چيزي نهفته و بدان امر شده است ، تذکر داده شود و زيان هايي که از آن نهي شده يادآوري گردد.
2- آن چه براي مومنان مشخّص و م