 گزارد باز مي داري! به من بگو بنده نمازگزار که بر هدايت و شناخت حق و عمل کردن به آن است و ديگران را به پرهيزگاري امر مي کند شايسته است بازداشته شود؟ آيا بازداشتن او بزرگترين مخالف با خدا و  مبارزه با حق نيست؟ کسي از اين اعمال نيک نهي مي کند که خودش بر هدايت نيست و ديگران را به آنچه که خلاف پرهيزگاري است فرمان مي دهد.
« أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى؛ أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى» اگر بازدارنده حق را تکذيب کند و از فرمان الهي روي برتابد آيا از خداوند و کيفر او نمي ترسد؟ آيا نمي داند که خداوند آنچه را که او انجام مي دهد مي بيند؟ سپس خداوند او را تهديد کرد و فرمود:« لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ» اگر از آنچه مي گويد و  انجام مي دهد بازنيايد به شدّت پيشاني او را خواهيم کشيد، و سزاوار چنين چيزي مي باشد، چون آن « نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ» پيشاني دروغگوي پرهيزگار است و در گفته هايش دروغ مي گويد و کارهايش اشتباه و گناه است. 
« فَلْيَدْعُ نَادِيَه» کسي که عذاب بر او قطعي گرديده بايد اهل مجلس و ياران و اطرافيانش را فرابخواند تا او را در رفع بلايي که بر وي  فروده آمده ياري نمايند. « سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ» و ما هم نگهبانان جهنم را براي فروگرفتن و کيفر دادن او فرا مي خوانيم. پس بايد ديد که از دو گروه کدام يک قوي تر و تواناتر است؟ پس اين است حالات کسي که نهي مي کند و بازمي دارد و اين است کيفر او.
اما کسي که از عبادت بازداشته مي شود خداوند به او فرمان مي دهد که به اين نهي کننده گوش ندهد و از نهي او اطاعت نکند. پس فرمود:« كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ  » از او  اطاعت مکن چون او جز به آنچه که زيان و ضرر هر دو دنيا است فرمان نمي دهد و براي پروردگارت سجده کن و با سجده و انواع عبادت ها خود را به او نزديک گردان چون همه اين ها انسان را به رضايت خدا نزديک مي نمايد. 
و اين هر نهي کننده اي از خير و هر آن که از آن نهي شده است شامل مي گردد. گرچه  اين در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتي که پيامبر خدا را از نماز خواندن نهي کرد و پيامبر را شکنجه و آزار داد. 
پايان تفسير سوره علقمکي و 5 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 5-1:
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ما در شب  قدرش  نازل  کرديم
وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ و تو چه ، داني  که  شب  قدر چيست  ?
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب  قدر بهتر از هزار ماه  است
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ در آن  شب  فرشتگان  و روح  به  فرمان  پروردگارشان  براي  انجام  دادن  کارها  نازل  مي  شوند
سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ  آن  شب  تا طلوع  بامداد همه  سلام  و درود است.
خداوند با بيان فضيلت قرآن و بلندي مقام آن مي فرمايد:« إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» ما قرآن را در شب قدر نازل کرديم. خداوند قرآن را در ماه رمضان و در شب قدر نازل کرد و به وسيله آن رحمتي عام بر بندگان فرود آورد که بندگان توانايي سپاس گزاري آن را ندارند. و بدان جهت «شب قدر» ناميده شده که قدر و مقام آن بالاست و نزد خداوند فضيلت دارد. و چون در شب قدر اجل و روزهاي سال مقدر مي گردد.
سپس اهميت آن را بيان کرد و فرمود:« وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ» تو چه مي داني که شب قدر چيست؟ يعني شبي مهم و با ارزش و داراي اهميت زيادي است و فضيلت آن« َخيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍم با هزار ماه برابر است. پس عملي که در شب قدر انجام شود از عمل هزار ماه که شب قدر در آن نباشد، بهتر است. و اين از چيزهايي است که عقل در آن حيران مي ماند، زيرا خداوند بر اين امت ضعيف با شبي منت گزارده که عمل در آن از هزار ماه بيشتر و بهتر است، هزار ماه، هشتاد و اندي سال است که سن يک  انسان است، انساني که عمر درازي کرده باشد.
« تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ»  فرشتگان زيادي و جبرئيل با اجازه پروردگارشان نازل مي شوند و آن شب از هر آفت و شري سالم است. چون خير آن فراوان مي باشد.« سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ  » آن شب از غروب تا صبح از هر شر و آفتي سلامت خواهد بود.
احاديث فراواني در مورد فضيلت شب قدر و  اين که شب قدر در رمضان است و در دهه اخير آن و به خصوص در شب هاي طاق آن است، وارد شده است. و اين هر سال تا قيام قيامت تکرار مي شود. بنابراين پيامبر (ص) در دهه اخير رمضان زياد عبادت مي کرد و به اعتکاف مي نشست به اميد اين که «ليلة القدر» را دريابد. والله اعلم.مدني و 8 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 8-1:
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ کافران  اهل  کتاب  و مشرکان  دست  بر ندارند، تا برايشان  برهاني  روشن  بيايد:
 
رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً پيامبري  از جانب  خدا که  صحيفه  هاي  پاک  را مي  خواند
فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آنها نوشته  هايي  است  راست  و درست
وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَةُ و اهل  کتاب  پراکنده  نشدند مگر از آن  پس  که  برايشان  برهاني  روشن  آمد
وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ و، آنان  را جز اين  فرمان  ندادند که  خدا را بپرستند در حالي  که  در دين   اواخلاص  مي  ورزند  و نماز گزارند و زکات  دهند  اين  است  دين  درست  و  راست
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ از اهل کتاب  ، آنها که  کافرند و نيز مشرکان  ، در آتش  جهنمند و در آن   همواره  خواهند بود اينان  بدترين  آفريدگانند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ کساني  که  ايمان  آورده  اند و کارهاي  شايسته  مي  کنند بهترين  آفريدگانند
جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ  پاداششان  در نزد پروردگارشان  بهشتهايي  است  جاويد که  در آن  نهرها جاري ، است   تا ابد در آنجايند  خدا از آنها خشنود است  و آنها از خدا  خشنودند و اين  خاص  کسي  است  که  از پروردگارش  بترسد.
خداوند متعال مي فرمايد کافران اهل کتاب؛ يهود  ونصارا و مشرکان از ساير ملّت ها همواره بر کفر و گمراهي خود خواهند بود و گذر زمان چيزي جز کفر بر آنان نمي افزايد تا اين که حجت بديشان برسد. سپس اين حجت و دليل را تفسير کرد و فرمود:
« 