 کارها از حدّ  تجاوز نکنيد. و اگر خداوند داد و سنجش را مقّرر نمي کرد و کارها به عقل شما واگذار مي گرديد فساد و تباهي؛ آسمان ها و زمين و آن چه را که در اين ميان است فرا مي گرفت.
« وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ» و تا آن جا که مي توانيد در ترازو و سنجش به عدالت رفتار کنيد.« وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ» و در ترازو کاستي در ميان نياوريد. يعني آن را ناقص نکنيد، و به خلاف و ضد آن عمل نکنيد، که آن جور و ستم و طغيان است. « وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ» و زمين را با ضخامت و حالات مختلف آن براي خلق گستراند تا بر آن قرار بگيرند و برايشان بستري باشد، و روي آن خانه بسازند. و آن ها را شخم بزنند و در آن نهال بکارند و چاره حفر کنند در راه هاي آن حرکت نمايند و از معادن آن و از همه آن چه که در آن هست و به آن نياز دارند استفاده ببرند.
سپس خوراکي هاي ضروري را که در آن وجود دارد نام برد و فرمود:« فِيهَا فَاكِهَةٌ» در زمين  ميوه هايي هست و آن همه درختاني هستند که ميوه مي دهند از قبيل انگور انجير و انار و سيب و غيره. « وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ» و درخت هاي خرماي پوشش دار . پوششي که خوشه خرما آهسته و کم کم از آن بيرون مي آيد و تبديل به ميوه مي شود و از آن مي خورند و ذخيره مي کنند و مقيم و مسافر آن را به عنوان توشه خود نگهداري مي نمايند. خرما  ميوه لذيذي است و از بهترين ميوه ها محسوب مي شود. 
« وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ» و دانه که ساقه و خوشه دارد و از آن قسمت دور مي شود و از کاه آن چهارپايان و غيره استفاده مي کنند. و اين شامل دانه گندم و جو و ذرّت و برنج و ارزن مي شود.
« وَالرَّيْحَانُ» و ريحان. احتمال دارد که منظور همه خوراکي هايي باشد که  انسان ها مي خورند، و آن  گاه در اين جا عام بر خاص عطف شده است. و خداوند به طرز عام و خاص روزي را به بندگانش  ارزاني مي دارد. و احتمال دارد که منظور همين ريحان معروف است و خداوند با فراهم آوردن انواع بوهاي خوشي که به مشام مي رسد و باعث شادي مي گردند بر بندگانش منّت گذارده است.
وقتي که بسياري از نعمت هايش را که با چشم و بصيرت مشاهده مي شوند بيان کرد و انسان و جن را مخاطب  قرار داد، مجدّدا خداوند نعمت هايش را به آن ها گوشزد نمود و فرمود:« فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» کدام يک از نعمت هاي ديني و دنيوي خداوند را تکذيب مي کنيد ؟ به راستي که جن ها پاسخ خوبي دادند آن گاه که پيامبر(ص) اين سوره را براي آن ها خواند. ايشان هر وقت اين گفته الهي را تکرار مي کرد« فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» جن ها مي گفتند:« پروردگار! هيچ چيزي از نعمت هايت را تکذيب نمي کنيم، پس ستايش تو را سزاست». بنابراين شايسته است که بنده هرگاه نعمت هاي خداوند براي او ذکر شوند به آن اعتراف نمايد و سپاس گزارد و خداوند را به خاطر اين نعمت ها ستايش کند.خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ آدمي  را از گل  خشک  شده  اي  چون  سفال  بيافريد
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ و جن  را از شعله  اي  بي  دود
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ پس  کدام  يک  از نعمتهاي  پروردگارتان  را انکار مي  کنيد ?
سپس خداوند متعال فرمود:« خَلَقَ الْإِنسَانَ» تا « تُكَذِّبَانِ» اين از نعمت هاي خداوند بر بندگانش است و آثار قدرت و آفرينش شگفت انگيز خود را به آن ها نشان مي دهد. « خَلَقَ الْإِنسَانَ» پدر انسان ها آدم عليه السلام را « مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ» از گِل خمير شده اي که خشک شده بود آفريد، و آن گاه صدايي مي داد که مانند صداي سفال بود.
« وَخَلَقَ الْجَانَّ» و پدر جن ها ابليس لعنت خدا بر او باد را « مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ» از زبانه صاف و خالص آتش يا زبانه اي که آغشته به دود بود آفريد. و اين بر شرافت ماده انسان دلالت مي نمايد که از خاک آفريده شده است ، خاکي که ماده محکم و متين و داراي منافع فراوان است، برخلاف ماده جن ها که آتش است و محل سبک سري و تجاوز و شرارت و فساد است.
وقتي ماده آفرينش انسان و جن را بيان کرد و اين منّتي بود از جانب خدا بر آن ها، فرمود:« فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» پس  کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را تکذيب مي کنيد؟رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ؛ پروردگار دو مشرق  و پروردگار دو مغرب
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ پس  کدام  يک  از نعمتهاي ، پروردگارتان  را انکار مي  کنيد ?
خداوند متعال، پروردگار همه آن چيزهايي است که خورشيد و ماه و ستارگان درخشان بر آن ها طلوع مي کنند، و پروردگار همه آن هايي است که خورشيد و ماه و ستارگان براي مدتّي از ديد آن ها غروب مي کنند. و هر آن چه در جهان هستي است همه تحت تدبير و ربّوبيت او مي باشند. و خداوند اين جا فرمود که دو مشرق و دو مغرب. چون خورشيد در تابستان از جايي طلوع مي کند و در زمستان از جايي ديگر. نيز در تابستان در جايي غروب مي کند و در زمستان از جايي ديگر.مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ دو دريا را پيش  راند تا به  هم  رسيدند ،
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ميانشان  حجابي  است  تا به  هم  در نشوند.
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ پس  کدام  يک  از نعمتهاي  پروردگارتان  را انکار مي  کنيد ?
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ از آن  دو ، مرواريد و مرجان  بيرون  مي  آيد.
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ پس  کدام  يک  از نعمتهاي  پروردگارتان  را انکار مي  کنيد ?
منظور از دو دريا درياي شيرين و درياي شور است. آن ها به هم مي پيوندند و درياي شيرين در درياي شور مي ريزد و در نتيجه آميخته مي شوند امّا خداوند ميانشان مانعي از زمين قرار داده است تا يکي به محدوده ديگري تجاوز نکند و استفاده از هريک ممکن باشد.
از درياي شيرين مردم مي نوشند و با آن درختان و کشتزارهايشان را آبياري مي کنند. و با درياي شور هوا پاکيزه مي شود و ماهي توليد مي گردد و مرواريد و مرجان از آن به دست مي آيد. و قرارگاه کشتي و لنج ها مي شود. بنابراين فرمود:لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ به راستي برايتان کتابي نازل کرده ايم که آوازۀ شما در آن است، آيا خرد نمي ورزيد؟
اي کساني که محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب به سوي آنها فرستاده شده است! ما برايتان کتاب بزرگ و قرآني روشن فرو فرستاده ايم که، (فِيهِ ذِكْرُكُمْ) مايۀ شرافت و افتخار و وسيلۀ بزرگواري شماست، و اگر از اخبار راستيني که در آن هست پند پذيرند و به آن باور داشته باشيد و به دستورات آن عمل کنيد و از آنچه نهي کرده پرهيز نماييد، مقاماتتان بالا مي رود و از جايگاهي مهم برخوردار خواهيد شد. (أَفَلَا تَعْقِلُونَ) آيا آنچه را که به سود شماست و آنچه را که به زيانتان است نمي فهميد؟ و چگونه به آنچه که وسيلۀ بيداري و شرافت شما در دنيا و آخرت است عمل نمي کنيد؟ پس اگر شما عقل داريد بايد اين راه 