ونَ و کساني  که  بر نمازهاشان  مواظبت  دارند ،
أُوْلَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ اينان  در بهشت  ، گرامي  هستند.
در اين جا طبيعت و صفت آدمي بيان شده که کم طاقت و شکيبا است. ناشکيبايي انسان را اين گونه تفسير کرد و فرمود:« إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا» اگر به انسان بلايي از قبيل فقر يا بيماري برسد، يا چيزي دوست داشتني از قبيل مال يا خانواده يا فرزندي را از دست دهد شکيبايي نمي ورزد و به تقدير الهي راضي نمي شود بلکه بي تابي و بي صبري مي کند.
« وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا» هرگاه نيکي و آسايشي به او برسد بخيل مي شود از آن چه که خداوند به او داده است نمي بخشد و شکر خدا را به خاطر نعمت ها و احسانش به جاي نمي آورد. پس انسان به هنگام زيانمندي و بلا بي تابي و بي قراري مي کند و در حالت خوشي و آسايش بخل مي ورزد.
« إِلَّا الْمُصَلِّينَ» مگر نمازگزاراني که داراي اين صفات باشند. آن ها هرگاه خير و خوبي بديشان برسد خدا را سپاس مي گذارند و از نعمت هايي که خداوند به آن ها ارزاني کرده است انفاق مي کنند.
و هرگاه بدي به آن ها برسد صبر مي کنند و به پاداش الهي چشم مي دوزند. در توصيف نمازگزاران  فرمود:« الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ» کساني که نيازهايشان را در اول وقت و همراه با شرايط و  ارکان آن مي خوانند و هميشه به اين پايبند هستند. و مانند کسي نيستند که نماز نمي خواند يا زماني نماز مي خواند و زماني ديگر نماز نمي خواند يا به صورت ناقص نماز را انجام مي دهد.
« وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» و کساني که در مال هايشان براي کسي که گذايي مي کند و براي کسي که چيزي ندارد ولي از مردم طلب نمي کند و کسي نمي داند که او فقير است سهم مشخصي از زکات و صدقه قرار داده اند و به اين افراد مي دهند.
« وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ» و کساني که به جزا و زنده شدن پس از مرگ که خدا و پيامبران به آمدن آن خبر داده اند  ايمان مي آورند و به آن يقين دارند و خود را براي قيامت آماده مي کنند و براي آن مي کوشند. و از تصديق روز جزا تصديق پيامبران و کتاب هايي را که آورده اند لازم مي آيد. 
« وَالَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ» و کسانيکه از عذاب پروردگارشان بيمناک و ترسناکند، پس بدين خاطر همه چيزهايي را که آنان را به عذاب خدا  نزديک مي کند رها مي  کنند. « إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ» همانا عذاب پروردگارشان همان  عذابي است که از آن بايد ترسيد و پرهيز کرد.
« وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ» و کساني که شرمگاه هاي خود را پاک نگاه مي دارند، و آن را در جاي حرامي چون زنا يا لواط يا آميزش با زن به هنگام عادت ماهانگي يا آميزش از راه پشت با همسر به کار نمي برند. نيز شرمگاه هاي خود را از اين حفاظت مي کنند که کسي به آن  نگاه کند يا آن را دست بزند که برايش جايز نيست و نيز وسيله هاي حرامي را که انگيزه انجام کار زشت مي شود رها مي کنند و از آن دوري مي گزينند.
« إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ» مگر بر زنان و کنيزان خود که در اين صورت آن ها به خاطر آميزش و همخوابي با آنان از محلي که جايگاه حاصلخيزي و کشت و زرع است مورد سرزنش قرار نمي گيرند. 
« فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ» و هرکس که به غير از زن و کنيزش دنبال چيزي ديگر برود، « فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ» چنين کساني از آنچه خداوند حلال نموده تجاوز کرده و به آنچه که حرام کرده است روي آورده اند. اين آيه بر حرام بودن نکاح موقت دلالت مي نمايد چون زني که به صورت موقت نکاح مي شود نه همسر است و نه کنيز.
« وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ» و کساني که براي وفاي به عهدهاي خود و اداي امانت هايش مي کوشند. و اين همه امت هايي را شامل مي شود که ميان بنده و پروردگارش مي باشد مانند تکليف هاي پنهاني که کسي جز خدا نمي داند. نيز اموال و رازهايي را که بندگان به صورت  امانت به يکديگر مي سپارند در بر مي گيرد. همچنين شامل عهدي است که با خدا يا با خلق بسته مي شود. عهد و پيمان چيزي ا ست که بنده از آن پرسيده مي شود که آيا به آن وفادار بوده يا عهدشکني و خيانت کرده است؟
« وَالَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ» و کساني که امانت ها و عهدهايشان را رعايت مي کنند. يعني فقط به چيزي گواهي مي دهند که آن را مي دانند، بدون اين که گواهي را کم و کاست ارائه  کنند، يا آن را بپوشانند و در اداي شهادت رعايت هيچ خويشاوند و دوستي را نمي کنند و هدفشان از دادن گواهي جلب رضايت خداست. خداوند متعال مي فرمايد:ن وَأَقِيمُوا الشَّهَدَةَ لِلَّهِ» و گواهي را براي خدا بدهيد.
« يأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا کُونُوا قَوَّمِينَ بِالقِسطٍ شُهَدَآءَ لِلَّهِ وَلَو عَلَي أَنفُسِکُم أَوِ الوَلِدَينِ وَالأَقرَبينَ» اي کساني که ايمان آورده ايد! به داد قيام کنيد و براي خداوند شهادت دهيد هرچند که به زيان خودتان يا پدر و مادر و يا خويشاوندان باشد. « وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ» آن ها با مداومت بر نمازهايشان آن ها را به بهترين و کامل ترين صورت مي خوانند، « أُوْلَئِكَ» اينان که داراي چنين صفاتي هستند، « فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ» خداوند گراميشان داشته و از نعمت هاي پايدار بهشت آنچه که دلشان مي خواهد و چشم ها از ديدن آن لّذت مي برند بهره مندشان کرده است و آنان در بهشت جاودانه اند.
خلاصه مطلب اين که خداوند سعادتمندان و اهل خير را با اين صفات کامل و اخلاق و رفتار پسنديده از قبيل انجام عبادت هاي بدني مانند نماز و مواظبت بر آن و  اعمال قلبي مانند ترس از خداوند که خواستگاه هر کار خوبي است و عبادات مالي و عقايد مفيد و بهترين رفتار با خدا و بندگان توصيف کرده است. آنان با مردم به عدل و انصاف رفتار مي نمايند، و حقوق  امانت هايشان را ضايع نمي کنند و کاملا پاک دامن هستند.فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ پس  چيست  که  کافران  به  سوي  تو مي  شتابند ?
عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ دسته  دسته  از جانب  چپ  و از جانب  راست
أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ آيا هر يک  از ايشان  طمع  مي  ورزد که  به  بهشت  پر نعمت  داخل  شود ? 
كَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ هرگز نه  ، آنها خود مي  دانند که  از چه  چيز آنها را آفريده  ايم.
خداوند متعال با بيان سرکشي و فريب خوردن کافران مي گويد:« فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ؛ 
عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ» کافران را چه شده که شتابان به سوي تو مي آيند و گروهها و دسته هاي گوناگون هستند و در راست و چپ تو قرار دارند و هريک به آنچه دارند شادمان است؟!
« أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُ