 ميكرديد؟».
مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ [معبودهايي] غير از خدا، آيا شما را ياري ميكنند يا خويشتنرا ياري ميدهند؟».
فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ پس، آنان و گمراهان پياپي در آن [جهنم] افكنده ميشوند.
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ و [نيز] لشكريان شيطان همگي [به دوزخ افكنده ميشوند].
قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ آنان در آنجا به كشمكش ميپردازند و ميگويند:
تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ «سوگند به خدا ما در گمراهي آشكاري بوديم».
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر ميساختيم.
وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ و ما را جز گناهكاران گمراه نكردهاند.
فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ [اينك] ما هيچ شفاعت كنندهاي نداريم.
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ و هيچ دوست صميمي و دلسوزي [نداريم].
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ كاش [به دنيا] بر ميگشتيم تا از زمرة مؤمنان ميشديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ بيگمان در اين نشانهاي است، و بيشترشان مؤمن نيستند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ و قطعاً پروردگارت توانا و مهربان است.
به همين جهت از حالات آن روز بزرگ، و پاداش و سزاي آن سخن به ميان آورده و فرمود: وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ بهشت براي كساني كه از پروردگارشان پروا داشتهاند نزديك است؛ كساني كه دستورات خداوند را به جاي آورده، و از آنچه او نهي كرده دوري نموده، و از ناخشنودي و عذاب وي پرهيز كردهاند.
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ و جهنم براي گمراهان آشكار ميشود، و با همة عذابي كه در آن وجود دارد برايشان آماده ميگردد. لِلْغَاوِينَ كساني كه از فرمان الهي سرپيچي كرده و مرتكب كارهاي حرام شده و پيامبرانش را تكذيب كرده و حقي را كه پيامبران آوردهاند رد ميكنند. و به آنان گفته ميشود: أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ كجايند معبوداني كه به جاي خدا پرستش ميكرديد، آيا شما را كمك ميكنند، يا خود را ياري ميدهند؟! يعني نميتوانند هيچ يك از اين كارها را بكنند، و دروغ و رسوايي آنها آشكار ميشود، و زيانمندي و ضرر و خواري و رسوايي و پشيمانيشان آشكار ميگردد، و تلاش آنها بيهوده و بينتيجه ميماند. پس معبوداني كه عبادت ميشدند و گمراهاني كه آنها را عبادت ميكردند همه در جهنم انداخته ميشوند.
ولشكريان شيطان از قبيل انسانها و جنهايي كه شيطان آنها را به سوي گناهان و شرك ورزيدن و ايمان نياوردن ميكشاند و بر آنها مسلط ميگردد و در نتيجه از دعوتگران راه شيطان ميشوند و در راستاي خشنودي شيطان تلاش مينمايند و مردم را به اطاعت از شيطان فرا ميخوانند و ديگران از آنان تقليد ميكنند، قالُوا لشكريان گمراه شيطان به بتهايي كه عبادت ميكردند، ميگويند:تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ سوگند به خدا كه ما در گمراهي آشكاري بوديم، چرا كه شما را در عبادت و محبت و ترس و اميد با خدا برابر ميداشتيم، و همانطور كه خدا را ميخوانديم، شما را هم به فرياد ميطلبيديم. پس در اين هنگام گمراهياشان براي آنها آشكار ميگردد، و به گناه خود اعتراف ميكنند. و خداوند در كيفر آنان عادلانه رفتار ميكند، و كيفر و سزاي آنها به جاست. و آنها معبودان و بتها را فقط در عبادت و پرستش با خداوند برابر ميدانستند نه در آفرينش، چون ميگويند: بربالعلمين با پروردگار جهانيان پس آنها اقرار مينمايند كه خداوند پروردگار همة جهانيان است، كه بتهايشان نيز از زمرة جهانياناند.
وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ يعني گناهكاران و پيشوايان گمراهي ما را گمراه كردند و به فساد و تباهي كشاندند و مردم را به سوي آتش جهنم فرا خواندند.
فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ اينك ما هيچ شفاعت كنندهاي نداريم كه براي ما شفاعت كند و ما را از عذاب خدا نجات بدهد.
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ و هيچ دوست نزديك و مهربان و صميمي نداريم كه كوچكترين فايدهاي به ما برساند، آنطور كه در دنيا دوستان صميمي آديم را ياري ميكنند. پس آنها از هر خيري نااميد شده، و به سزاي كارهايي كه انجام دادهاند گرفتار ميشوند، آرزو ميكنند كه به دنيا بازگردند تا كارهاي شايسته انجام دهند.
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً اي كاش يك بار به دنيا برگردانده ميشديم! فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ تا از زمرة مؤمنان گشته و از عذاب نجات يافته و سزاوار پاداش شويم. اما بعيد است، و آنها راهي به آنچه ميخواهند ندارند، و هر دري به روي آنان بسته شده است. إِنَّ فِي ذَلِكَ بيگمان در آنچه براي شما بيان و توصيف نموديم، لَآيَةً نشانه و پندي است براي شما وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ اما با وجود آمدن نشانههاي فراوان بيشترشان ايمان نياوردند.كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ  قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ چون برادرشان نوح به آنان گفت: «آيا پروا نميداريد؟»
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ همانا من برايتان رسولي امين هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ من در مقابل اين دعوت هيچ مزدي از شما نميخواهم مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست. 
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس از خداوند بترسيد و از من اطاعت كنيد.
خداوند متعال با اشاره به تكذيب شدن نوح از سوي قومش، و جوابي كه نوح به آنان داد، و نيز با بيان سرنوشت همگي آنان فرمود: كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ قوم نوح همة پيامبران را تكذيب كردند، چون تكذيب نوح به مثابة تكذيب همة پيامبران است، زيرا همة پيامبران بر يك دعوت هستند و خبر واحدي را ميرسانند. پس تكذيب يكي از پيامبران به معني تكذيب حقيقتي است كه آنها آوردهاند إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ و برادر نسبي خود به نوح را تكذيب كردند، وقتي كه به آنها گفت: أَلَا تَتَّقُونَ آيا از خدا نميترسيد تا بر اثر ترس و پرواي الهي بتپرستي را رها كرده و خالصانه خدا را بپرستيد؟!
خداوند پيامبري را به ميان هر قومي مبعوث كرده باشد، آن را از ميان همان قوم انتخاب كرده است. يعني آن پيامبر فردي از همان قوم بوده است، تا براي آنان سخت و ناخوشايند نباشد كه از وي تبعيت نمايند. نيز تا اصل و نسبت ايشان را بشناسند و نيازي به اين نداشته باشند كه در مورد اصل و نسب وي تحقيق نمايند.پس نوح بسيار با مهرباني- همانطور كه شيوة همة پيامبران است- خطاب به آنها گفت: آيا از خدا پروا نميداريد؟إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ همانا من برايتان رسولي امين هستم. و چون او به طور مخصوص به سوي آن