 الْقَادِرُونَ پس  ما توانا بوديم  و نيک  توانا بوديم
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن  روز واي  بر تکذيب  کنندگان
« أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ» آيا ما شما انسان ها را از آبي ناچيز که بسيار بي ارزش و ناچيز است و از کمرها و سينه ها بيرون مي آيد نيافريده ايم ؟! سپس خداوند آن را « فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ» در جايگاهي  استوار که رحم است قرار مي دهد و در آن جاي مي گيرد و رشد مي کند.
« إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ» تا مدّت زماني مشخص و وقتي معين.
« فَقَدَرْنَا» اين جنين را در ميان آن همه تاريکي ها سامان داديم و آن را از نطفه به خون بسته اي تبديل نموديم و خون بسته را به تکه گوشتي درآورديم تا اين که خداوند آن را به جسمي تبديل کرد و روح را در آن دميد. و کساني هستند که قبل از رسيدن به اين مراحل مي ميرند. « فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ» و چه نيک سامان دهيم. پروردگار مي گويد که خداوند چقدر تواناست، و چه نيک سامان مي دهد! چون سامان دادن او تابع حکمتش مي باشد و قابل ستايش است.أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا آيا زمين  را جايگاهي  نساختيم  ،
أَحْيَاء وَأَمْوَاتًا براي  زندگان  و مردگان  ?
وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاء فُرَاتًا در آن  کوههاي  بلند پديد آورديم  و از آبي  گوارا سيرابتان  ساختيم
وَيْلٌ يوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن  روز واي  بر تکذيب  کنندگان
آيا بر شما منت نگذارده ايم و با مسخر کردن زمين براي دستيابي به منافعتان به شما انعام نکرده ايم؟! زمين را چنان ساخته ايم که همه شما را فرا مي گيرد. « أَحْيَاء وَأَمْوَاتًا» زندگان بر آن خانه مي سازند و در آن زندگي مي نمايند و مردگان در آن دفن مي شوند و زمين همه را فرا مي گيرد.
پس همان طور که خانه ها و کاخ ها از نعمت ها و منّت هاي خداوند بر بندگانش مي باشد همچنين قبرها رحمت و لطفي است در حق آن ها و آنان را از اين که جسدهايشان بيرون افتاده شود و درندگان آن را بخورند مي پوشاند.
« وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ» و در آن جا کوه هاي بلند قرار داديم تا زمين محکم گردد و تکان نخورد. پس خداوند زمين را با کوه هاي محکم و بلند و طولاني و پايدار ثبات بخشيده است. « وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاء فُرَاتًا» و به شما آبي شيرين و گوار نوشانديم. خداوند متعال مي فرمايد:« أَفَرَءَيتُمُ المَآءَ الَّذِي تَشرَبُونَ؛ ءَأَنتُم أَنزَلتُمُوهُ مِنَ المُزنِ أَم نَحنُ المُنزِلُونَ؛ لَو نَشَآءُ جَعَلنَهُ أُجَاجَاَ فَلَولَا تَشکُرُونَ» آيا آبي را که مي نوشيد ديده ايد؟
آيا شما آن را از ابرها نازل کرده ايد يا ما نازل کننده هستيم؟ اگر آن را تلخ و ناگوار قرار دهيم چکار مي کنيد؟ پس چرا سپاس نمي گزاريد! 
« وَيْلٌ يوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ» واي در آن روز به حال تکذيب کنندگان ؛ آن هايي که خداوند نعمت هاي ويژه ي خود را به آنان نماياند و به آنان اختصاص داد. اما آنان از نعمت ها را تکذيب نمودند.وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ و [ياد کن] داود و سليمان را هنگامي که دربارۀ کشتزاري که گوسفندان مردم شب هنگام در آن چريده بودند داوري کردند، و ما بر داوري آنان حاضر [و ناظر ] بوديم.
فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ پس آن [شيوۀ قضاوت درست را] به سليمان فهمانديم، و هر يک از آن دو را داوري و دانش اموختيم، و کوهها را براي داود رام ساختيم که با او تسبيح مي گفتند و مرغان را [نيز رام کرديم] و بر آن [کار] توانا بوديم.
وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاكِرُونَ و ساختن زره را به او آموختيم تا شما را از [آسيب] کارزارتان حفظ کند. آيا سپاسگذار هستيد؟
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ و ما باد تند و سريع را فرمانبردار سليمان نموديم، و به فرمان او به سوي سرزميني روان مي شد که در آن برکت نهاده بوديم، و همه چيز را مي دانستيم.
وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ و از شيطان ها کساني را [نيز براي او رام ساختيم] که براي او غواصي مي کردند، و [همچنين] کاري جز اين انجام مي دادند، و ما حافظ آنها بوديم.
سليمان و داود اين دو پيامبر بزرگوار را با ستايش و بزرگداشت ياد کن، چرا که خداوند به آنها دانش وسيع و داوري ميان بندگان را عطا کرده بود. به دليل اينکه فرمود: (إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَهِدِينَ) آنگاه که صاحب کشتزاري که گوسفندان گروهي شب هنگام در کشتزارش چريده و آن را تباه کرده بودند و به درختان و کشتزارش آسيب رسانده بودند، براي داوري به نزد وي آمدند. پس داود عليه السام چنين قضاوت کرد که گوسفندان بايد در مقابل از بين رفتن درختان و مزرعه به صاحب کشتزار داده شوند، چون صاحب گوسفندان سهل انگاري کرده است و اين سزاي اوست، و سليمان در اين قضيه داوري درستي نمود، به اين صورت که صاحبان گوسفندان ، گوسفندانشان را به صاحب کشتزار بدهند تا از شير و پشم آن استفاده نمايد و در باغ صاحب کشتزار مشغول کار شوند تا آن را به حالت اوليه برگردانند، و وقتي باغ به حالت  اوليه اش برگشت صاحب کشتزار گوسفندان آنها را باز پس دهد، و آنها نيز باغ را تحويل داده و هر يک مال خودش را ببرد و اين از کمال فهم و زيرکي سليمان عليه السلام بود. بنابراين فرمود: (فَفَهَّمْنَهَا سُلَيْمَانَ) شيوۀ درست قضاوت را در اين قضيه به سليمان فهمانديم. و اين بدان معني نيست که در ديگر موارد به داود فهم و بينش نداده است، بلکه اين را به طور ويژه بيان کرد، به دليل اينکه فرمود: (وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا) و به هر يک از آن داود و سليمان دانش و حکمت آموختيم، اين بيانگر آن است که حاکم و قاضي گاهي درست قضاوت مي نمايد، و به حق مي رسد، و گاهي اشتباه مي کند، و اگر اشتباه کند مورد ملامت و سرزنش نيست، به شرطي که کوشش خود را کرده باشد. 
سپس آنچه را که به هر يک از آنها اختصاص داد، بيان نمود و فرمود: (وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ) و کوهها را در ذکر و تسبيح با او همراه کرديم. و بيان نمود که داود بيش از همۀ مردم عبادت مي کرد و ذکر و تسبيح و تمجيد خدا را مي گفت، و خداوند آنچنان صداي زيبا و دلکشي را به او داده بود که به هيچ يک از مردم نداده بود، پس وقتي تسبيح مي گفت و ستايش خود را مي کرد کوههاي جامد و پرندگان زبان بسته را با او همصدا مي شدند، و اين فضل و احسان خدا بر او بود