رَبَةٍ يا به  مسکيني  خاک  نشين
ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ تا از کساني  باشد که  ايمان  آورده  اند و يکديگر را به  صبر سفارش  کرده   اند و به  بخشايش
أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ اينان  اهل  سعادتند
وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ و کساني  که  به  آيات  ما کافرند اهل  شقاوتند
عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ نصيب  آنهاست  آتشي  که  از هر سو سرش  پوشيده  است.
خداوند متعال قسم مي خورد« بِهَذَا الْبَلَدِ» به اين شهر امن، و آن مکّه ي مکرّمه است؛ ارجمندترين همه ي شهرها به طور مطلق، و به ويژه به هنگام ساکن بودن پيامبر(ص) در آن. « وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ» و قسم مي خورد به آدم و ذريه اش. و آنچه که بر آن قسم ياد شده است عبارت است از فرموده ي خداوند:« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ» احتمال دارد منظور سختي هايي است که انسان در دنيا و در برزخ و در روز قيامت از آن رنج مي برد و بايد کاري کند که از اين سختي ها راحت شود و براي هميشه شاد و مسرور گردد. 
اگر چنين نکند همواره از عذاب سخت رنج خواهد برد. بنابراين معني آيه اين است: و احتمال دارد که معني آيه اين باشد که خداوند انسان را در بهترين شکل آفريده است که مي تواند کارهاي سخت را انجام دهد. با وجود اين او شکر اين نعمت بزرگ را به جاي نياورده و به تندرستي مغرور شده و سرکشي کرده و از روي ناداني و ستمگري گمان برده که اين حالت ادامه دارد و همواره قدرت تصرف خواهد داشت. بنابراين فرمود:
« أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ» آيا انسان گمان مي برد که کسي بر او توانايي ندارد و از اين رو سرکشي مي کند؟! او به خاطر اموالي که براي شهوات نفس خود خرج کرده است افتخار مي کند و مي گويد:« أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا» من مال فراواني را تباه و حيف و ميل نموده ام. خداوند اتفاق در راه شهوت ها و گناهان را هلاک کردن ناميد چون خروج کننده از اين اتفاق سودي جز پشيماني و زيان و خستگي و کمبود حاصل نمي کند. اما کسي که در راه خشنودي خداوند دارايي خود را خرج کرده باشد با خداوند داد و ستد مي نمايد و چندين برابر آنچه خرج کرده، سود و فايده به دست مي آورد.
خداوند کسي را که اموالش را در راه شهوت ها خرج کرده ، سود و فايده به دست مي آرود. خداوند کسي را که اموالش را در راه شهوت ها خرج کرده و به اين کار خود افتخار مي کند، تهديد نموده و مي فرمايد:« أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ» آيا او با اين کارش گمان مي برد که خداوند او را نمي بيند و در برابر هر کار کوچک و بزرگي محاسبه اش نمي  کند؟ نه، چنين نيست، بلکه خداوند او را ديده و اعمالش را ثبت و ضبط مي کند است و فرشتگان را بر او گماشته است که کار نيک و بد او را مي نويسند. 
سپس نعمت هاي خود را برشمرد و فرمود:« أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ؛ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ» آيا براي او دو چشم قرار نداده ايم؟ و زبان و دو لب نيافريده ايم؟ هدف از خلقت اين سه عضو زيبايي و ديدن و حرف زدن است  و ديگر فوايدي که در آنها نهفته است. پس اين ها نعمت هاي دنيا هستند.
سپس درباره نعمت هاي دين سخن به ميان آورد و فرمود:« وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ» و او را به دو راه خير و شر رهنمودن شده ايم و هدايت را از گمراهي برايش مشخص کرده ايم. پس برخورداري از اين نعمت هاي فراوان اقتضا مي کند که بنده حقوق خداوند را ادا نمايد و شکر نعمت هايش را به جاي آورد و از نعمت ها براي انجام گناه کمک نگيرد، ولي اين انسان چنين نکرده است.
« فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» از گردنه عبور نکرده است چون او از هواي نفس خود پيروي مي کند و گذشتن از اين گردنه برايش بسيار سخت است. سپس گردنه را تفسير کرد و فرمود:« فَكُّ رَقَبَةٍ» آزاد کردن برده و يا کمک کردن  او براي اين که پول آزادي خود را بپردازد. و آزاد کردن مسلماني که نزد کافران اسير است بهتر و مهمتر است.
« أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ» در زمان گرسنگي به مردمي که به شدت نيازمندند خوراک بدهد. « يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ» به يتيمي خوراک بدهد که هم يتيم است و هم خويشاوند. 
« أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ» بينوايي که به خاطر نيازمندي به خاک چسبيده و سخت درمانده است. « ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا» سپس بايد او از زمره کساني باشد که با دل هايشان به آنچه ايمان آوردن به آن واجب است ايمان آورده اند و با عضا و جوارح خود کارهاي شايسته کرده اند پس هر سخن يا کار واجب و مستحبي در اين داخل است. 
« وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» و بايد از کساني باشد که يکديگر را بر صبر و شکيبايي بر اطاعت خداوند و دوري از گناهان و شکيبايي در برابر حوادث دردناکي که رخ مي دهد توصيه مي کنند. و توصيه نمودن همديگر بر صبر در برابر امور مذکور بايد به اين صورت باشد که يکديگر را تشويق و ترغيب نمايند تا در مقابل امر مبني بر آن صبر فرمانبردار باشند، و هرکاري کنند که اين فرمان الهي به طور کامل در آنان تحقق پيدا کند، بدون آنکه هيچ عدم رضايتي در اين زمينه در دل آنان وجود داشته باشد. 
« وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ» همچنين يکديگر را به مهرباني و با مردم کمک به  مستمندان و برآوردن نيازهاي ديني و دنيوي آنان سفارش مي کنند. و بايد آنچه براي خود مي پسندد براي ديگران نيز بپسندد و آنچه براي خود نمي پسندد براي ديگران نيز نپسندد.
« أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ» کساني که داراي چنين صفاتي باشند و خداوند به آن ها توفيق داده تا از گردنه عبور کنند اهل سعادتند، چون حقوق خداوند و بندگانش را ادا کرده و آنچه را که خداوند از آن نهي فرموده ترک گفته اند و اين نشان و علامت خوشبختي است.
« وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ؛ عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ» و کساني که کفر ورزيده و اين امور را پشت سر انداخته و خداوند را تصديق نکرده و به او ايمان نياورده و کاري شايسته  انجام نداده و بر بندگان خدا رحم نکرده اند اينان اهل شقاوت وبدبختي هستند و آتشي بر آنان گمارده شده است که درهايش به درازي است تا از آن بيرون نيايند و در سختي و اندوه قرار گيرند.
پايان تفسير سوره ي بلدمکي و 15 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 15-1:
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا سوگند به  آفتاب  و روشني  اش  به  هنگام ، چاشت  ،
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا و سوگند به  ماه  چون  از پي  آن  بر آيد ،
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا و سوگند به  روز چون  گيتي  را روشن  کند ،
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا و سوگند به  شب  چون  فرو پوشدش  ،
وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا و سوگند به  آسمان  و آن  که  آن  را برآورده  ،
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا سوگند به  زمين  و آن  که  آن  را بگسترده  ،
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا و سوگند به  نفس  و آن  که  نيکويش  بيافريده
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا سپس  بديها و پر