صرار می کردند. من با این که او را نمی خواستم با او ازدواج کردم، آنگاه بعد از ازدواج آن دختر جنّ زده شد. بعد از مدتی الله تعالی او را شفا داد.

 من هنوز به خاطر رفتار ناپسندش او را دوست ندارم و کوشیده ام که به خاطر اطاعت از پدر و مادرم او را دوست داشته باشم؛ اما نمی توانم. بنابراین می خواهم او را طلاق دهم ولی از ناراحتی پدر و مادرم می ترسم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

ج: اگر شما این زن را به خاطر مسایل روانی یا اخلاقی دوست ندارید، می توانید او را طلاق دهید؛ گرچه پدر و مادرت بر طلاق او موافق نباشند. زیرا آنها نمی توانند تو را مجبور به زندگی با او بکنند.

 رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  می فرماید:[ إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي الْمَعْرُوفِ][1] « اطاعت در کار خوب، واجب است».

 همچنین اگر با اطاعت از آنها او را نگاه داری، مقاصد ازدواج تحقق نمی یابند. 

وبالله التوفیق و صلی الله علی نبینا محمد و آله و صحبه و سلم

 فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (18/136)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  قسمتی از حدیثی که بخاری(7257،7145،4340) و مسلم (1840) روایت کرده اند.[124] اگر مادر بدون دلیل از فرزندش خواست که زنش را طلاق دهد، نباید از او اطاعت کرد. 

س: با زنی ازدواج کردم و از او صاحب چند فرزند هستم، امّا بعد از مدتها مادرم از من می خواهد که زنم را بدون دلیل و بی آنکه عیبی در دینداری داشته باشد؛ بلکه فقط چون او نمی خواهد، طلاق دهم. خواهر و بعضی از اهل خیر کوشیدند تا مادرم را قانع کنند؛ اما او به هیچ چیزی جز این که زنم را طلاق دهم قانع نگردید و از خانه قهر کرد و با یکی از دخترانش زندگی می کند. من با بیرون رفتن مادرم دچار مشکل شده ام؛ اما زنم برای من خیلی ارزش دارد و جز خوبی از او چیزی ندیده ام ...چکار کنم؟ راهنمایی بفرمائید.

ج: اگر وضعیت به گونه ای است که شما می گویید و وضعیت زن شما درست است و شما هم او را دوست می دارید و با مادرت رفتار بدی نداشته است؛ بلكهمادرت فقط به خاطر غرض شخصی از او خوشش نمی آید، زنت را نگهدار و به زندگی خود ادامه بده. طلاق دادن زن بر شما به خاطر مادرتان لازم نیست؛ چون پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرموده است: « إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي الْمَعْرُوفِ»[1] 

[اطاعت فقط در کار درست واجب است] 

 شما باید با مادرتان به نیکی و مهربانی رفتار کنید و به دیدارش بروید و با او همدردی نمائید و او را کمک کنید تا دلش راضی شود و بتوانی او را بدونِ طلاق زنت به چیز دیگری قانع کنی.

 وبا لله التوفیق ، وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم 

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (20/29،30)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] تخریج حدیث در فتوای قبلی گذشت .[125] حکم تقاضای طلاق بخاطر عقیم بودن شوهر 

س: آیا زنی که شوهرش عقیم است و صاحب فرزند نمی شود، می تواند از او تقاضای طلاق کند؟ وآیا می تواند مهریه ي به تأخیر افتاده اش را بگیرد؟

ج: اگر شما قبل از ازدواج می دانستید که شوهرتان عقیم است و شما با او ازدواج کرده اید، نمی توانید تقاضای طلاق کنید. اما اگر نمی دانستید حق دارید تقاضای طلاق کنید؛ چون صاحب فرزند شدن دغدغه ي بسیاری از مردان و زنان است. بنابراین زنی که بعد از ازدواج بفهمد که شوهرش عقیم است می تواند تقاضای طلاق بکند؛ اما اگر قبل از ازدواج از عقیم بودن شوهر آگاه بوده است، حق تقاضاي طلاق را ندارد؛ چون این شرطی به شمار می رود.

