م تو آن را ميداني، تو ميداني آنچه در نفس من است، و من آنچه را در نفس تو است نميدانم. بيگمان تو داناي پنهانيها هستي من به آنان جز آنچه مرا به آن فرمان دادهاي، نگفتهام، و آن اينكه خدا را پرستش كنيد كه پروردگار من و شماست».
و خداوند متعال ميفرمايد: و يوم يحشرهم جميعاً ثم يقول للمئكه اهولا اياكم كانوا يعبدون قالوا سبحنك انت ولينا من دونهم بل كانوا يعبدون الجن اكثرهم بهم مؤمنون و روزي كه همة آنان را گرد ميآورد، سپس به ملائكه ميگويد: «آيا اينها شما را پرستش كردهاند؟» گويند: «پاك هستي! تو به جاي آنها ياور ما هستي، بلكه جنها را پرستش ميكردند، و بيشترشان به آنها ايمان داشتند».
و اذا حشر الناس كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كافرين و هنگامي كه مردم گرده آورده شوند آنان دشمن ايشان خواهند شد و به عبادت آنها كفر ميورزند.
پس وقتي خودشان را تبرئه كردند و اعلام نمودند كه مردم را براي پرستش غيرخداوند فرا نخوانده و آنها را گمراه نكردهاند، عامل گمراهي مشركين را بيان مينمايند، پس گويند: وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ بلكه آنان و پدرانشان را از لذتها و شهوات دنيا و خواستههاي نفساني بهرهمند ساختي، حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ تا اينكه به لذتهاي دنيا مشغول شدند، و به شهوتهاي روي آوردند و به دنيا چسبيدند و دينشان را از دست دادند، و ياد خدا را فراموش كردند وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا و آنها گروهي بودند كه خيري در آنها نبود و شايستة كار درستي نبودند. پس مانعي را كه آنان را از پيروي نمودن از هدايت بازداشت، بيان كردند، و آن را برخورداري از دنيا- دنيايي كه آنان را از هدايت باز داشت- و نبودن مقتضي هدايت بود، و نبودن مقتضي هدايت يعني آنان سزاوار هدايت نيستند، و وقتي كه مقتضي هدايت در كار نباشد و مانع آن وجود داشته باشد هر شر و هلاكتي در آنان يافت ميشود.
وقتي معبودانشان از آنها بيزاري جستند خداوند با نكوهش و سرزنش به پرستش كنندگان مشرك فرمود: فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ شما كه ميگفتيد اينان ما را منحرف كرده و به عبادت خود فرا خواندند، و به ما قول دادند كه در نزد خدا بر ايمان شفاعت كنند، اينك شما را تكذيب كرده و به بزرگترين دشمنان شما تبديل شدهاند! پس عذاب بر شما ثابت و محقق است. فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا پس شما نميتوانيد عذاب را از خود بازگردانيد؛ و نميتوانيد فديه و بلاگرداني بپردازيد.
 وَلَا نَصْرًا و نميتوانيد خود را ياري كنيد، چون ناتوان هستيد و ياري كنندهاي نداريد. اين حكم گمراهان جاهلي است كه تقليد ميكنند كه حكم بسيار بدي است، و سرنوشت زشتي نيز در انتظار آنان است. ولي كسي از آنها كه حق را دانسته اما از آن روي برتافته است، خداوند در حق او ميفرمايد: وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ و هر كس از شما از روي ستم و عناد حق را ترك گفته و ستمگري نمايد، نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا عذاب بزرگي بدو ميچشانيم كه اندازة آن را نميتوان دريافت.
سپس خداوند متعال در پاسخ تكذيب كنندگان كه ميگفتند: مال هذا الرسول ياكل الطعام و يمشي في الاسواق اين پيامبر چرا غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود، فرمود: وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ ما پيامبران را جسمهايي نيافريدهايم كه غذا نخورند، و نيز آنان را فرشته نگرداندهايم، پس آنان الگوي تو هستند، و اما فقر و توانگري آزمايش و حكمتي است از جانب خدا همانطور كه فرموده است: وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً و برخي از شما را وسيله امتحان و آزمايش برخي ديگر قرار دادهايم.
