اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا، فَإِنْ اشْتَجَرُوا فَالسُّلْطَانُ وَلِيُّ مَنْ لَا وَلِيَّ لَهُ».[2] 

[هر زنی که بدون اذن ولیّ نکاح شود؛ نکاحش باطل است؛ باطل است؛ باطل است؛ چنانچه شوهر به آن زن دخول نمود، مهر برایش ثابت مي‌شود، اگر اختلاف نمودند سلطان و حاکم، ولیّ کسی است که ولیّ ندارد.] 

ابوداود طیالسی این روایت را با الفاظ ذیل آورده است « لَا نِكَاحَ إِلَّا بِوَلِيٍّ ، و أَيُّمَا امْرَأَةٍ نَكَحَتْ بِغَيْرِ إِذْنِ وَلِيِّهَا فَنِكَاحُهَا بَاطِلٌ، فَنِكَاحُهَا بَاطِلٌ، فَنِكَاحُهَا بَاطِلٌ، فإن لم يَکُن لها وَلیُّ فالسُّلْطَانُ وَلِيُّ مَنْ لَا وَلِيَّ لَهُ ».[3]

[نکاح بدون ولیّ صحیح نیست و هر زنی که بدون اذن ولیّ نکاح شود؛ نکاحش باطل است؛ باطل است؛ باطل است. سلطان و حاکم، ولی کسی است که ولی ندارد.]

امام ابن المنذر گوید: هیچ فردی از صحابه در این موضوع مخالفت ننموده است.

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (18/141-143)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. احمد (4، 394، 413، 418)، ابوداود(2085)، ترمذی(1101) ابن ماجه (1881)، ابن حبان (4077،4078، 4083، 4090)، ابن حبان آن را صحیح دانسته است، حاکم 2/169-172 (2710-2717، حاکم آن را صحیح دانسته است و ذهبی با او موافق است
[2] احمد (6/47، 66، 165) ابوداوود (2083) ترمذی (1102) لفظ حدیث از ترمذی است و گفته «حدیث حسن»، ابن ماجه (1879)، ابن حبان (4074)، حاکم 2/168-169، 2706-2709) حاکم آن را صحیح دانسته است. آلبانی آن را صحیح دانسته است در صحیح سنن ابی داوود(1835)
[3]. مسند ابي داود طيالسي 1/206(1463)[52] ولیّ زن چه کسی است؟ 

س: دختری به سن بلوغ رسیده است و کسی را بعنوان ولیّ ندارد، در شهر قاضی هم نیست، آیا امیر شهر مي‌تواند به عنوان ولی تعیین شود و ایشان را ازدواج دهد؟

ج: اولیاء زن به ترتیب عبارت هستند از: پدر، پدر بزرگ... به همین ترتیب. سپس، پسر، نوه... به همین ترتیب، برادر پدری و مادری، سپس برادر پدری، سپس نزدیکترین عصبه به ترتیبی که در میراث به عنوان عصبه قرار مي‌گیرند، سپس سلطان و پادشاه؛ حاکم شرعی مي‌تواند به عنوان نایب سلطان قرار بگیرد.

اما امیر و یا همان رئیس اداره نیابتش فقط در امور مربوطه است. بنابراین امیر نمي‌تواند به عنوان ولیّ قرار گیرد، بلکه قاضی باید به عنوان ولیّ تعیین شود. آن هم در صورتی که ولیّ اقرب مثل پدر، و یا پسر و... نباشند. 

تمام شهرهای کشور ما دارای قاضی هستند که باید به او مراجعه شود. 

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (18/143)[53] وجود شاهد شرط صحت عقد است

س: حکم نکاح تفویض چیست؟ یعنی نکاحي که در آن مهریه تعیین نگردد؛

آیا موافقت ولیِّ زوجه بدون حضور دو شاهد، در عقد نکاح کافی است یا حضور دو شاهد، لازم است؟

ج: موافقت ولیّ زوجه وزوج به تنهایی برای عقد نکاح کافی نیست؛ بلکه وجود دو شاهد عادل هنگام اجرای صیغه‌ي عقد الزامی است؛ بدلیل این حدیث « لا نِكَاحَ إِلا بِوَلِيٍّ، وَشَاهِدَيْ عَدَلٍ »[1]

[عقد نکاح بدون ولیّ و دو شاهد عادل منعقد نمي‌شود.]

زیرا عقد نکاحی که تنها با موافقت ولیّ زوجه و زوج صورت پذیرد، وسيله‌اي است به سوی زنا، بنابراین حضور دو شاهد الزامی است. 

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (18/182)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . الدار قطني (3/227،226) و الطبراني في (الأوسط) (9291) و ابن حبان (4075) و البيهقي في الكبري (20313،13497،13496) من حديث عائشة رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا   و أخرجه من حديث  عمران  بن حصين رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ :عبدالرزاق في (مصنفه) (10473) و الطبراني في (الكبير) 18/142(299) و البيهقي في (الكبري) (13498) و أخرجه من حديث ابن مسعودرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ : الدار قطني (3/225)  و أخرجه من حديث ابن عباس    رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ  الدار قطني (3/221) و البيهقي في (الكبري) (13494) و أخرجه من حديث جابر رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ : الطبراني في (الأوسط) (5564). و أخرجه من حديث ابن عمررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ الدار قطني (3/225) و أخرجه من حديث أبي هريرة رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ : الطبراني في (الأوسط) (6366) قال في (فيض القدير) 6/438 :«قال الذهبي في المهذَّب :إسناده صحيح» قلت: وهو بمجموع طرقه الكثيرة يصل إلي مرتبة الحسن لغيره علي أقل تقدير.[54] شهادت خویشاوندان صحیح است بجز افراد سببی و نسبی

س: آیا عقد نکاح با وجود دو شاهد از خویشاوندان زوجه یا زوج و یا ولیّ، صحیح است، مانند برادر، و پدر بزرگ؟

زیرا برخی افراد مي‌گویند: چنین عقدی صحیح نیست و برخی مي‌گویند: چنین عقدی صحیح است. لطفاً در این مورد توضیح دهید؟

ج: عقد نکاح با حضور دو شاهد عادل از خویشاوندان زوجین، صحیح است؛ مشروط به این که شهود از افراد سببی ویا نسبی زوجین نباشند. افراد سببی مانند: پدر، پدر بزرگ و... افراد نسبی مانند پسر، نوه و...

زیرا در صورتی که شهود از این خویشاوندان نباشند از طرف دیگران متهم نمي‌شوند.

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (18/148) [55] حضور چند شاهد بر عقد نکاح به منزله‌ي اعلان نکاح است

س: سؤال بنده این است که در عقد ازدواجی، ایجاب و قبول بین ولی زوجه و زوج، در حضور چهار مرد، صورت گرفته است. پس از آن عقد نکاح برای برخی از افراد نه همه‌ي افراد اعلان شده است؛ آیا این اعلان برای عقد نکاح کافی است، آیا این عقد ازدواج صحیح است یا خیر؟

ج: اگر حقیقت امر آنگونه باشد که در سؤال مطرح است، مي‌توان گفت که این عقد صحیح است، بستن عقد نکاح در حضور شاهدان بمنزله‌ي اعلان نکاح است؛ اگر چه فقط در حضور دو شاهد باشد.

وبالله التوفيق، و صلي الله علي نبينا محمد و آله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (19/117) [56] حکم به دست كردن انگشتر نامزدی

س1: حکم به دست كردن انگشتری که از جنس طلا نباشد، چيست؟ کسانی که متأهل هستند انگشتر را در دست چپ مي‌گذارند و کسانی که تازه برای خواستگاری مي‌روند آن را در دست راست مي‌گذارند.

ج 1: ما در شریعت اسلامی اصلی برای این کار سراغ نداریم، بهتر آن است که چنین کاری صورت نگیرد، اعم انگشتر نقره‌ای یا غیر آن؛ اما پوشیدن انگشتر طلا برای مردان حرام است؛ «اَنَّ الرَّسولصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَنَهَی الرجل عن التَّخَتَُّم بالذَّهب»[1] [رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مردان را از پوشیدن انگشتر طلا نهی فرمودند.]

س 2 : حکم استفاده از انگشتر نقره برای مردان؟

ج 2: پوشیدن انگشتر برای مردان و زنان از امور مبتدعه است، و در مواردی حرام است. 

زیرا برخی از افراد معتقدند انگشتر سبب پیوند محبت و دوستی بین زن و شوهر مي‌شود، تا جایی که به ما خبر داده‌اند که شوهر بر انگشتر خود اسم همسر خودش را مي‌نویسد و خانم بر ان