مردم را مي بينيم كه ورقه هايي را در ماشين هاي خود مي گذارند يا بر درهاي خانه آويزان مي كنند، مانند دعاي بيرون رفتن، دعاي ورود، و دعاي نشستن، اينها دعاهايي هستند كه از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ثابت اند؟ 

 ج: این کار اشكالي ندارد، چون براي ياد آوري است. بسياري از مردم اين دعاها را حفظ نيستند، وقتي که نوشته شود خواندنش براي آنها آسان مي شود، اشكالی ندارد كه انسان در اتاق پذيرائي دعاي كفاره مجلس را بنويسد، تا برای كساني كه آن جا نشسته اند گوشزد نمايد كه هرگاه بلند شدند اين دعا را بخوانند. همچنين دعاهاي سفر و غيره كه داخل ماشين چسبانده مي شود اشكالي ندارد. 

الشيخ ابن عثيمين- نور علي الدرب (الحلقة الثانية)، ص (42)[146] اسباب عدم اجابت دعا 

س: چرا انسان دعا مي كند و دعايش قبول نمي شود، و حال آن كه خداوند مي فرمايد: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »[غافر-60] «مرا به فریاد خوانید تا بپذیرم» 

ج: الحمد لله رب العالمين و اصلي و اسلم علي نبينا محمد، و علي آله و اصحابه اجمعين، خداوند متعال مي فرمايد: « وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ (60) » [غافر]

«مرا به فریاد خوانید تا بپذیرم. کسانی که خود را بزرگتر از آن می دانند که مرا به فریاد خوانند، خوار و پست داخل دوزخ خواهند گشت»

سؤال كننده مي گويد: دعا كرده اما خداوند دعايش را اجابت ننموده است، و حال آن كه خداوند وعده اش را خلاف نمي كند در پاسخ اين سؤال بايد گفت: اجابت دعا شرايطي دارد كه بايد تحقق يابند، شرايط دعا عبارتند از: 

شرط اول: اخلاص، يعني انسان صادقانه و با قلبي حاضر دعا كند و به خدا پناه ببرد، و بداند كه خداوند بر اجابت دعا تواناست، و به اجابت اميدوار باشد. 

شرط دوّم: انسان در لحظه دعا احساس كند كه به شدت به خداوند نياز دارد، و تنها خداوند است كه دعاي بینوایان و درماندگان را اجابت مي كند و بلاها را دور مي نمايد؛ اما دعا كردن با بي نيازي و خود را محتاج ندانستن و فقط به عنوان عادت دعا كردن، چنين دعايي شايسته اجابت نيست.

شرط سوّم: از خوردن حرام پرهيز كند، چون روزيِ حرام مانع اجابت دعا مي شود، چنان كه در حديث صحيح از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ روايت است كه فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ طَيِّبٌ لَا يَقْبَلُ إِلَّا طَيِّبًا وَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا أَمَرَ بِهِ الْمُرْسَلِينَ فَقَالَ« اي مردم خدا پاك است و جز پاكي را نمي پذيرد، و خداوند مؤمنان را به همان چيزي فرمان داده كه پيامبران را به آن فرمان داده است » پیامبر این دو آیه را تلاوت نمود:

{ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنْ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ }[المؤمنون-51] « ای پیغمبران! از غذاهای حلال بخورید و کارهای شایسته بکنید، بیگمان من از آنچه انجام می دهید بس آگاهم»

وَقَالَ{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ }[البقرة-172]

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از چیزهای پاکیزه ای بخورید که روزی شما ساخته ایم»

ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ أَشْعَثَ أَغْبَرَ يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ يَا رَبِّ يَا رَبِّ وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ وَغُذِيَ بِالْحَرَامِ فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ»[1] «سپس پیامبر از مردي سخن به ميان آورد كه سفر را طولاني مي كند، موهايش ژوليده و غبار آلود است، در همين حال دستهايش را به سوي آسمان بلند مي كند و مي گويد: پروردگارا! پروردگارا! و حال آنكه خوردني و نوشيدني ا ش حرام است و جسم اش با حرام تغذيه شده است، كجا دعايش اجابت مي شود»

 پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ پذيرفته شدن دعاي اين شخص را بعيد دانسته است با اينكه او به ظاهر اسباب اجابت دعا را فراهم كرده است، و آن اسباب عبارتند از : 

1-بلند كردن دست به سوي آسمان، يعني به سوي الله؛ چون خداوند در آسمان بر فراز عرش است بلند كردن دستها به سوي خدا از اسباب اجابت دعاست، چنانكه در حديثي كه امام احمد در مسند روايت كرده است آمده :« إِنَّ الله حَيِيٌّ كَرِيمٌ يَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدِهِ إِذَا رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَيْهِ أَنْ يَرُدَّهُمَا صِفْرًا»[2]«خداوند با حيا و بزرگوار است و وقتي بنده دستهايش را به سوي او بلند مي كند، از خالي برگرداندن آن حيا مي كند»

2-اين مرد خداوند را با اسم ربّ (پروردگار) صدا زده است و توسل به خدا با اين اسم از اسباب اجابت است، چون پروردگار آفريننده و مالك و تدبير كننده همه امور است، پس كليد آسمانها و زمين در دست اوست، از اين رو بيشتر دعاهايي كه در قرآن آمده با اين اسم است: « رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آَمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآَمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ (193) رَبَّنَا وَآَتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ (194) فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ » [آل عمران- 163-195] «پروردگارا! ما از منادی شنیدیم که(مردم را) به ایمان به پروردگارشان می خواند و ما ایمان آوردیم(و ندای او را لبیک گفتیم، اکنون که چنین است) پروردگارا! گناهانمان را بیامرز و بدیهایمان را بپوشان و ما را با نیکان بمیران. پروردگارا! آنچه را که بر (زبان) پیغمبران خود وعده داده ای، به ما عطا کن، و در روز رستاخیز ما را خوار و زبون مگردان. بیگمان تو خلفوعده نخواهی کرد. پس پروردگارشان دعای ایشان را پذیرفت و پاسخشان داد که من عمل هیچ کسی از شما را بکار خواسته باشد – خواه زن باشد یا مرد – ضائع نخواهم کرد.»

پس توسل به خداوند بوسيله اسماي حسني از اسباب اجابت است

3-اين مرد مسافر بود و سفر اغلب از اسباب اجابت است؛ چون انسان در سفر بيشتر احساس نيازمندي به خدا مي كند، ژوليده بودن و غبار آلود بودن او به معني اين است كه گويا او به خودش اهميت نمي دهد و مهم ترين چيز برايش اين است كه به خدا پناه ببرد و در هر حالي كه هست خدا را بخواند، چنانكه در حديث آمده است: « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يُبَاهِي مَلَائِكَتَهُ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ بِأَهْلِ عَرَفَةَ فَيَقُولُ: انْظُرُوا إِلَى عِبَادِي أَتَوْنِي شُعْثًا غُبْرًا»[3]«در شامگاه عرفه خداوند به بندگانش بر ملائكه فخر مي كند و مي گويد: به بندگانم نگاه كنيد كه ژوليده مو و غبار آلود نزد من آمده اند»

 اما همه اين اسباب اجابت دعا مفيد واقع نشده اند؛ چون خوراك آن مرد و لباسش از 