د.

 اما اين كه فردي وارد مجلس مي شود و از سمت راست آغاز مي كند، مثل اين كه آب[4] يا قهوه يا چاي را از سمت راست خودش به اهل مجلس تعارف مي نمايد، اين خلاف سنت است؛ بلكه سنت اين است كه از بزرگتر شروع شود، چنان كه ابن عباس رضي الله عنه روايت مي كند: كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا سقى قال: [ اِبْدَؤُوا بالكبيرِ أو قال: بالأَكَابِرِ]» « پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم وقتي آب مي نوشيد؛ سپس مي فرمود: [از بزرگتر يا مي گفت از بزرگترها شروع كنيد][5] (يعني ابتدا به بزرگتر آب بدهيد) روايت از «ابويعلي »علامه ابن حجر در فتح الباري 10/87 مي گويد: اين حديث با سند قوي روايت شده است. 

 علامه ابن حجر اين حديث را با حديث انس بن مالك رضي الله عنه جمع كرده كه انس روايت مي كند:[ أَنَّ النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ شَرِبَ لَبَنًا وَعَنْ يَسَارِهِ أَبُو بَكْرٍ رضي الله عنه وَعَنْ يَمِينِهِ أَعْرَابِيٌّ؛ فقال عمر رضي الله عنه – و خاف أن يُعْطِيه الأعرابي-: أَعْطِ أبابكر يا رسول الله عندك، فَأَعْطَاهُ الْأَعْرَابِيَّ الذي عن يمينِهِ ثُمَّ قَالَ: الْأَيْمَنَ فَالْأَيْمَنَ]

 [پيامبر صلي الله عليه و سلم شير نوشيد و در سمت چپ او ابوبكر رضي الله عنه بود و در سمت راست ايشان مردي صحرا نشين بود. عمر رضي الله عنه ترسيد كه پيامبر صلي الله عليه و سلمشير را به باديه نشين بدهد كه در سمت راست پيامبر نشسته بود –گفت: اي رسول خدا باقيمانده ي شير را به ابوبكر بدهيد كه كنارتان نشسته است، اما پيامبر صلي الله عليه و سلم شير را به باديه نشين داد كه در سمت راست او بود و فرمود: از سمت راست بايد شروع كرد] [6]. بخاري اين حديث را در كتاب المساقاة و در جاهاي ديگري با الفاظي ديگر نزديك به اين متن روايت كرده است.

علامه ابن حجر در فتح الباري [7] مي گويد: اين حديث با حديث قبلي اينگونه قابل جمع است كه اين حديث، بر حالتي حمل مي شود كه تمام افرادِ حاضر در مجلس، در يك سطح قرار دارند، اما اگر تمام افراد در جلوي بزرگتر نشسته اند و يا اينكه همه در سمت چپ يا پشت سر باشند و يا اصلاً فرد بزرگسالي در ميان آن ها نباشد، در اين صورت شروع كردن از سمت راست را به عنوان يك قاعدهء كلي، ترك مي كنيم و ابتدا از بزرگتر شروع مي كنيم، و يا از عموميت اين امر، آغاز به بزرگتر، خاص مي شود؛ وقتي بعضي از سمت راست رئيس نشسته باشند و بعضي سمت چپ، در اين صورت كوچك بر بزرگ وكسي كه در رده ي پايين تر است بر كسي كه در رده بالاتر است، مقدم مي گردد. يعني وقتي كوچكتر و كسي كه در رده پايين تر است در سمت راست رئيس قرار داشته باشند.

 پس آنچه از سنت روشن مي گردد، اين است كه اگر در چپ و راست افرادي بودند، مانند اين كه ساقي يا كسي كه نوشيد و خواست اضافه را به كسي از همنشين ها بدهد، بايد از كسي آغاز كند كه در سمت راست او قرار دارد، خواه به سبب علم يا ثروت يا سن برتر باشد يا نباشد.

بنابراين در اين حالت حق تقدم با كساني است كه طرف راست قرار دارند؛ اما اگر كساني كه در مجلس نشسته بودند همه روبروي رئيس بودند بايد از كسي آغاز كند كه بزرگتر است، چنانكه در حديث سابق، از ابويعلي آمده بود و چنانكه در حديث بخاري در باب «دفع السواك إلي الأكبر» آمده كه ابن عمر رضي الله عنهما روايت مي كند كه پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود:[ أَرَانِي أَتَسَوَّكُ بِسِوَاكٍ فَجَاءَنِي رَجُلَانِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ الْآخَرِ فَنَاوَلْتُ السِّوَاكَ الْأَصْغَرَ مِنْهُمَا؛ فَقِيلَ لِي: كَبِّرْ، فَدَفَعْتُهُ إِلَى الْأَكْبَرِ مِنْهُمَا][8] 

« در خواب ديدم كه مسواك مي زنم. آنگاه دو مرد نزد من آمدند كه يكي بزرگتر بود. من مسواك را به كوچكتر دادم؛ به من گفته شد: مسواك را به بزرگتر بده، من هم مسواك را به بزرگتر دادم.] 

حافظ ابن حجر در شرح اين حديث مي گويد:ابن بطال مي گويد: در اين حديث اشاره شده كه در تعارف كردن مسواك، بزرگتر مقدّم است، و همچنين غذا و آب و راه رفتن و سخن گفتن نيز همين حكم را دارد.[9]

 اگر همه افراد در سمت راست يا چپ بودند، آيا از بزرگتر آغاز شود؟ چون در اين صورت كسي از نظر راست بودن بر ديگران برتري ندارد؛ زيرا همه در يك سمت قرار دارند يا از كساني شروع كند كه به او نزديكترند؟؛ چون نزديكي اعتبار دارد. 

ام المؤمنين عايشه رضي الله عنها از پيامبر صلي الله عليه و سلم پرسيد و گفت:[ إنَّ لِي جارَيْنِفإلى أيِّهِمَا أُهْدِي؟ فقَالَ:إِلَى أقْرَبِهِمَا مِنكِ بَاباً] [من دو همسايه دارم به كدام يك هديه دهم؟ پيامبر فرمود: به كسي كه دروازهء خانه اش به تو نزديكتر است][10]روايت احمد و بخاري. اين حديث از حديث اول نزديكتر است، اما اگر مقتضاي حال را در نظر بگيرد، بهتر است.

به اين خاطر در مورد اين مسئله به تفصيل سخن گفتم؛ زيرا مردم شيوه اي مخالف با سنت پيامبر در پيش گرفته اند؛ زيرا سنت اين است كه فرد وقتي وارد مجلس مي شود بايد سلام كند و در جايي بنشيند كه انتهاي مجلس است؛ مگر آنكه در ميان اهل مجلس كسي باشد كه حالت و وضعيت، چنين اقتضا مي كند كه به طور ويژه با او دست داده شود، مثلاً به خاطر علم يا بزرگي سن يا آمدنش از سفري و ... ، امروزه مردم شيوه ي جديد را با اين عقيده كه سنت است و مايهء تقرب به الله تعالي مي باشد، انجام مي دهند، كه البته با اين توضيح مشخص شد كه چنين كاريبر خلاف سنت است.

از الله تعالي مي خواهم كه ما را در تحصيل علم و عمل به راه راست هدايت كند و دلهاي ما را پس از آن كه ما را هدايت نموده منحرف نسازد و از سوي خود به ما رحمت ببخشد. بي گمان او بخشنده است. 

والحمدلله رب العالمين، و صلي الله و سلم علي نبينا محمد و علي آله و صحبه اجمعين. 

 فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين23/4/1419 هــ 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] احمد 5/91 ، 98 ، 107 و ابو داود 4825 و ترمذي 2725 ، و ترمذي مي گويد: «حسن صحيح غريب»، و ابن حبان 6433  و بيهقي در الكبري 5682 روايت كرده است.
[2] احمد (3/132 ، 250) و ترمذي 2754 و ضياء در المختارة 1958 – 1961 و ابويعلي 3784 و ابن ابي شيبه در مصنف خود 25583 روايت كرده است. و قال الترمذي: «حسن صحيح غريب»
[3] مشكاة المصابيح 3/1331 (4698 )
[4] و اين زماني است كه آب و چاي براي همه مردم تقسيم مي شود؛ اما اگر شخصي آب يا چاي درخواست نمود بايد اول به ايشان داده شود.
[5] ابويعلي 2425 و طبراني در الاوسط 3786 روايت كرده است. هيثمي در مجمع الزوائد 5/81 مي گويد: «راويان ابو يعلي رجال صحيح هستند.»
[6] بخاري 2352 و أطرافه عنده.
[7] فتح الباري 10/87 كتاب الأشربة – باب: هل يستأذن الرجل من عن يمينه في الشرب ليُعطَي الأكبر؟
[8] بخاري 246
[9]) فتح الباري 1/357
[10] احمد 6/175 ، 193 ، 139  بخاري 2259 ، 2595 ، 6020 و ديگران[99] حكم بلند شدن براي كسي كه مي آيد 

س: مردي وارد شد و همه به احترام او بلند شدند و من بلند نشدم،‌ آيا بايد بلند مي شدم؟ آيا كساني كه بلند شده اند گناهكارمي شوند؟ 

ج: لازم نيست كه براي كسي كه از بيرون مي آيد بلند شد، بلكه بلند شدن براي كسي كه از بيرون مي آيد