پس پيامبر آزمايشي است براي كساني كه به سوي انها فرستاده شده تا فرمانبرداران از نافرمانان جدا شوند. و پيامبران را با فراخواندن مردم مورد آزمايش قرار داديم. و توانگري آزمايشي است براي فقير، و فقر آزمايشي است براي ثروتمند و اينگونه تمام آفريدهها در اين جهان آزموده ميشوند، و اين دنيا سراي آزمايش و امتحان و گرفتار شدن به مصيبت است، و هدف از اين آزمايش اين است أَتَصْبِرُونَ [تا معلوم شود] كه آيا شكيبايي ميورزيد؟ و وظيفة خود را انجام ميدهيد؟ پس خداوند شما را پاداش ميدهد. يا اينكه شكيبايي نميكنيد و سزاوار مجازات ميشويد. وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا و پروردگارت بيناست و به احوال شما آگاه ميباشد. و هر كس را كه شايستة رسالت خود بداند برميگزيند، و فضايل خود را به او اختصاص ميدهد. و كارهايتان را ميداند و شما را بر آن سزا و جزا ميدهد؛ اگر كارهايتان خوب باشد به شما پاداش نيك، و اگر بد باشد به شما سزاي بد ميدهد.وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًاو كساني كه به لقاي ما اميد ندارند، ميگويند: «چرا فرشتگان پيش ما نميآيند؟ يا چرا پروردگار خود را نميبينيم؟». به راستي آنان خويشتن را بزرگ پنداشتند و سخت سركشي كردند.
يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا روزي كه فرشتگان را ميبينند، آن روز گناهكاران هيچ مژدهاي ندارند و ميگويند: «نصيبي جز حرمان نداريد».
وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا و ما به سراغ تمام اعمالي كه آنان انجام دادهاند، ميرويم سپس آن را چون غبار بر باد رفته ميگردانيم.
كساني كه پيامبر و وعده و وعيد خدا را تكذيب كردند. و آنها كه در دلشان هراسي از هشدار خدا و تهديد او، و اميدي به ملاقات پروردگار نداشتند، گفتند: لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا چرا فرشتگان بر ما فرود نميآيند كه بر صحت رسالت تو گواهي دهند، و تو ار تاييد نمايد؟ و يا به صورت پيامبر فرستاده نشدهاند؟ و چرا ما پروردگار خود را نميبينيم كه با ما گفتگو كند و به ما بگويد اين پيامبر من است و از او پيروي كنيد؟ اين مخالفت با پيامبر به وسيلة چيزي است كه نميتواند ابزاري براي مخالفت باشد، زيرا آنها از روي تكبر و خود بزرگبيني چنين ميگفتند.
لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ همانا آنها خود را بزرگ پنداشتند كه چنين پيشنهاد نمودند و چنين جرأتي به خود دادند. مگر شما اي نيازمندان بيچاره! كي هستيد كه ميخواهيد خداوند را ببينيد، و گمان ميبريد اثبات رسالت و نبوت منوط به آن است؟! و چه تكبري بزرگتر از اين است؟! وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًاو سخت سركشي كردند. و در برابر حق به شدت مقاومت و سنگدلي نمودند، پس دلهاي آنان از سنگ سختتر و از آهن سفتتر شد و در برابر پذيرش حق نرم نگرديد، و به سخن اندرزگويان و خيرخواهان گوش ندادند. بنابراين آنگاه كه بيم دهنده به نزد آنها آمد موعظه و پند دادن در آنها كارساز نگرديد و آنان از حق پيروي نكردند، بلكه در مقابل راستگوترين مر