گویا شوهر براساس این شرط با او ازدواج کرده که با او بماند اگر چه او عقیم باشد. اگر به حق، تقاضای طلاق کند، مهریه اش کاملاً بهاو می رسد. اگر بدون اینکه شوهر عیبی داشته باشد، تقاضای طلاق کند حق مهریه ندارد. بلکه شوهر می تواند در مقابل طلاق از او مالی بگیرد و این را (عوض الخلع) می نامند.

الشیخ ابن جبرین – فوائد و فتاوی تهم المرأة المسلمة، ص(124)[126] طلاقی که براساس کاری داده شده که بعداً خلاف آن ثابت شده، واقع نمی شود.

 س: مردی نامه های دروغینی که برای همسرش آمده اند را دریافت کرده و به گمان این که حقیقت دارند، زنش را طلاق داده است، بعداً مشخص شده که این نامه ها جعلی و دروغین بوده اند؛ آیا طلاق او واقع شده است؟

ج: اگرقضیه به صورتی است که شما گفته اید که شوهر بر اساس این نامه ها که فکر می کرده واقعیت دارند، زنش را طلاق داده و بعداً مشخص شده که جعلی و دروغین هستند، طلاق واقع نمی شود، چون طلاق به کیفیت مذکور از نوع طلاقِ مشروط به شرطی استکه تحقق نیافته، بشمار می رود.

 وبالله التوفیق، وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم

 فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا(20/165) [127] کیفیت طلاق بدعی و حکم آن 

س: آیا طلاق بدعی واقع می شود یا نه؟ اگر واقع می شود یک طلاق به حساب می آید یا سه طلاق؟

ج: طلاق بدعی چند نوع است: از آن جمله این که شوهر زنش را در حالت حیض یا نفاس یا در حالت پاکی که با او آمیزش کرده طلاق دهد. قول صحیح در این مورد این است که این طلاق واقع نمی شود. 

 از جمله طلاق بدعی این است که زنش را سه طلاق دهد، صحیح این است که اگر به زنش سه طلاق داد یک طلاق واقع می شود، طبق قول صحیح علما اگر هر سه طلاق را با یک کلمه بدهد، یکی شمرده می شوند.

 

وبا لله التوفیق،وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم

 فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا(20/58)[128] حکم طلاق ثلاث با یک کلمه 

س: مردی زنش را سه طلاق در یک جمله داده است، آیا یک طلاق به حساب می آیند یا سه طلاق شمرده می شوند؟ 

ج: بنابر قول علما یک طلاق به شمار می آیند، چون از ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که گفت: «كَانَ الطَّلَاقُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِي بَكْرٍ رضي الله عنه وَسَنَتَيْنِ مِنْ خِلَافَةِ عُمَرَ رضي الله عنه طَلَاقُ الثَّلَاثِ وَاحِدَةً فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رضي الله عنه: إِنَّ النَّاسَ قَدْ اسْتَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ قَدْ كَانَتْ لَهُمْ فِيهِ أَنَاةٌ، فَلَوْ أَمْضَيْنَاهُ عَلَيْهِمْ، فَأَمْضَاهُ عَلَيْهِمْ»[1]

«طلاق در زمان رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  و دوران ابوبکررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ و تا دو سال در زمان خلافت عمررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ به همین صورت بود که سه طلاق یکی بشمار می آمد، آنگاه عمررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ گفت: مردم در کاری شتاب می ورزند که به آن ها مهلت داده شده است. اگر طلاق را واقع کنیم بهتر است، آنگاه بر آنان طلاق را واقع کرد.» 

جمهور علما می گویند: دادن سه طلاق، سه طلاق به شمار می آید. همان طور که عمر رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ آن را سه طلاق به حساب آورده است. مشروح اقوال و دلایل هر یک و قول راجح را در کتاب (زادالمعاد ) علّامه ابن قیّم رحمة الله علیه مطالعه کنید.[2] 

وبا لله التوفیق،وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم

 فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا 